واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: تَراشَه، هیزم خشکی که از شاخه های بزرگ و تنه درختان بریده و به چند قسم با تبر جدا کرده برای سوختن آماده میکنند. مثال: شاخها را مانید [بگذارید]، سه چار تراشه بیارید اَلَوْ (
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
آتش ) را بلندتر کنیم، یا: تراشه های درخت زردآلو لخچه نغز میدهد. در فرهنگ برهان تراشه به معنی چوب تراشیده آمده است. در گویش سمرقندیان نیز همین معنی منظور است. ضمناً در سمرقند چنین اصطلاحی هست: این گپتان ( حرفتان ) مثل تراشه از بام افتادگی برین ( مثل تراشه ای که از بام فرو می افتد ) .