لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) اطاقکی که در پشت اطاق نشیمن و غیره تهیه کنند و اشیا و لوازم خانه را در آن نهند .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] پستو همان صندوقخانه، خرد اتاق در داخل کلان اتاق است که از آن به مناسبت در باب صلات نام برده شده است.
براساس مفاد برخی روایات، افضل برای زن نمازگزاردن در خانه و با فضیلتترین مکان در خانه، پستوی خانه است.
براساس مفاد برخی روایات، افضل برای زن نمازگزاردن در خانه و با فضیلتترین مکان در خانه، پستوی خانه است.
wikifeqh: پستو
دانشنامه عمومی
پستو ( به ایتالیایی: Pesto ) ( تلفظ: ) گونه ای سس است که خاستگاه آن به شهر جنوا در لیگوریا بر می گردد. سس پستو به صورت سنتی شامل سیر له شده، پسته ریحان خرد شده و دانه کاج اروپایی است که با روغن زیتون، پنیر پارمیجانو و پنیر فیور ساردو ( گونه ای پنیر گوسفندی ) مخلوط می گردد.

این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

wiki: پستو
دانشنامه آزاد فارسی
پَسْتو
(یا: اتاقِ پشت). انباریِ کوچکی در پسِ اتاق. ممکن است در پشتِ اقسام اتاق ها در خانه، حجره، دکان، و نیز در مدرسه و بازار و کاروان سرا، قرار گیرد. در خانه های سنّتی ایرانی که اتاق ها چند منظوره اند و اثاث ثابت ندارند، برخی وسایل غیرضروری به پستو منتقل می شده اند. در دکان ها و حجره های تجاری، پستو همچون انبار نگهداری کالاست. در مدارس سنّتی، که حجره محل زندگی و درس خواندن علم آموزان بوده، پستو فایده ای همانند پستوهای خانگی داشته است.
(یا: اتاقِ پشت). انباریِ کوچکی در پسِ اتاق. ممکن است در پشتِ اقسام اتاق ها در خانه، حجره، دکان، و نیز در مدرسه و بازار و کاروان سرا، قرار گیرد. در خانه های سنّتی ایرانی که اتاق ها چند منظوره اند و اثاث ثابت ندارند، برخی وسایل غیرضروری به پستو منتقل می شده اند. در دکان ها و حجره های تجاری، پستو همچون انبار نگهداری کالاست. در مدارس سنّتی، که حجره محل زندگی و درس خواندن علم آموزان بوده، پستو فایده ای همانند پستوهای خانگی داشته است.
wikijoo: پستو
جدول کلمات
مترادف ها
گنجه، پستو، صندوق خانه
پستو
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
۱ - محل ذخیره مواد غذایی و اجناس ارزشمند. امروزه برخی عوام به تقلید از فنگلیش به آن پنتری، پانتری یا Pantry میگویند. پستوی آشپزخانه، پستوی خانه
۲ - چاشنی ریحان: مخلوطی بسیار چرب از ریحان، سیر له شده، تخم روغنی هسته درخت کاج، نمک، پنیر چرب رنده شده، و روغن زیتون
... [مشاهده متن کامل]
موارد استفاده: معمولاً مانند سبزی دلال گیلان، بعنوان مزه و چاشنی در ماست میریزند، یا روی لقمه میمالند، یا روی غذاهای خمیراکی میریزند



۲ - چاشنی ریحان: مخلوطی بسیار چرب از ریحان، سیر له شده، تخم روغنی هسته درخت کاج، نمک، پنیر چرب رنده شده، و روغن زیتون
... [مشاهده متن کامل]
موارد استفاده: معمولاً مانند سبزی دلال گیلان، بعنوان مزه و چاشنی در ماست میریزند، یا روی لقمه میمالند، یا روی غذاهای خمیراکی میریزند



کته
در پستو حرف زدن به معنای مخفیانه صحبت کردن. به شکلی صحبت کردن که چهره و مشخصات، قابل شناسایی نباشد.
انباری قدیم
در زبان لری به اتاق � تو � میگویند. پس به معنی عقب است. این واژه بن مایه خود را از گویشهای بختیاری و جنوبی گرفته است. �تو�یی که در پس است.
پَستو، نهانگاه، مخفیگاه، سروم، انباری، صندوق خانه
( در گویش شهر سیریز ) اسپریچ گویند
و مراد یک اتاق کوچک در انتهای اتاق اصلی ( ( انباری درونی اتاق ) )
و مراد یک اتاق کوچک در انتهای اتاق اصلی ( ( انباری درونی اتاق ) )
در زبان لری بختیاری به معنی
اتاق آخری
تو::اتاق. خانه
Pasto
اتاق آخری
تو::اتاق. خانه
پَستو -
انباری! -
تو: واژه پهلوی ( توه ) -
پرده، کناره، پوشش، لایه - اندرون، اتاق، سراچه، چاردیواری
یعنی: اتاق پشتی، پشت اندرونی، انباری!
انگلیسیش می شود: گاراژ، سوله.
که با پارکینگ فرق می کند زیرا پارکینگ محل گذاشتن و نگهداری چیزهایی است که مال خودمان است ولی گاراژ و سوله محل نگهداری چیزهایی است که قرار است به فروش برسد.
... [مشاهده متن کامل]
انباری! -
تو: واژه پهلوی ( توه ) -
پرده، کناره، پوشش، لایه - اندرون، اتاق، سراچه، چاردیواری
یعنی: اتاق پشتی، پشت اندرونی، انباری!
انگلیسیش می شود: گاراژ، سوله.
که با پارکینگ فرق می کند زیرا پارکینگ محل گذاشتن و نگهداری چیزهایی است که مال خودمان است ولی گاراژ و سوله محل نگهداری چیزهایی است که قرار است به فروش برسد.
... [مشاهده متن کامل]