برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1474 100 1

ویر

/vir/

مترادف ویر: فریاد، ناله، ادراک، استنباط، درک، فهم، هوش، به خاطرسپاری، حافظه، یادگیری، میل، ویار، هوس

معنی ویر در لغت نامه دهخدا

ویر. (اِ) بیر. بر. از ویر؛ یعنی ازحفظ کردن و به خاطر نگاه داشتن. (برهان ). || حفظ. حافظه. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
بپرسید نامش ز فرخ هجیر
بگفتا که نامش ندارم به ویر.
فردوسی.
چه افتاد ای عزیزان مر شما را
که شد یکبارتان یاد من از ویر؟
؟
- از ویر شدن ؛ از یاد رفتن.
|| فهم و هوش و ادراک. (ناظم الاطباء) :
دو مرد خردمند بسیارویر
به مردی و گردی چو درّنده شیر.
فردوسی.
کسی را که کمتر بُدی خط و ویر
نرفتی به دیوان شاه اردشیر.
فردوسی.
- تیزویر ؛ تیزهوش :
زین بدکنش حذر کن و زین پس دروغ او
منیوش اگر به هوش و بصیری و تیزویر.
ناصرخسرو.
مثالی از امثال قرآن تو را
نمودم بر آن بنگر ای تیزویر.
ناصرخسرو.
|| بهر. سهم. قسمت. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
نه گهواره دیدم نه پستان شیر
نه از هیچ خوشی مرا بود ویر.
فردوسی.
|| (اِ صوت ) ناله و فریاد. (برهان ) : یا ویلنا انا کنا ظالمین ؛ ای وای و ویر ما، ما بودیم ستمکاران که فرمان خدای نکردیم. (قرآن 46/21). (حاشیه ٔ برهان قاطع از تفسیر کمبریج ).
ای جوان زیر چرخ پیر مباش
یا ز دورانْش در زحیر مباش
یا برون شو ز چرخ چون مردان
ورنه با وای وای و ویر مباش.
سنایی (از حاشیه ٔ برهان ).
- جیر و ویر ؛ داد و فریاد (در تداول تهرانی ها). (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
|| (ص ) ویر با ثانی مجهول ، بی عقل و احمق. (برهان ). و رجوع به رشیدی شود. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). || در تداول ، شیت. بی نمک. (یادداشت مرحوم دهخدا). سفید. سخت سفید که مطبوع نباشد. (یادداشت مرحوم دهخدا). || (اِ) میل مفرط. هوس شدید. ویار. هوس کاری : ویرش گرفته. ویرش آمده. || جاذبه و کششی که در پاره ای از کارها هست که عامل از آن به آسانی دست نتواند کشیدن : قلاب دوزی ویر غریبی دارد. (یادداشت مرحوم دهخدا).

ویر. (اِخ ) نام دهی است از مضافات اردبیل. (برهان ). در رشیدی آمده :دهی است از مضافات اصفهان. غزالی گوید :
دل ز من بردند ...

معنی ویر به فارسی

ویر
ویل، وای، ناله، فریاد، حافظه، فهم، ادراک، هوش
( مهمل ( هیر ) )
[urge] [اعتیاد، روان شناسی] تکانه ای کمابیش ناگهانی که فرد را به سوی اعمالی مانند نوشیدن الکل و مصرف مواد سوق می دهد
[ گویش مازنی ] /vayer/ & خوی و عادت – اطوار - کار شگفت انگیز
[ گویش مازنی ] /vir badiyen/ از کار شگفت انگیز کسی حیرت کردن
(مصدر) هوس داشتن میل مفرط داشتن اشتیاق داشتن .
[ گویش مازنی ] /vire gerden/ از مراتع نشتای عباس آباد
(مصدر) میل شدید یافتن : (( فلانی بسیگار ویرش گرفته . )) یا ویر گرفتن کسی را . میل شدید کردن وی بامری : (( این پسر من ویرش گرفته است که از کار ساعت سر در بیاورد. ))
هفتمین پادشاه اشکانی ایران که شاید وی همان فرهاد ( فرهاد چهارم یا فرهاد پنجم ) باشد .
بمعنی تیز هوش است چه ویر بمعنی هوش هم آمده است
( اسم ) داد و فریاد غوغا.
[ گویش مازنی ] /jiro vir/ از اصوات – صدای پرندگان کوچک مانند: گنجشک
دبیر و نویسنده و منشی .
روشنفکر . که فهم و ادراک روشن دارد
یا وادی الکبیر رودخان. در اسپانیا
در تداول عامه آنگاه بکار رود ...

معنی ویر در فرهنگ معین

ویر
[ په . ] (اِ.) ۱ - هوش ، فهم . ۲ - یاد، ذهن .
(اِ.) ناله ، فریاد.
(اِ.) (عا.) میل و هوس شدید به چیزی .
(گِ رِ تَ) (مص ل .) (عا.) هوس شدید به چیزی کردن .

معنی ویر در فرهنگ فارسی عمید

ویر
۱. حافظه: بپرسید نامش ز فرخ هجیر / بگفتا که نامش ندارم ز ویر (فردوسی: ۲/۱۶۱).
۲. فهم، ادراک، هوش: یکی تیزویری ست و بسیاردان / کز او نیست احوال گیتی نهان (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۸۸).
۳. بهره: نه گهواره دیدم نه پستان نه شیر / نه از هیچ خوشی مرا بود ویر (فردوسی: ۱/۲۲۹ حاشیه).
ویل، وای، ناله، فریاد.

ویر در دانشنامه ویکی پدیا

ویر
ویر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
ویر، ماساچوست
ویر، میسیسیپی
ویر (ابهر)
ویر (رزن)
پیتر ویر
مختصات: ۳۶°۲۰′۵۹″ شمالی ۴۸°۵۰′۳۲″ شرقی / ۳۶.۳۴۹۷۵° شمالی ۴۸.۸۴۲۳۲° شرقی / 36.34975; 48.84232
ویر (ابهر)، روستایی از توابع بخش سلطانیه شهرستان ابهر در استان زنجان ایران است.
ویر (به انگلیسی: Ware) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در شهرستان همپشر، ماساچوست واقع شده است. ویر ۱۶٫۴ کیلومتر مربع مساحت و ۶٬۱۷۰ نفر جمعیت دارد و ۱۲۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا
مختصات: ۳۵°۲۴′۵۵″ شمالی ۴۸°۵۳′۴۹″ شرقی / ۳۵٫۴۱۵۲۸°شمالی ۴۸٫۸۹۶۹۴°شرقی / 35.41528; 48.89694
این یک مقالهٔ خرد پیرامون یک روستا است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
ویر (رزن)، روستایی از توابع بخش سردرود شهرستان رزن در استان همدان ایران است.
این روستا در دهستان سردرودسفلی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۴۹ نفر (۱۶خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۶°۲۰′۵۹″شمالی ۴۸°۵۰′۳۲″شرقی / ۳۶٫۳۴۹۷۵°شمالی ۴۸٫۸۴۲۳۲°شرقی / 36.34975; 48.84232
«نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵». درگاه ملی آمار ایران. بایگانی شده از اصلی در ۱ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت شده در ۱ ژانویه ۲۰۱۳.
ویر (ابهر)، روستایی از توابع بخش سلطانیه شهرستان ابهر در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان سنبل آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۹۲۴ نفر (۷۵۲خانوار) بوده است.
دیواره ویر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ویر در جدول کلمات

ویر
حافظه, فهم, ادراک, هوش
از فیلم های پیتر ویر با حضور هریسون فورد
شاهد
از فیلم های پیتر ویر با نقش آفرینی هریسون فورد
شاهد

ویر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به یاد و خاطرت
می گویند
Vir
مهدیا
در زبان لکی ویرvirبه معنی یاد وخاطر است
لیا
در زبان لری بختیاری گاهی به معنیِ هوش و حواس هم استفاده می شود
مثلاً میگویند:ویر بگیر وِ درسِت،یعنی حواست رو به درست جمع کن
زندی
در زبان لری لکی به معنی
یاد و خاطره
shiva_sisi‌
فریاد، ناله، ادراک، استنباط، درک، فهم، هوش، به خاطرسپاری، حافظه، یادگیری، میل، ویار، هوس
پاپی
در زبان لری به معنی یاد و خاطره
الیاس صادقی
درزبان تالشی که زبان ساکنان غرب گیلان هستش
ویر ندارم یعنی یادندارم درصورتی که هرسه کلمه و ی ر ساکن تلفظ بشن


و اگه با فتحه روی ی تلفظ بشه در جنله ویر وخت نیه یعنی مدت زمان اندکی گذشته یا به معنی درست تر زمان زیادی نگذشته
اینجا ویر با فتحه روی ی یعنی زیاد
بختیاری
در گویش بختیاری ویر به معنای هوش وحواس میباشد، وجالب اینکه به کنایه شوخی به کسی می گویند (دوویر )گر فته یعنی دو هوش وحواس تو را بگیرد یعنی دیوانه بشی.
هلگا
فکر می کنم در زبان عامیانه به کسی که پوست خیلی خیلی روشن و سفید دارد، ویر میگن.
ناصر
این کلمه فارسی ست به معنی یاد و خاطره
یه نمونه اش در داستان رستم و سهراب فردوسی میبینیم. مصرع دوم: یعنی به هجیر گفت نامش به یاد ندارم

بپرسید نامش ز فرخ هجیر
بدو گفت نامش ندارم بویر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فیلم هندی veer   • روستای ویر   • ویر 2010   • ویر سلمان خان   • دانلود فیلم هندی ویر بدون سانسور   • دانلود فیلم هندی ویر زبان اصلی   • دانلود فیلم هندی veer 2010 + زیرنویس   • ویر 2010 بازیگران   • معنی ویر   • مفهوم ویر   • تعریف ویر   • معرفی ویر   • ویر چیست   • ویر یعنی چی   • ویر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ویر
کلمه : ویر
اشتباه تایپی : ,dv
آوا : vir
نقش : اسم
عکس ویر : در گوگل

آیا معنی ویر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران