برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

ورت

معنی ورت در لغت نامه دهخدا

ورت. [ وَ ] (ص ) برهنه. (برهان ) (ناظم الاطباء). عریان.(برهان ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). تهی از پوشش. به ضم اول هم به نظر آمده است. (برهان ) (آنندراج ).

ورت.[ وَ ] (حرف ربط مرکب ) مخفف و اگر ترا :
ورت آرزوی لذت حسی بشناسد
پیش آر ز فرقان سخن آدم و حوا.
ناصرخسرو.

ورة. [ وَرْ رَ ] (ع ص ) زن خوار و حقیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِ) برسوی ران. (منتهی الارب ). ورک. (اقرب الموارد).

معنی ورت به فارسی

ورت
مخفف و اگر ترا
در گزارش پهلوی بمعنی گوه گردان باشد

معنی ورت در فرهنگ معین

ورت
(وَ) (ص .) برهنه ، عریان .

معنی ورت در فرهنگ فارسی عمید

ورت
= رت

ورت در جدول کلمات

ورت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

واژگان لری( بختیاری)
وُرت:
در گفتار لری به مَنای عادت میباشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ورت   • مفهوم ورت   • تعریف ورت   • معرفی ورت   • ورت چیست   • ورت یعنی چی   • ورت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ورت

کلمه : ورت
اشتباه تایپی : ,vj
عکس ورت : در گوگل

آیا معنی ورت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )