برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1435 100 1

وصل

/vasl/

مترادف وصل: اتصال، الحاق، پیوند، ربط، متصل، وصال، وصلت

متضاد وصل: فصل، هجر

برابر پارسی: پیوند، بهم رسیدن

معنی وصل در لغت نامه دهخدا

وصل. [ وَ ] (ع مص ، اِمص ) ضد هجر. مقابل فراق. رسیدن به محبوب و معشوق :
دلی کاو پر از زوغ هجران بود
در او وصل معشوقه درمان بود.
بوشکور (از گنج بازیافته ص 60).
کیست کش وصل تو ندارد سود
کیست کش فرقت تو نَگْزاید؟
دقیقی.
که عاشق طعم وصل آنگاه داند
که عاجز گردد از هجران عاجل.
منوچهری.
هوسبازی مکن گر وصل خواهی
به ترک فرع گو گر اصل خواهی.
ناصرخسرو.
از گُلْسِتان وصل نسیمی شنیده ام
دامن گرفته بر اثر آن دویده ام.
خاقانی.
خاقانی را به کوی عشقت
کاری است برون ز وصل و هجران.
خاقانی.
وصل و هجرت مرا یکی است از آنک
درد تو هم مزاج داروی توست.
خاقانی.
ای ز شب وصل گرانمایه تر
وز علم صبح سبک سایه تر.
نظامی.
دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه کُشی به تیغ هجرش نه به وصل میرسانی.
سعدی.
نیست در هجر جز امّید وصال
هست در وصل همه بیم زوال.
جامی.
چو نَبْوَد وصل دلبر رأی دلبر
بود صد بار هجر از وصل خوشتر.
جامی.
- وصل جوی ؛ جوینده ٔ وصل. که وصل طلبد. خواهان رسیدن به معشوق :
درد دلم ببین که دلم وصل جوی اوست
آه کبوتر از دل سیمرغ جوی من.
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 838).
- وصل خواه ؛ وصل جوی :
پس بر او هم نام و هم القاب شاه
باشد و هم صورتش ای وصل خواه.
مولوی.
|| اتحاد و اتفاق. || دیدار. ملاقات. (ناظم الاطباء).
- شب وصل ؛شب دیدار و ملاقات دوست. (ناظم الاطباء).
|| صلة. پیوستن دو چیز را و پیوند کردن. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). پیوستن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ). || پیوسته شدن. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد). هم لازم و هم متعدی به کار رود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || دوستی خالص کردن با ...

معنی وصل به فارسی

وصل
پیوندکردن، پیوستن، بهم رسیدن، خلاف هجر
(اسم) ۱-استخوانی که نشکند و با استخوان دیگر نیامیزد . ۲ - فراهم آمدنگاه دو استخوان محل اتصال دو استخوان جمع : اوصال .
جمع وصله بمعنی پیوستگی
(مصدر) ۱- پیونددادن پیوستن مقابل فصل جدا کردن : (( تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی . )) ( مثنوی ) ۲ - پیوند زدن بدرخت .
یکی از حروف قافیه است آنستکه روی بوی پیوندد و آن در شعر پارسی الف و ذال و کاف و ها و یائ است

معنی وصل در فرهنگ معین

وصل
(وَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) پیوستن ، به هم رسیدن . ۲ - (مص م .) پیوند کردن ، پیوند دادن .
(وُ یا وِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - استخوانی که نشکند و با استخوان دیگر نیامیزد. ۲ - فراهم آمدنگاه دو استخوان ، محل اتصال دو استخوان ، ج . اوصال .

معنی وصل در فرهنگ فارسی عمید

وصل
۱. [مقابل هجر] = وصال
۲. پیوند دادن دو یا چند چیز به یکدیگر.
۳. پیوستن، مرتبط شدن.
۴. (ادبی) در قافیه، حرفی که بی فاصله به رَوی می پیوندد و رَوی به واسطۀ آن متحرک می شود، چنان که در شعر زیر «یا» حرف وصل است و به سبب آن «را» که حرف رَوی باشد متحرک شده است: خوش بُوَد یاری و یاری در کنار سبزه زاری / مهربانان روی برهم وز حسودان بر کناری (سعدی۲: ۵۷۴).
۱. پیوند.
۲. بند اندام.
۳. عضو بدن.

وصل در دانشنامه اسلامی

وصل
معنی لَا تَصِلُ: نمي رسد-وصل نمي شود
معنی يُوصَلَ: که وصل شود - که با آن پیوند برقرار شود
معنی عَلَی: بر (در واقع همان "عَلَیٰ "است که چون به همزه وصل رسيده صداي کشيده آن کوتاه گرديده است)
معنی لَـٰکِنَّ: ولي - وليكن (همان "لَـٰکِنْ " است منتهی اگر بعدش همزه وصل بیاید به دلیل تقارن با حرف ساکن یا تشدید دار کلمه بعد به این شکل در آمده است)
معنی رَابِطُواْ: با يکديگر پيوند و ارتباط برقرار کنيد(رابطوا مرابطه از نظر معنا اعم از مصابره است ، چون مصابره عبارت بود از وصل کردن نيروي مقاومت افراد جامعه در برابر شدائد و مرابطه عبارت است از همين وصل کردن نيروها ، اما نه تنها نيروي مقاومت در برابر شدائد ، بلکه ه...
معنی إِمَامٍ: پيشوا-راه اصلي(در جمله"إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ "يعني منزلگاه قوم لوط و قوم ايکه ، هر دو بر سر بزرگ راهي قرار داشت . مقصود از اين راه ، آن راهي است که مدينه را به شام وصل ميکند)
معنی ﭐثَّاقَلْتُمْ إِلَی ﭐلْأَرْضِ: خود را به سنگینی می زنید به قسمی که به زمین می نشینید - به زمین می چسبید - زمینگیر می شوید (در اصل باب تفاعل و تثاقلتم بوده است که ت به ث تبدیل و برای اجتناب از ابتدا به ساکن یک همزه وصل اضافه شده است ، از معانی باب تفاعل ، تظاهر است که در این کلمه ا...
معنی أَيْکَةِ: کلمه ايکه به معناي درخت به هم پيچيده است ، و جمع آن ايک است ، و به طوري که گفته شده قوم ايکه در سرزميني پر درخت چون جنگل زندگي ميکردهاند که درختهايش سر به هم داده بود . اين مردم طايفه اي از قوم حضرت شعيب (عليهالسلام) بودند چون در جمله" انهما لبامام...
معنی لَّکِنَّاْ: ولي من (اصل آن لکن انا بوده که همزه انا بعد از نقل فتحهاش به نون حذف شده ، و دو نون در يکديگر ادغام گرديده که در حالت وصل با نون مشدد و با صداي بالا و بدون الف قرائت ميشود ، و در حالت وقف با الف ، مانند کلمه انا که ضمير تکلم است و در حالت وصلي به صور...
معنی کُرْسِيُّهُ: تختش (کلمه کرسي از ماده کاف - راء - سين گرفته شده که به معناي به هم وصل کردن اجزاي ساختمان است و اگر تخت را کرسي خواندهاند به اين جهت بوده که اجزاي آن به دست نجارو يا صنعتگر ديگر ، در هم فشرده و چسب ...

وصل در جدول کلمات

وصل کردن
نصب, ربط
بخشی از سیستم فرمان که چرخها را به اکسل وصل می کند
سگ دست
دستگاه قطع و وصل جریان برق در موتور اتومبیل
دلکو
راهی در داخل ساختمان که اتا قها و قسمتهای مختلف ساختمان را به هم وصل میکند
راهرو
سازوکاری برای قطع و وصل قدرت موتور به جعبه دنده
کلاج
قطعه ای فلزی که در یا پنجره را به چارچوب وصل کند
لولا
قطعه ای فلزی که در یا پنجره را به چهارچوبه وصل کند
لولا
وسیله ای برای قطع و وصل قدرت موتور به جعبه دنده
کلاچ
ابزاری که در را با آن به چارچوب وصل میکنند
لولا
ابزاری که درب را با آن به چارچوب وصل می کنند
لولا

معنی وصل به انگلیسی

on (حرف اضافه)
روی ، در باره ، راجع به ، بالای ، سر ، بر ، به ، بطرف ، بنا بر ، در روی ، بعلت ، برای ، بر روی ، در بر ، بخرج ، وصل

معنی کلمه وصل به عربی

وصل
علي
اوصل , برغي , زوج

وصل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اشکان
این واژه عربی است و خوشبختانه امروز چندان کاربرد ندارد :
Phones are working again
میتوان از زبان های همخانواده فارسی که آسیب ندیدن بهر برد
تلفنم از کار افتاد ( قطع شد )
تلفنم بکار افتاد ( وصل شد)
اینترنت بکار افتاد( وصل شد)
غفار
رسانش،بست،چسباندن،همبند
مازیار ایرانی
شاید هیچکداممان نشنیده باشیم ک واژه پهلوی پین کردن ک واژه پینه کردن نیز از ان گرفته شده است بهترین جایگزین برای واژه وصل کردن باشد
پین کن همان وصل کردنه و پینه کردن همان وصله کردنه همچنین واژگان پیوند و پیوست کردن نیز میباشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی وصل   • وصل شدن   • وصل یار   • حلقه وصل   • وصل شعر   • وصال   • مفهوم وصل   • تعریف وصل   • معرفی وصل   • وصل چیست   • وصل یعنی چی   • وصل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وصل
کلمه : وصل
اشتباه تایپی : ,wg
آوا : vasl
نقش : اسم
عکس وصل : در گوگل

آیا معنی وصل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )