برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1641 100 1
شبکه مترجمین ایران

پالا

/pAlA/

معنی پالا در لغت نامه دهخدا

پالا. (نف مرخم ) صاف کننده. پالاینده. صافی کننده. لیکن [ این معنی ] بدون ترکیب گفته نمیشود همچون ترشی پالا و می پالا. (برهان ). و بدین معنی مرکب است از پال و از الف که چون لاحق کلمه شود افاده ٔ فاعلیت کند و اسم آلة نیز و هرچه بدان مضاف شود افاده ٔ آن کند. (رشیدی ) :
مست عشقیم و ریا شوی حرم باده ٔ ما
باده پالای در میکده سجاده ٔ ما.
شیخ فیضی.
ترکیب ها:
- باده پالا ؛ (تتمه ٔ برهان ) و ترشی پالا و سماق پالا و شیب پالا و می پالا بردیف و رده ٔ همین کلمات رجوع شود.
|| (فعل امر) امر به پالودن ، یعنی بپالا و صافی کن. || (نف مرخم ) افزون و فزون کننده. (از فرهنگی خطی ). || آویخته. || (اِ) بلغت زند و پازند بمعنی فریاد و فغان باشد. || جنیبت. اسب کوتل. (برهان ). پالاد. پالاده. مطلق اسب. (رشیدی ) :
چو خورشید بنمود پهنای خویش
نشست ازبر تندپالای خویش.
فردوسی (از جهانگیری ).
ز دروازه تا درگه شه دو میل
دو رویه سپه بود پالا و پیل.
اسدی (از فرهنگ جهانگیری و رشیدی ).
و رجوع به بالا و پالاد و پالا دادن و پالاده شود.

معنی پالا به فارسی

پالا
( اسم ) ۱- مطلق اسب . ۲- اسب کوتل جنیبت پالاد پالاده .
( مصدر ) پالودن پالاییدن .
چیزی که شراب بدان صاف کنند
چیزی که بدان شراب را صاف کنند
ترشی پالان ترش پالا بمعنی زازل آبکش .
خون فشاندن خونریز
[cathartic] [هنرهای نمایشی] مربوط به روان پالایی
( صفت اسم ) ظرف سوراخ داری که جهت صاف کردن اشیائ آبدار به کار برند .
سماق پالاینده . ظروف سوراخ داری که جهت صاف کردن اشیائ آبدار بکار برند .
بوته گاه چاهک سیم پالایان باشد .
( اسم ) ظرف مسین که ته آن مانند کفگیر سوراخهای ری دارد و بدان چیزها را صاف می کنند ترشی پالا .
می پالاینده پالاینده می که باده را بپالاید .

معنی پالا در فرهنگ معین

پالا
(اِ.) نک پالاد.

معنی پالا در فرهنگ فارسی عمید

پالا
= پالاد
١. = پالاییدن
۲. پالاینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): باده پالا، ترشی پالا، خون پالا.
آنچه شراب را با آن صاف کنند.
ظرف فلزی سوراخ سوراخ که در آن چیزی صاف کنند، آبکش، پالاون، پالاوان، پالونه.
ترشی پالا، ظرف مسی سوراخ دار برای صاف کردن شربت، ترشی، و مانند آن.

معنی کلمه پالا به عربی

پالا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا
فریاد،آژیر
مهرداد
واژه صحیح برای آبکش یا صافی عبارت درشت پالا است به معنی جداکننده درشت از ریز . عبارت ترشی پالا صحیح نیست.
وهسودان مرزبان
پالا بچم پال و پالیدن و پروردن است و هم اکنون در پشتو و بسیاری بهجه های بلوچی و پامیری گفته می شود و واژه فال عربی نیز از همین ریشه است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی پالا   • مفهوم پالا   • تعریف پالا   • معرفی پالا   • پالا چیست   • پالا یعنی چی   • پالا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پالا

کلمه : پالا
اشتباه تایپی : ~hgh
آوا : pAlA
نقش : بن حال
عکس پالا : در گوگل

آیا معنی پالا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )