برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

وطات

معنی وطات در لغت نامه دهخدا

وطأت. [ وَ ءَ ] (ع مص ) نرم شدن فراش و مرکب و جز آن. (تاج المصادر بیهقی ). || (اِمص ) وطاءة و وطوءة، اسم است به معنی سهولت و نرمی. (از اقرب الموارد). || پاسپردگی. وطاءة : لشکری که کوه پای وطأت آن ندارد. (جهانگشای جوینی ). پیش از آنک شدت وطأت که لایحطمنکم سلیمان و جنوده ... (جهانگشای جوینی ).

وطأت. [ وَ ءَ ] (ع ، اِمص ) وطاءة. پایمالی. پاسپردگی. || فشارش. تنگی. گرفتگی سخت : سلطان از عراق متوجه بغداد شد با سپاهی که از وطأت ایشان زمین میلرزید. (فرهنگ فارسی معین از سلجوقنامه ٔ ظهیری چ خاور ص 20). || (اِ) جای پا. وطاءة. رجوع به وطاءة شود.

معنی وطات به فارسی

وطات
(اسم) ۱- پایمال پاسپردگی . ۲- فشارش تنگی گرفتگی سخت : ( سلطان از عراق متوجه بغداد شد باسپاهی که از وطات ایشان زمین میلرزید . ))
وطاه پایمالی پاسپردگی فشارش

معنی وطات در فرهنگ فارسی عمید

وطات
۱. پایمال کردن، لگدمال کردن.
۲. [مجاز] غلبه، قهر.
۳. [مجاز] خستگی.

وطات را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابراهیم جباری منجیلی
هامون از ازدحام کتایب با هضاب سرافرازی کرد و تلال از وطآت سواران پای مال شد.
وطآت: جمع وطاه ؛ در اینجا گام معنی میدهد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی وطات   • مفهوم وطات   • تعریف وطات   • معرفی وطات   • وطات چیست   • وطات یعنی چی   • وطات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وطات

کلمه : وطات
اشتباه تایپی : ,xhj
عکس وطات : در گوگل

آیا معنی وطات مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )