وارد بودن


برابر پارسی: آگاه بودن

معنی انگلیسی:
apply

پیشنهاد کاربران

{وارد بودن}:
معنای نخست:کاردانی ( با کارواژه ی کاردانستن ) ، چیرگی، دانستن، آگاه بودن و. . . . . .
معنای دوم:بِجا بودن، شایایی، شایسته بودن، پسندیدگی
نکته:
هنگامی که می گویند {این سنجش به X، وارد است} یا {این نقد به X، وارد است}، نباید از این برداشت کرد که X نادرست است!
...
[مشاهده متن کامل]

برای نمونه اگر من بگویم {برای این بیماری، این دارو بسیار پاسخگو است}، هرچند گزاره من درست باشد، اما چون هیچ گواهی نیاوردم برایش، و پدرام به من بگوید:{تو هیچ گواهی نیاوردی پس من گفته تو را باور نمی کنم}، سنجشِ او بِجا است.
بدرود!

وارد بودن :
۱ - اگاه بودن
۲ - بجا بودن ، قابل پذیرش بودن ، به مورد
مانند
اتهام وارد است: اتهام بجا و قابل قبول است
اعتراض وارد نیست: اعتراض بجا نیست و غیر قابل پذیرش است
سر رشته داشتن
دستی در کاری/چیزی داشتن