برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1612 100 1
شبکه مترجمین ایران

پارس کردن

معنی پارس کردن به فارسی

پارس کردن
( مصدر ) عوعو کردن نوفیدن: سگ در خان. صاحبش پارس میکند ( مثل ) .

پارس کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه
آوای سگ. واغ واغ (واق واق) کردن سگ . نوفیدن. بانگ کردن سگ به شب چون غریبی نزدیک شود.
- امثال :
سگ در خانه صاحبش پارس می کند; یعنی هر کس در خانه خویش یا نزد کسان و اقربای خود شجاع است.
(از خود واژه نامه دهخدا)
پارس در سانسکریت: پاتره pâtra. در اوستایی: پاثره pâşra و در سغدی: پارث pârş شده و در هر سه زبان به معنی: مراقبت، بیداری، نگهبانی، محافظت بوده است. از این رو پارس کردن به معنی مراقبت کردن، نگهبانی دادن است.
رسول امینی
پاس کردن (از ریشه پاسبانی) درست است؛ نباید پارس کردن خوانده شود، اضافه کردن حرف �ر� در حقیقت یک اشتباه است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلمه پارس   • معنی نفر   • معادل فارسی غذا   • معنی خوراک   • معنی غذا در فرهنگ دهخدا   • آخر شاهنامه اخوان   • شاهنامه آخرش خوش است یعنی چه   • آخر شاهنامه چه اتفاقی می افتد؟   • معنی پارس کردن   • مفهوم پارس کردن   • تعریف پارس کردن   • معرفی پارس کردن   • پارس کردن چیست   • پارس کردن یعنی چی   • پارس کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پارس کردن

کلمه : پارس کردن
اشتباه تایپی : ~hvs ;vnk
عکس پارس کردن : در گوگل

آیا معنی پارس کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )