برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1682 100 1
شبکه مترجمین ایران

وعظ

/va'z/

مترادف وعظ: اندرز، پند، توصیه، موعظه، نصیحت، تذکیر، خطابه، خطبه

برابر پارسی: پند، اندرز

معنی وعظ در لغت نامه دهخدا

وعظ. [ وَ ] (ع مص ) عِظَة. موعظه. پند دادن به سخنان دل نرم کننده. (ناظم الاطباء)(آنندراج ) (منتهی الارب ) (تعریفات ) (از اقرب الموارد). پند دادن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ). || در تداول ، بیان کردن روایات و احکام شرعی بالای منبر. || (اِمص ) موعظة. (ناظم الاطباء). پنددهی. || (اِ) پند. اندرز. نصیحت. (ناظم الاطباء) :
پیش جوحی یک زنی بنشسته بود
هوش را بر وعظ واعظ بسته بود.
مولوی.
جوانی هنرمند و فرزانه بود
که در وعظ چالاک ومردانه بود.
سعدی.
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن.
حافظ.
- وعظ خواندن ؛ وعظ و موعظه گفتن.

معنی وعظ به فارسی

وعظ
پنددادن، نصیحت کردن، پندواندرز
۱-(مصدر) پند دادن کسی را. ۲- بیان کردن روایات و احکام شرعی بالای منبر . ۳- (اسم) پند دهی . ۴- بیان روایات و احکام شرعی بالای منبر. ۵ - (اسم) پند اندرز : (( عنان بمیکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن )) (حافظ )
وعظ کردن موعظه کردن
(مصدر) ۱- پند دادن اندرز دادن . ۲- بیان کردن روایات و احکام شرعی بالای منبر .
موعظه کردن پند دادن
خطبه ای که قبل از وعظ در کلیسا می خوانند .

معنی وعظ در فرهنگ معین

وعظ
(وَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) پند دادن ، نصیحت کردن . ۲ - سخنرانی دربارة امور شرعی . ۳ - (اِ.) پند، اندرز.

معنی وعظ در فرهنگ فارسی عمید

وعظ
۱. پند دادن، نصیحت کردن.
۲. (اسم) پند و اندرز.

وعظ در دانشنامه اسلامی

وعظ
معنی مَوْعِظَةِ: اندرز - موعظه - نصيحت - پند (از ماده وعظ به معناي بازداشتن و منع کردن کسي از کاري همراه با ترسانيدن . و نيز وعظ به معناي تذکر دادن است به انجام عملي خير ، به بياني که دل شنونده را براي پذيرفتن آن تذکر نرم کند)
معنی تُوعَظُونَ: موعظه می شوید(از ماده وعظ به معناي بازداشتن و منع کردن کسي از کاري همراه با ترسانيدن . و نيز وعظ به معناي تذکر دادن است به انجام عملي خير ، به بياني که دل شنونده را براي پذيرفتن آن تذکر نرم کند)
معنی يَعِظُکُمْ: شما را موعظه مي کند (از ماده وعظ به معناي بازداشتن و منع کردن کسي از کاري همراه با ترسانيدن.و نيز وعظ به معناي تذکر دادن است به انجام عملي خير ، به بياني که دل شنونده را براي پذيرفتن آن تذکر نرم کند)
معنی يَعِظُهُ: او را موعظه مي کند (از ماده وعظ به معناي بازداشتن و منع کردن کسي از کاري همراه با ترسانيدن.و نيز وعظ به معناي تذکر دادن است به انجام عملي خير ، به بياني که دل شنونده را براي پذيرفتن آن تذکر نرم کند)
معنی يُوعَظُ: موعظه می شود(از ماده وعظ به معناي بازداشتن و منع کردن کسي از کاري همراه با ترسانيدن . و نيز وعظ به معناي تذکر دادن است به انجام عملي خير ، به بياني که دل شنونده را براي پذيرفتن آن تذکر نرم کند)
معنی يُوعَظُونَ: موعظه می شوند(از ماده وعظ به معناي بازداشتن و منع کردن کسي از کاري همراه با ترسانيدن . و نيز وعظ به معناي تذکر دادن است به انجام عملي خير ، به بياني که دل شنونده را براي پذيرفتن آن تذکر نرم کند)
تکرار در قرآن: ۲۵(بار)
اندرز دادن. عِظَة و مَوْعِظَة اسم از آن است. . آنگاه که لقمان به وقت پند به پسرش گفت: پسرمهربانم به خدا همتا و شریک قرار نده. . این تبلیغ و هدایتی است برای مردم و پندی است برای متقین.

وعظ در جدول کلمات

وعظ و سخنرانی
خطبه

معنی وعظ به انگلیسی

sermon (اسم)
خطابه ، موعظه ، اندرز ، گفتار ، خطبه ، وعظ

معنی کلمه وعظ به عربی

وعظ
خطبة
عظ , موعظة , ندد به

وعظ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود منش
پند، اندرز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی لاغر و نحیف   • معنی باغها   • معنی درودها   • لاغر و نحیف در جدول   • کنایه ازجنس نامرغوب   • تفتیش کننده   • کت کاموایی   • بهره مندی   • معنی وعظ   • مفهوم وعظ   • تعریف وعظ   • معرفی وعظ   • وعظ چیست   • وعظ یعنی چی   • وعظ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وعظ

کلمه : وعظ
اشتباه تایپی : ,uz
آوا : va'z
نقش : اسم
عکس وعظ : در گوگل

آیا معنی وعظ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )