واژه تلاش

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی تلاش کردن: مجادله و رقابتی در بالای چیزی [بر سر چیزی] در هم افتادن، در تقسیم چیزی مناقشه و نزاع کردن. مثال: بالای میراث پدر تلاش نکنید، منه بچه ها، این خوراک برای همه تان تلاش
...
[مشاهده متن کامل]
نکرده خوریتان. تلاش واژه فارسی و تلاشی واژه عربی است به معنی متلاشی و نیست شدن، تمام شدن. تلاش کردن از تعبیرهای قدیم تاجیکی است که مجازا و استعارتا چنین معنی داشته است: بالای چیزی در افتاده آن را به نابودی و نیستی رسانیدن.