برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

پرنده

/parande/

مترادف پرنده: طایر، طیر، مرغ

معنی پرنده در لغت نامه دهخدا

پرنده. [ پ َرَ / رْ رَ دَ / دِ ] (نف ) طَیر. طائر. طائره. مُرغ. مقابل چرنده : و از درختان میوه ها پدید می آید و همه بزیر میریزد و خشک میشود و هیچ خریدار نباشد نه چرنده و نه پرنده. (قصص الانبیاء). و مر باز راحشمتی است که پرندگان دیگر را نیست. (نوروزنامه ).
نبد هیچ پرنده را جایگاه
ز تیر و ز گرد خروشان سپاه.
فردوسی.
نماندند بسیار و اندک بجای
ز پرنده و مردم و چارپای.
فردوسی.
|| پروازکننده. طیار. که پرواز کند بپر : عقاب پرنده و شیر شکاری. (تاریخ بیهقی ).
به نخجیر یوزان و پرّنده باز
می مشک بوی و بتان طراز.
فردوسی.
چو با مرغ پرّنده نیرو نماند
غمی گشت و پرها بخوی درنشاند.
فردوسی.
ز درنده شیران زمین شد تهی
به پرنده مرغان رسید آگهی.
فردوسی.
- پرندگان ؛ ج ِ پرنده. مرغان و جز آنها که پر دارند. مقابل چرندگان.
- پرنده ٔ چراغ ؛ فَراشه. پروانه. پروانه ٔ چراغ.
|| (اِ) سیماب.

معنی پرنده به فارسی

پرنده
پروازکننده، هرجانوری که درهواپروازکند
( اسم پریدن )۱- هر جانوری که می پرد مرغ طیر طایر . جمع : پرندگان مقابل چرنده . نام یک فردازرد. پرندگان نام عام فردی از حیوانات ذی فقاری که به رد. پرندگان تعلق دارد . ۲- که پرواز کند که بپرد پرواز کننده طایر : ( ما چیزها را دروهم توانیم آورد که بحس نیافته باشیم چون مردم پرنده .) ( بابا افضل ) یا پرنده پر نمیزند. خیلی خلوت و آرام بود.یا پرند. چراغ . پروانه. فراشه . یا ( هواپیمایی ) پرسنل پرنده . کسانی که در نیروی هوایی با هواپیما پرواز میکنند و رانندگی آنرا بعهده دارند . یا پرند. آتشین. یکی از انواع اختر. یا ماهی پرنده.
( اسم ) تیس
[ornithochory] [کشاورزی- علوم باغبانی] پراکنده شدن میوه توسط پرندگان
[ گویش مازنی ] /parende tale/ تله مخصوص پرندگان خاصه ابیا که اجزا آن از تله کنار(تله پرچین)، بلقم(ترکه کوتاه کمانی شکل که در زمین فرو کنند)تشکیل می شود
( اسم ) علم با احوال و زندگی پرندگان معرفه الطیر علم الطیور مرغ شناسی .
( اسم ) ماهی پرنده .
( صفت ) که پرند. بسیار در آن است: ( ارض مطاره زمین پرنده ناک .)( منتهی الارب ).
[bird watcher] [گردشگری و جهانگردی] شخصی که به قصد تفریح یا اهداف علمی پرندگان را زیر نظر می گیرد
[bird watching] [گردشگری و جهانگردی] تماشای پرندگان به قصد تفریح یا اهداف علمی
...

معنی پرنده در فرهنگ معین

پرنده
(پَ رَ دِ) (ص فا.) هر جانوری که می پرد، مرغ ، طیر. ج . پرندگان .
( ~. پَ رَ دِ) [ تر - فا. ] (اِ.) شی ء یا پدیده ای به شکل بشقاب که برخی در کشورهای مختلف مدعی دیدار آن هستند و بیشتر مردم گمان می کنند که از کرات دیگر آمده اند.

معنی پرنده در فرهنگ فارسی عمید

پرنده
١. پروازکننده.
٢. (اسم) هر جانوری که در هوا پرواز کند.
۳. هر جانوری از خانوادۀ پرندگان.

پرنده در دانشنامه اسلامی

پرنده
پرنده به جانور بال دار می گویند. از آن در باب های مختلف نظیر طهارت، حج، تجارت، سبق و رمایه، صید و ذباحه، اطعمه و اشربه و حدود از جهات گوناگون بحث شده است.
موضوع حلال گوشت و حرام گوشت بودن پرندگان از مهم ترین مباحث فقهی است.
در همه ی اشیاء، اصل اوّلی اباحه و حلّیت است (قاعده حلیت). ؛ لیکن در مورد حیوانات، اصل عدم تذکیه نیز وجود دارد و همین امر منشأ اختلاف شده که در موارد شک در حلیت و حرمت پرنده ای، آیا به اصل اباحه رجوع و براساس آن حکم به حلال گوشت بودن پرنده ی مشکوک می شود یا اصل اباحه در حیوان به اصل عدم تذکیه، تخصیص خورده و در نتیجه، حکم به تقدم اصل عدم تذکیه بر اصل اباحه و حرمت پرنده ی مشکوک می شود؟

پرندگان حلال گوشت
۱) کبوتر، مرغ و تمامی انواع و اقسام گنجشک و نیز شتر مرغ و ملخی که بال درآورده و پرواز می کند، حلال گوشت هستند.
۲)خوردن گوشت هدهد و پرستو کراهت دارد. برخی قائل به حرمت گوشت پرستو شده اند.
۳) گوشت فاخته، چکاوک، هوبره و بویژه ورکاک (صرد)، صوّام و سبزه قبا (شیرگنجشک) مکروه است.

اجزاء حرام پرندگان حلال گوشت
برخی از اجزای حیوانات حلال گوشت- هرچند تذکیه شوند- حرام است. از آن اجزاء در پرندگان تنها فضله، خون، زهره دان، سپرز، مردمک چشم و- در برخی پرندگان همچون خروس- نری (بیضتین) وجود دارد. در حرمت خوردن اجزای یاد شده جز فضله- به جهت خباثت- و خون- به جهت نجاست و خباثت- اختلاف است.

اقسام پرندگان حرام گوشت
...
پرنده به رده بزرگی از شاخه مهره داران خون گرم با بدنی پوشیده از پر اطلاق می شود.
قرآن در آیات گوناگونی به دو روش از پرندگان نام برده است:
← ذکر نام پرنده
آیه ۲۶۰ سوره بقره به داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و زنده شدن ۴ پرنده پرداخته است.
← زنده شدن پرندگان نشانه ای برمعاد
آیه ۳۸ سوره انعام ، خطاب به مردم می فرماید:جنبندگان زمین و پرندگان نیز مانند شما امت هایی هستند:«و ما مِن دابَّة فِی الاَرضِ و لا طئِر یَطیرُ بِجَناحَیهِ اِلاّ اُمَمٌ اَمثالُکُم ما فَرَّطنا فِی الکِتـبِ مِن شَیء ثُمَّ ا ...


پرنده در دانشنامه ویکی پدیا

پرنده
و به متن رجوع کنید.
† Archaeornithes *
†پادمرغان
†باخترمرغان
†ماهی مرغ
نومرغان
پَرَنده یا مُرغ به جانوران مهره داری گفته می شود که بدنی پوشیده از پر دارند، خونگرم اند، بال دارند، بر روی دوپا راه می روند و تخم می گذارند. بیشتر پرندگان توانایی پرواز دارند. نزدیک به ۱۰،۰۰۰ گونه پرنده در سراسر جهان وجود دارد.
بیشتر پرندگان برای پرواز سازش یافته اند. شکل آن ها چنان است که مقاومت هوا را در هنگام پرواز کم می کند. افزون بر این، پرندگان پروازی نسبت به جثه ای که دارند سبکند. سبکی آن ها تا حدی به جهت آن است که بیشتر استخوان های آن ها توخالی است. علاوه بر این، کیسه های هوادار کوچک در همه جای بدن خود دارند. کیسه های هوادار مانند بالن های کوچک کار می کنند. پرهای بال و دم پرندگان کمک خوبی برای پرواز آن ها است. ماهیچه های نیرومند بال ها نیز در پرواز به آن ها یاری می کند. پرندگان مانند پستانداران خونگرم اند. بدن آن ها حتی از بدن انسان گرم تر است. بدن برخی از پرندگان دمای در حدود ۴۵ درجه دارد.
همهٔ گونه های پرندگان تخم می گذارند. بیشتر پرندگان برای تخم های خود لانه می سازند. تخم پرندگان چند روزی باید گرم نگاه داشته شود تا جوجه در آن تشکیل شود. بیشتر پرندگان با خوابیدن روی تخم آن را گرم نگه می دارند. در بسیاری از پرندگان پدر و مادر به نوبت روی تخم ها می خوابند. در بعضی دیگر تنها مادر روی تخم می خوابد و فقط برای تهیه خوراک لانه را ترک می کند. در سرزمین های گرم چند نوع از پرندگان تخم های خود را در آفتاب قرار می دهند تا جوجه ها به عمل آیند. بعضی از جوجه ها پس از خروج از تخم برهنه اند، مانند جوجه سینه سرخ و گنجشک. این جوجه ها ناتوان نیز هستند. بعضی دیگر از کُرک پوشیده اند. مانند جوجه های مرغ و اردک و می توانند به محض خروج از تخم راه بروند.
عکس پرنده
پرنده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
پرنده (فیلم ۱۹۸۸)
پرنده (فیلم ۱۹۸۹)
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پرنده در دانشنامه آزاد پارسی

پَرَنده (bird)
جانوری دارای ستون مهره، از ردۀ پرندگان، بزرگ ترین گروه مهره داران خشکی، و دارای مشخصاتی از قبیل خون گرمی، داشتن پر، بال، تنفس با شش، و تخم گذاری ماده ها. پرندگان دو پایند. پاها معمولاً برای نشستن سازش یافته اند و هرگز بیشتر از چهار انگشت ندارند. بینایی و شنوایی پرندگان به خوبی رشد کرده است، اما حس بویایی شان معمولاً ضعیف است. هیچ یک از گونه های پرندگان دندان ندارند. بیشتر پرندگان پرواز می کنند، اما برخی گروه ها، نظیر شترمرغ، قادر به پرواز نیستند و بعضی دیگر از پرندگان نیز پرواز نمی کنند. بسیاری از پرندگان با صدا با هم ارتباط برقرار می کنند. تقریباً نیمی از همۀ گونه های شناخته شدۀ پرندگان آوازه خوان اند. در بیشتر گونه ها، نرها به ویژه رنگ هایی روشن دارند و با نمایش های مشاهده پذیر ارتباط برقرار می کنند. پرندگان الگوی رفتار غریزی بسیار پیشرفته ای دارند. حدود ۸۵۰۰ گونه پرنده یافت شده است. طبق لیست قرمز گونه های در معرض خطر، که اتحادیۀ حفاظت جهانی در ۱۹۹۶ منتشر کرده است، یازده درصد از گونه های پرندگان در معرض خطر انقراض اند.
ساختار بال. بال شامل استخوان های معمول اندام حرکتی جلویی یعنی استخوان بازو، زند زیرین، زند زبرین، مچ، کف، و انگشتان است. انگشت اول شست است که به آن چند پر، موسوم به بال بدلی، متصل شده است. انگشت دوم نشانه است که پرهای بزرگی دارد. این پرها معمولاً ده عددند و پرهای اولیه نامیده می شوند. پرهای اولیه با پرهای ثانویه ای که به زند زیرین وصل اند، پرهای بزرگ بال را تشکیل می دهند که به شاهپرها معروف اند و برای پرواز به کار می آیند.
کالبدشناسی. (کالبدشناسی) جناغ یا استخوان سینۀ پرندگان متأثر از قدرت پرواز آن هاست؛ پرندگانی که قادر به پروازند دارای تیغۀ بیرون زده ای از جناغ اند که پایه ای برای اتصال عضلات سینه ای بزرگ است که بال ها را حرکت می دهند. در پرندگانی که پرواز نمی کنند، تیغه ای وجود ندارد یا تیغه به میزان بسیار تحلیل رفته است. ستون مهره در ناحیه دم به صفحه ای پهن ختم می شود که دنبالچه نام دارد و نگاهدارندۀ پرهای جهت دهندۀ دمی است. پاها از استخوان ران، درشت نی، نازک نی، و استخوان های پنجۀ پا تشکیل شده اند. پاها معمولاً چهار انگشت و در بسیاری موارد فقط سه انگشت دارند. در پرندگان شناگر، پاها به خوبی به عقب برگشته ...

نقل قول های پرنده

پرنده به جانوران مهره داری گفته می شود که بدنی پوشیده از پر دارند، خونگرم اند، بال دارند، بر روی دوپا راه می روند و تخم می گذارند. بیشتر پرندگان توانایی پرواز دارند.
• نشانه شناسی: نمادهایی که از پرواز پرندگان به دست می آیند، در ارتباط با آسمان و زمین هستند. در زبان یونانی، کلمهٔ پرنده مترادف با علامت یا پیام آسمان بوده است.»
• «پرنده در مقابل مار قرار می گیرد و به عنوان نماد عالم ملکوتی در مقابل عالم خاکی ملحوظ می شود.»
• «به طور جامع تر، پرندگان نماد مراحل معنوی، نماد فرشتگان و نماد مرحلهٔ برتر وجود هستند.»
• «در اسلام پرندگان به طور خاص نماد فرشتگان هستند. از که در قرآن به اشاره شده، زبان فرشتگان منظور است و به معنی شناخت و آگاهی معنوی است.» -> منطق الطیر
• «پرنده نماد روح، نقشی واسطه میان زمین و آسمان دارد.» -> ژان شوالیه

پرنده در جدول کلمات

پرنده
طایر
پرنده آش سردکن
سار
پرنده آب چر
حواصیل
پرنده آتش سرد کن
سار
پرنده آفت درختان انگور و توت
سار
پرنده آهنین
هواپیما
پرنده اش سرد کن
سار
پرنده افسانه ای
سیمرغ
پرنده ای از تیره گنجشگان
چرخ ریسک
پرنده ای از تیره گنجشکیان
چرخ ریسک

معنی پرنده به انگلیسی

bird (اسم)
پرنده ، مرغ ، جوجه
fowl (اسم)
پرنده ، مرغ ، ماکیان
volant (اسم)
پرنده

معنی کلمه پرنده به عربی

پرنده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
هر جانوری که پوشش بدن آن از پر باشد
آراز فرشباف
موجودی که می پرد و معمولا پرواز می کند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پرنده شعر   • فیلم پرندگان   • پرنده نقاشی   • نام پرندگان   • انواع پرندگان   • مگسمرغ   • انواع پر پرندگان   • کوکو پرنده   • معنی پرنده   • مفهوم پرنده   • تعریف پرنده   • معرفی پرنده   • پرنده چیست   • پرنده یعنی چی   • پرنده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پرنده

کلمه : پرنده
اشتباه تایپی : ~vkni
آوا : parande
نقش : اسم
عکس پرنده : در گوگل

آیا معنی پرنده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )