برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

وقوف

/voquf/

مترادف وقوف: آگاهی، احاطه، ادراک، اطلاع، بصیرت، بینش، علم، معرفت

متضاد وقوف: ناآگاهی

برابر پارسی: آگاهی، آگاه شدن، پی بردن

معنی وقوف در لغت نامه دهخدا

وقوف. [ وُ ] (ع مص ) ایستادن. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد). || واایستادن. (تاج المصادر بیهقی ). بازایستادن. (المصادر زوزنی ). || دانستن. (غیاث اللغات ). || دریافتن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). آگاه شدن. (آنندراج ). || شک کردن. (از اقرب الموارد). || حاضر بودن به وقت وقوف به عرفات. (از اقرب الموارد). || (اِمص ) ایست. توقف. || آگاهی. (غیاث اللغات ). آگاهی و شعور. (آنندراج ). آگاهی و اطلاع.
- اهل وقوف ؛ با اطلاع و تجربه.
- باوقوف ؛اهل وقوف. اهل اطلاع.
- بی وقوف ؛ بی اطلاع. بی تجربه. ناآگاه.

وقوف. [ وُ ] (اِ) ج ِ وقف. || ج ِ واقف. (اقرب الموارد).

معنی وقوف به فارسی

وقوف
ایستادن، دانستن، آگاه شدن، آگاهی، ایستادگی
۱-(مصدر) ایستادن . ۲- آگاه شدن . ۳- (اسم) ایست توقف : (( و ایستادن در موقف وقوف طاعت توقفی نماید عنان یکران دولت بر آن سمت معطوف فرماییم . )) ۴ - آگاهی اطلاع . یا اهل وقوف . بااطلاع و تجربه .
(مصدر) آگاهی حاصل شدن : (( برستی گر ترا بر سیر جان خود وقوف افتد کجا واقف تواند شد کسی بر سر یزدانی . )) ( سنایی )
(صفت) باوقوف
(مصدر) اطلاع داشتن : (( ... و بر دقایق لغت سریانی و عبرانی وقوفی تمام داشت . ))
(مصدر) اطلاع یافتن : (( وهمان که بر فرمان توقف یافت بی توقف عزیمت نمود.
بی آگاهی ٠ بی علم ٠ یا نادان نا آزموده کار ٠ بی اطلاع ٠

معنی وقوف در فرهنگ معین

وقوف
(وُ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - ایستادگی ، ایست . ۲ - آگاهی ، بصیرت .
( ~. تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) اطلاع داشتن .

معنی وقوف در فرهنگ فارسی عمید

وقوف
آگاهی، ایستادن.

وقوف در جدول کلمات

معنی وقوف به انگلیسی

knowledge (اسم)
سامان ، اگاهی ، اطلاع ، معرفت ، علم ، بصیرت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، دانایی ، وقوف
liegeman (اسم)
وقوف ، رعیت جان نثار ، هم بیعت نسبت به تیولدار

وقوف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر مهدی پوراسماعیل
ایستادن ، باز ایستادن
محمد احسانی
Concensus
حمید نظری مهر
شناسایی
علی باقری
وقوف آوردن:ایستادگی کردن ، مجازاً اعتماد کردن
((بر مه و خورشيد مياور وقوف
مه خور و خورشيد شکن چون کسوف))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی،۱۳۷۲،ص 381 .)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وقوف در جدول   • چوب گردن گاو شخم زن   • معنی وقوف   • مفهوم وقوف   • تعریف وقوف   • معرفی وقوف   • وقوف چیست   • وقوف یعنی چی   • وقوف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وقوف

کلمه : وقوف
اشتباه تایپی : ,r,t
آوا : voquf
نقش : اسم
عکس وقوف : در گوگل

آیا معنی وقوف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )