برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1401 100 1

پرستو

/parastu/

مترادف پرستو: ابابیل، پرستوک، چلچله، خطاف

معنی اسم پرستو

اسم: پرستو
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: parasto) پرنده ای با جثه ای کمی بزرگتر از گنجشک و سیاه و سفید، چلچله - پرنده ای سیاه و سفید با بالهای باریک که مهاجر است

معنی پرستو در لغت نامه دهخدا

پرستو. [ پ َ رَ / پ ِ رِ ] (اِ) طایر خُرد معروف که پشت و دم آن سیاه و سینه ٔ سفید دارد و در سقف خانه و مساجدآشیانه سازد. (از رشیدی ). بمعنی پرستک است که خطّاف باشد و بعضی گویند پرستو وطواط است که آن خطّاف کوهی باشد. (برهان ). پرستوک. پرستک. خطّاف. فرشتو. فرشتوک. فراشترو. فراشتروک. فراشتک. فراستوک. پلستک. پیلوایه. حاجی حاجی. پالوانه. پالوایه. بادخورک. فرستو. فرستوک. بالوایه. ابابیل (در تداول عامه ). بهار. زازال. چلچله. فرتوک. بلوایه. دُمسنجه. دُمسیجه. بلسک. داپرزه. دال بوز. دال پوز. دال بوزه. دال پُوزه . شب پرک (؟). (اوبهی ) :
چرا عمر کرکس دو صدسال ویحک
نماند فزونتر ز سالی پرستو.
رودکی.
لبان لعل چون خون کبوتر
سواد زلف چون پَرِّ پرستو.
سعدی.
و حسین خلف گوید: «گویند اگر بچه ٔ اول پرستوک را بگیرند وقتی که ماه در افزونی بود و شکم او را بشکافند دو سنگریزه از شکم او برآید یکی یکرنگ و دیگری الوان چون در پوست گوساله یا بز کوهی پیچند پیش از آنکه گرد و خاک بر آن نشیند و بر بازوی مصروع بندند یا بگردنش آویزند صرع از او زایل گردد و گویند اگر دو پرستوک بگیرند یکی نر و یکی ماده و سرهای آنها را به آتش بسوزانند و در شراب ریزند هرکس از آن شراب بخورد مست نگردد و اگر خون او را به خورد زنان بدهند شهوات ایشان منقطع گردد و بر پستان دختر مالند نگذارد که بزرگ شود و اگر سرگین اورا در چشم کشند سفیدی که در چشم افتاده باشد ببرد وسرگین او با زهره ٔ وی خضاب رنگین باشد و اگر سرگین او با زهره ٔ گاو بیامیزند و بر موی طلا کنند بی هنگام سفید نشود. (برهان ).
- پرستوی کوهی ؛ فراستوک کوهی.(منتهی الارب ). عَوهق. عَوهق جبلی. پرستوی بحری . نوعی طیور از طایفه ٔ شتورینه .
- مثل پرّ پرستو ؛سخت سیاه.
- امثال :
از یک پرستو تابستان نشود ، نظیر: از یک گل بهار نشود. رجوع به امثال و حکم شود.

معنی پرستو به فارسی

پرستو
( اسم ) پرندهای از رد. گنجشکان جزو راست. شکافی نوکان که شامل ۸٠ گونه میشود و در سراسر کر. زمین پراکنده اند این پرنده دارای دم بلند و دو شاخه و منقار نسبه پهن و سه گوش میباشد . جثه اش کمی از گنجشک بزرگتر است و دارای پرواز سبک و سریعی است و بهمین مناسبت دارای بالهای مناسب و مساعد برای پرواز مدتهای متمادی در هوا میباشد . پرستو غذای خود را حین پرواز در هوا جستجو میکند و از حشرات ( از قبیل مگسهاو پشه ها و پروانه ها) تغذیه مینماید و اکثر صبحها ( طلوع آفتاب ) برای تغذیه از لانه خارج میشود . پرنده ایست مانوس با انسان و اکثر لانهاش را در آبادیها در داخل اطاقها و شکافهای دیوار نزدیک لب. بام و گاهی تن. درختان بنا میکند . این پرنده جزو پرندگان مهاجر است و فصول سرد را بنقاط گرمتر مهاجرت میکند و بمحض شروع بهار بمحل اول خود و غالبا بهمان لان. سابق بر میگردد . پرنده ایست بسیار مفید و حشرات موذی را از بین میبرد و ضمنا بی آزار و زیباست چلچله زازال ابابیل بلوایه پیلوایه پرستوک خطاف .

معنی پرستو در فرهنگ معین

پرستو
(پَ رَ) (اِ.) چلچله ، پرنده ای با بال های دراز و نوک تیز و دم دو شاخه ، که در فصل سرما به مناطق گرمسیر مهاجرت می کند.

معنی پرستو در فرهنگ فارسی عمید

پرستو
پرنده ای کوچک و مهاجر با بال های دراز و نوک تیز، دم دوشاخه، و پرهای سیاه که زیر سینه اش خاکستری یا حنایی رنگ است. بیشتر در سقف خانه ها لانه می گذارد و حشراتی از قبیل مگس و پشه را می خورد، چلچله، بلسک، بالوایه، بلوایه، بالوانه، پالوانه، پیلوانه، دالیوز، باسیچ، بادخورک، ابابیل.

پرستو در دانشنامه اسلامی

پرستو
پرنده‏ای معروف، کمی بزرگ‏تر از گنجشک است که از آن به مناسبت در باب طهارت و اطعمه و اشربه یاد شده است.
در حلیت و حرمت گوشت پرستو اختلاف است؛ اکثر فقها آن را حلال گوشت ولی خوردن گوشتش را مکروه می‏دانند.


پرستو در دانشنامه ویکی پدیا

پرستو
۱۹ سرده، متن را ببینید.
زیرخانواده: Pseudochelidoninae (پرستوهای رودخانه ای)
سرده: Pseudochelidon
پرستوی رودخانه ای آفریقایی، Pseudochelidon eurystomina
پرستوی رودخانه ای چشم سفید، Pseudochelidon sirintarae
پَرَستوها و چلچله ها گروهی از پرندگان حشره خوار گنجشک سان عضو تیرهٔ پرستویان (نام علمی: Hirundinidae) هستند که تاکنون ۷۴ گونه از آن ها شناسایی شده اند و در بسیاری از مناطق یافت می شوند. این پرندگان کوچک را با قد و بدن کشیده (حدود ۲۰ سانتیمتر)، بال های باریک و نوک تیز، و منقار کوتاه و پاهای سست و کوچک، به آسانی می توان از دیگر پرندگان باز شناخت. برخی از گونه های پرستویان دم های شاخه دار دارند. پر و بال پرستوها می تواند یک دست یا دارای نشان هایی به رنگ آبی و سبز با جلای فلزی باشد.
پرجمعیت ترین گونهٔ پرستو، چلچلهٔ سینه خاکستری است که در آسیا، اروپا، و آمریکای شمالی زندگی می کند. این گونه پرستو گاه در یک فصل سه بار تخم می گذارد. هنگامی که تخم های نوبت اول به جوجه تبدیل شدند، پس از ترک لانه جای دوری نمی روند، بلکه در نزدیکی آشیانه می مانند و در غذا دادن به جوجه های نوبت دوم و سوم به پدر و مادرشان کمک می کنند.
پلپلاسی (در سیستان)، پرستوک، پیرسوک، پرستک، خطّاف، فرشتو، فرشتوک، فراشترو، فراشتروک، فراشتک، فراستوک، پلستک، پیلوایه، حاجی حاجی، پالوانه، پالوایه، بادخورک، فرستو، فرستوک، بالوایه، ابابیل (در تداول عامه)، بهار، زازال، چلچله، فرتوک، بلوایه، دُمسنجه، دُمسیجه، بلسک، داپرزه، دال بوز، دال پوز، دال بوزه، دال پُوزه، پلیسیر از نام های دیگر معادل پرستو در زبان فارسی می باشند.
عکس پرستو
پرستو نامی ایرانی است که ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
پرستو، گروهی از پرندگان عضو تیره ی پرستویان
پرستوی دریایی، گروهی از پرندگان عضو تیره کاکائیان
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پرستو در دانشنامه آزاد پارسی

پِرِستو (presto)
اصطلاحی در نت نویسی موسیقی؛ تندتر از آلِّگرو. پْرِستیسّیمو بیشترین سرعت ممکن است.

نقل قول های پرستو

پرستو پرنده ای از خانوادهٔ پرنده های مرجانی است که در سراسر جهان در تمام قاره ها به غیر از قطب جنوب یافت می شود.
• نشانه شناسی: در اسلام، پرستو نماد چشمپوشی و واگذاری است و نماد مصاحبت نیکوست. برای ایرانیان، چهچهٔ پرستو، جدایی همسایگان و دوستان از یکدیگر است. چلچله به معنی تنهایی، هجرت و جدایی است و بدون شک، این مفهوم از طبیعت مهاجر پرستو ناشی شده است.» -> ژان شوالیه

ارتباط محتوایی با پرستو

پرستو در جدول کلمات

پرستو
ابابیل
ساخته سعید خورشیدیان در سال 80 با بازی علی قربان زاده | رامبد شکرابی | حدیث فولادوند و پرستو صالحی
همکلاس
سریالی از قاسم جعفری با بازی حسن جوهرچی | پرستو گلستانی | مهدی سلوکی و غلامحسین لطفی در سال 83
غریبانه
سریالی ساخته کاظم راست گفتار در اوایل دهه 80 با بازی داریوش مودبیان | علیرضا خمسه | شهره لرستانی | شیوا بلوریان و پرستو گلستانی
فیل بانان
سریالی از جواد رضویان با بازی مهران غفوریان | رابعه اسکویی | پرستو صالحی | شهرام قائدی | فلور نظری و خودش
ارث بابام

معنی پرستو به انگلیسی

swallow (اسم)
عمل بلع ، پرستو ، چلچله
shorebird (اسم)
پرستو

معنی کلمه پرستو به عربی

پرستو
جرعة

پرستو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضاداعی
بلوایه
مه
پرنده ای مهربان و عاشق پیشه
مرتضی
پرنده خوشبختی
فریبرز
بادخورک
پرستو
عالی درجه یک ممتاز پرنده ی خوشبختی اونا یی که نامشون پرستوعه افتخار کنن خوش اخلاق هنرمند زیبا زیبا رو دلبر
پرستو
پرنده ای زیبا و مهربان
پرستو
زیباترین نام جهان دوست داشتنی عالی منحصر به فرد هر فردی که نامش پرستوست باید به خود ببالد ونامش راباافتخار اعلام کند
علی
پیرسوک
پرستو
بهترین اسم ایرانی هستش
پرستو
زیبا و منحصر به فرد
پرستو
پرستو یعنی پروازی زیبا.بلند پرواز... نشانه ی عشق.....
پرستو
در ادبیات ایرانی،نماد کوچ!و پرنده ای که اگر پس از مهاجرت به مکان قبلی برگردد،لانه ای از نو بنا ساخته و به لانه ی قبلی باز نمیگردد.
ای نشنان میدهد صاحب این نام همیشه خودرا با شرایط وفق داده و از سختی ها کوچ کرده و در خوشبختی لانه ای جدید بنا میکند.
پرستو
زیبارو ومنحصر بفرد
نادر
پرستو به ترکی: " قارانقوش "
حمیدرضا دادگر_فریمان
ابابیل، پرستوک، چلچله، خطاف،بادخورک
پرستو
عالیه نشانه مهربونی صداقت زیباروخوش قلب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پرستو در جدول   • پرستو ها   • غذای پرستو   • اسم پرستو   • کوچ پرستو   • معنی پرستو   • نام دیگر پرستو   • پرنده پرستو   • مفهوم پرستو   • تعریف پرستو   • معرفی پرستو   • پرستو چیست   • پرستو یعنی چی   • پرستو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پرستو
کلمه : پرستو
اشتباه تایپی : ~vsj,
آوا : parastu
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس پرستو : در گوگل

آیا معنی پرستو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )