برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1567 100 1
شبکه مترجمین ایران

وجدان

/vojdAn/

مترادف وجدان: درون، ضمیر، شعور، تدین

برابر پارسی: آوای درونی، بینش، فرجاد

معنی وجدان در لغت نامه دهخدا

وجدان. [ وِ ] (ع مص ) وجود. وجد. گم شده را یافتن. (ناظم الاطباء). یافتن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || خشم گرفتن. (اقرب الموارد). || (اِمص ، اِ) در عرف بعضی وجدان عبارت است از نفس و قوای باطنه. (المنجد) (کشاف اصطلاحات الفنون ). || دریافت. || یافت. (یادداشت مرحوم دهخدا). || (اصطلاح صوفیه ) وجدان نزد صوفیه مصادفه ٔ حق است چنانکه در وجد گذشت. رجوع به تعریفات سیدجرجانی و کشاف اصطلاحات الفنون شود.

وجدان.[ وُ ] (ع اِ) ج ِ وجید، به معنی زمین هموار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به وجید شود. || (مص ) گمشده یافتن. (منتهی الارب ).

معنی وجدان به فارسی

وجدان
یافتن، یافتن مطلوب، نفس وقوای باطنی آن، قوه باطن، که خوب وبداعمال بوسیله آن ادراک میشود
۱ -(مصدر) یافتن : (( و علت ثبات بصیرت باطن باشد بحقیقت معتقد خویش و وجدان لذت اصابت و ملکه شدن آن حالت باطن را... )) ۲ - گم شده را یافتن . ۳ - یافتن حق . ۴- (اسم ) یا وجدان باطن .۵- قوهای در باطن شخص که وی را از نیک و بد اعمال آگاهی دهد. یا وجدان اخلاقی .توضیح وجدان در لغت بکسر و او است ولی در تداول ایران و عراق ( بین النهرین ) بضم اول تلفظ شود.
جمع وجید بمعنی زمین هموار یا گمشده یافتن
در تداول فارسی زبانان به معنی بی انصاف و بی مروت بکار رود ٠

معنی وجدان در فرهنگ معین

وجدان
(وِ یا وُ) [ ع . ] (اِ.) نیرویی باطنی که خوب را از بد تشخیص می دهد.

معنی وجدان در فرهنگ فارسی عمید

وجدان
۱. قوۀ باطنی که خوب و بد اعمال به وسیلۀ آن ادراک می شود، نفس و قوای باطنی آن.
۲. [قدیمی] یافتن مطلوب، یافتن.

وجدان در دانشنامه اسلامی

وجدان اخلاقی، به رفتاری که انسان خوبی و بدی آنها را در باطن و درون خویش بدون تعلیم و به طور غریزی درک می کند گفته می شود. وجدان اخلاقی، نیروی باطنی بوده، هیچ انسانی به حسب سرشت و خلقت و آفرینش خالی از آن نیست منتها قابل انعطاف بوده، می تواند تحت تاثیر محیط سالم و ناسالم و تربیت صحیح و ناصحیح قرار بگیرد و از سایر امیال قوی باطنی و روحی از قبیل شهوت و غضب و سایر تمایلات فطری درونی چه بسا تغییراتی را بپذیرد.
«... ولکنّ الله حبّب الیکم الایمان و زیّنه فی قلوبکم و کرّه الیکم الکفر و الفسوق و العصیان اولئک هم الرّاشدون؛... ولی خداوند ایمان را برای شما محبوب ساخت و آن را در دلهایتان بیاراست و کفر و نافرمانی و گناه را منفور گردانید، این چنین افرادی، هدایت یافتگان می باشند.»چیزهایی که انسان، خوبی و بدی آنها را در باطن و درون خویش و بدون تعلیم کسی درک می کند، و به سان امور غریزی جزء سرشت او به شمار می روند، «وجدان اخلاقی» و یا «اخلاق فطری» نامیده می شوند، ولی به آن دسته از خوبی ها که در نهاد انسان ریشه عمیق دارند، ولی بشر به خوبی و بدی آنها از راه فطرت واقف نشده، بلکه حسن و قبح آنها را در مکتب سفیران وحی و یا رجال بزرگ جهان آموخته است، «اخلاق غیر فطری» و یا تربیتی می گویند.در سراسر جهان و در میان همه ملل، ظلم و ستم و ازدواج با محارم زشت و قبیح به نظر می رسد؛ البته انسان ها زشتی ستم را از طریق فطرت درک کرده و قبح ازدواج با محارم را از طریق تعالیم و شرایع آسمانی فرا گرفته اند.
← نشانه های امور فطری
در احادیث و روایات اسلامی درباره موضوع وجدان، تذکراتی داده شده است.امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید:«انّه من لم یعن علی نفسه حتّی یکون له منها واعظ و زاجر لم یکن له من غیرها زاجر و لا واعظ؛ کسی که برای او واعظ و اندرزدهی از درون نباشد، (که او را از کارهای زشت باز دارد) هرگز برای چنین شخصی، پند دادن و نصحیت کردن از خارج سودمند نخواهد افتاد، و گفتار دیگران درباره او مؤثر واقع نخواهد شد.یک چنین ادراکات فطری و جهانی نمی تواند مولود منهیات اجتماعی و یا معلول خواهش های وا پس زده و تمایلات سر کوفته باشد.این جاست که حقیقت آیه مورد بحث به طور واضح تجلی نموده و انسان اذعان پیدا می کند که ...

وجدان در دانشنامه ویکی پدیا

وجدان
وِجْدان به نیروی درونی هر فرد که خوب و بد یک کردار را به وسیلهٔ آن درک می کند، گفته می شود. وجدان استعداد، بینش یا قضاوتی است که در تشخیص درست از نادرست کمک می کند.قضاوت اخلاقی ممکن است از ارزش ها یا هنجارها (اصول و قواعد) گرفته شده باشد. از لحاظ روانی وجدان ممکن است هنگام مرتکب شدن انسان به کارهای مخالف اخلاق، حس پشیمانی را در او برانگیزد و در نهایت به احساس درستکاری یا کمال به هنگام ترک کردن چنین هنجارهایی بینجامد. اینکه تا چه حد وجدان معیار قضاوت اخلاقی قبل از عمل می باشد اساس بحث بسیاری از دوران های تاریخ فلسفهٔ غرب بوده است.
دیدگاه های مذهبی در مورد وجدان، معمولاً آن را به اخلاق ذاتی و فطرت خداجو در همهٔ انسان ها مرتبط می کنند. ویژگی های تشریفاتی، افسانه ای، اعتقادی، حقوقی، نهادی و موارد گوناگون دین ممکن است همراه با تجربه، ملاحظات احساسی، معنوی یا تعمق در مورد منشا به بهره برداری از وجدان انسجام بخشد. دیدگاه های سکولار یا علمی وجدان را به عنوان بخشی از یک فرهنگ(مانند زبان)مورد بررسی قرار داده اند.
استعاره های معمول مورد استفاده برای وجدان شامل "نور درونی" می باشد. وجدان، به عنوان یک مفهوم در قوانین ملی و بین المللی با درک جهان به عنوان یک کل می باشد، تا به اعمال قابل توجه متعددی برای مردم خوب انگیزه شود و موضوع بسیاری از نمونه های برجسته ادبیات، موسیقی و فیلم بوده است.
وجدان (انگلیسی: Zameer) یک فیلم به کارگردانی راوی چوپرا است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آمیتاب باچان، رخا، پرم چوپرا، و شامی کپور اشاره کرد.
سیارک ۱۲۵۲۴ (به انگلیسی: 12524 Conscience، نامگذاری:1998HG103) دوازده هزار و پانصد و بیست و چهارمین سیارک کشف شده است که در ۲۵ آوریل ۱۹۹۸ کشف شد.
قدر مطلق سیارک برابر ۱۴.۱ است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

وجدان در دانشنامه آزاد پارسی

وجدان (conscience)
حس درونیِ اخلاقی برای تشخیص درست از نادرست. زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، وجدان را خودِ برتر یا فراخود انسان می دانست. جوزف باتلر، متأله انگلیسی، که برجسته ترین نظریه پرداز زمان خود دربارۀ وجدان اخلاقی بود، ندای وجدان را «چراغ راه خدا» خواند. او معتقد بود وجدان جزئی از طبیعت انسان است که او را به سوی تحکیم اخلاقی نفس خویش هدایت می کند. کانت آلمانی آن را در جنب آسمان پرستاره، بزرگ ترین شگفتی آفرینش می شمارد. منتقدان این نظریه ها ادعا می کنند که وجدان میزان معتبری برای توانایی ترجیح درست بر نادرست و خیر بر شر نیست. با رشد انسان، شخص به صورت طبیعی می آموزد که تصمیم گیری کند و آثار تصمیم هایش را بر دیگران بسنجد. این جاست که وجدان وارد عمل می شود. گروهی بر این باورند که حضور وجدان در گرو تأثیراتی است که شخص در زندگی می پذیرد و به این بستگی دارد که چگونه تربیت شده است؛ به بیانی دیگر، رفتاری است که باید آموخته شود. علمای اسلامی غالباً وجدان را از مراتب نفس آدمی و معادل «نفس لوّامه» دانسته اند که شخص را پس از ارتکاب به کار خلاف ملامت می کند و به این وسیله حافظ حساسیت روح آدمی در برابر کارهای خلاف است. پدیدۀ عذاب وجدان نیز از این افق قابل فهم است. خداوند در قرآن کریم به نفس لوامه سوگند یاد کرده است (سورۀ قیامت، آیۀ ۲) و این نشان دهندۀ اهمیت تربیتی این نیروی درونی در وجود آدمی است.

نقل قول های وجدان

وجدان
• «در امور مربوط به وجدان و اعتقاد، قانونِ اکثریّت نمی تواند جایی داشته باشد.» «همهٔ مردم برادرند»، ترجمه:محمود تفضلی، چاپ کمیسون ملّی یونسکو در ایران، ۱۳۴۸، نشر امیرکبیر، ص ۳۰۱ ص ۲۵۵ -> مهاتما گاندی

معنی وجدان به انگلیسی

breast (اسم)
سینه ، پستان ، نوک پستان ، وجدان ، افکار ، هر چیزی شبیه پستان
conscience (اسم)
وجدان ، ضمیر ، باطن ، دل
superego (اسم)
وجدان ، ابر خود ، شخصیت اخلاقی

معنی کلمه وجدان به عربی

وجدان
صدر , ضمير
فاجر
صحوة الضمير

وجدان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کوروش هو
لغت وجدان یا وژدان ___هر دو واگویه درست است چرا که تردیس و بدل شدن ژ*به جیم روایی__یت دستورگانی دارد مانند لاژورد و لاجورد.....برگرفته از واژه وئج دئن......در چم خود اگاهی های درونی و اساسی� برای همین است که اندرز پارسی وجدان تنها دادگاهی است که نیازمند داتیک (قاضی) نیست شکل گرفته است.
ک هو شیراز
فروغ
وِژدان/ وِجدان صحیح تر است.
منظور بر روی واو بهتر است کسره قرار گیرد
اشکان
وجدان گویا واژه ای ایرانی است که از دو بخش ساخته شده است وژ به معنی خوو و دان به معنی دانستن و درست آن وژدان است
امید،
واژه ی وجدان در پهلوی به شکل اوشتان وجود دارد. پس بنابراين ریشه اش پهلوی ست. وقتی می نویسید برابر پارسی آن آرای درون است اینگونه به چشم می‌آید که عربی ست. در متون به معنی روح و روان آمده ولی معانی دیگر هم داشت. موجود زنده یا دارای روح را می گفتند اوشتانومند برای نمونه،که همان وجدانمند می شود. در اوستا به شکل اوشتانه آمده.

سپاس
فر کیانی

واژه ایرانی وجدان از واژه اوستایی vī-čina-* (وی=وا چین=چیدن ، ویچین=گزین) به مانای بازشناختن تشخیص تمیز دادن to discern distinguish به دست آمده که wizīdan* (وی چی-ژی دان چون گلدان از ریشه دا همخانواده با اندام و دادن) شکل دیگر آن در پارسی میانه است.
*بنمان!منبع):
Different Modes of Rendering Avestan into Pahlavi by David Buyaner
علی باقری
واژه ایرانی وجدان از واژه اوستایی vī-čina وی=وا چین=چیدن ، ویچین=گزین) به معنای بازشناختن تشخیص تمیز دادن به دست آمده که wizīdan (وی چی-ژی دان چون گلدان از ریشه دا همخانواده با اندام و دادن) شکل دیگر آن در پارسی میانه است.
واژگان لری( بختیاری)
در گفتار لری (میانکوه، الوار، دزفول) وُژدان گفته می‌شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف وجدان   • بي وجدان   • معنی وجدان   • وجدان درد   • اس ام اس وجدان   • شعر در مورد وجدان   • انواع وجدان   • وجدان به انگلیسی   • مفهوم وجدان   • معرفی وجدان   • وجدان چیست   • وجدان یعنی چی   • وجدان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وجدان

کلمه : وجدان
اشتباه تایپی : ,[nhk
آوا : vojdAn
نقش : اسم
عکس وجدان : در گوگل

آیا معنی وجدان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )