برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

وارث

/vAres/

مترادف وارث: ارث بر، بازمانده، جانشین، خلف، قایم مقام، میراث خوار

متضاد وارث: مورث

برابر پارسی: مانده بر، مرده ریگبر، ریگبر

معنی وارث در لغت نامه دهخدا

وارث. [ رِ ] (ع ص ) ارث بر. کسی که به او ارث میرسد. (از اقرب الموارد). آن که از کسی ارث می برد. میراث گیرنده. (غیاث ) (ناظم الاطباء). مرده ریگ بر. مرده ریگ برنده. عقب. ج ، ورثه ، وُرّاث ، وارثون :
خه ای وارث بزم کیخسروی
به بازوی تو پشت دولت قوی.
نظامی.
کسی کو خون فرزندی بریزد
چو وارث باشد آن خون برنخیزد.
نظامی.
گویند وارثی بود او را در بخارا بمرد علماء بخارا آن مال را نگاه داشتند سفیان را خبر شد عزم بخارا کرد اهل بخارا تا لب آب استقبال کردند و به اعزاز تمام در بخارا بردند. (تذکرة الاولیاء). تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته. (گلستان ).
رد میراث سخت تر بودی
وارثان را ز مرگ خویشاوند.
سعدی (گلستان ).
|| تصاحب کننده منصب و مقام کسی پس از مرگ او :
امام زمان وارث مصطفی
که یزدانش یار است وخلقش عیال.
ناصرخسرو.
کس نبرد نام وارثان پیمبر
خلق نگوید که بود بوذر و سلمان.
ناصرخسرو.
بهاءالدوله وارث ملک شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
چنین گفت شوریده ای در عجم
به کسری که ای وارث ملک جم.
سعدی (بوستان ).
این مژده مرا نیست بلکه دشمنان مراست یعنی وارثان مملکت را. (گلستان ). || (اِخ ) باقی پس ازفناء خلق. (اقرب الموارد). یکی از صفات خدای تعالی.(مؤلف ) (ناظم الاطباء). آن که باقی ماند پس از فناءخلق. (ناظم الاطباء). خداوند تبارک و تعالی. (ناظم الاطباء). نامی از نامهای خدای تعالی. (مهذب لااسماء). || (ع ص ) آن که از همه کس بیشتر عمر میکند. || آن که کارهای دیگری را مرتب می نماید . (ناظم الاطباء). آنکس را گویند که پرداخت و تیمار احوال کسی او نماید و در فکر آسودگی و سرانجام کار او کوشد. (آنندراج ). || خداوند. صاحب. (ناظم الاطباء) : و نیزفرموده که وارث زمینیم و آنچه بر روی زمین است و بازگشت اهل زمین به سوی ما است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 307).
- بی وارث ؛ آن که کسی را ندارد که پس از مردن میراث وی بدو رسد. (ناظم الاطباء).
- وارث تاج و نگین ؛ کنایه از شاهزاده. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
- وارث ...

معنی وارث به فارسی

وارث
ارث برنده، میراث برکسی که ازدیگری به ارث ببرد
( اسم ) ۱ - آنکه از متوفی پول و مال و ملک و مستقل ارث برد میراث خوار مرده ریگ بر . ۲ - کسی که درجه ای مادی یا معنوی را از دیگری بارث برد: (( بفرمان امام حق و فرزند رسول مصطفی و وارث مقام جد خویش ... )) جمع ( عربی ) وارثین وراث ورثه . ۳ - باقی پس از فنائ خلق ( اقربی الموارد ) و آن یکی از صفات خدای تعالی است . یا بی وارث . ( صفت ) آنکه خویشاوندی ندارد که پس از مرگش ازوی ارث برد . یا وارث تاج رنگین . شاهزاده ولیعهد .
شیخ محمد وارث الله آبادی که مرید خلیفه قطب الدین مصیب الله آبادی و همراه پیر خود بسال ۱۱٠۶ بحج رفت و پس از بازگشت در وطن خود گوشه نشین شد و در همانجا در گذشت .
دهی از دهستان خان اندبیل بخش مرکزی شهرستان هرو آباد که در ۱۴ هزار گزی جنوب غربی هرو آباد و ۷ هزار گزی راه هرو آباد به میانه واقع شده است .
از ائمه اباضیه در عمان بود . وی نخستین کسی بود از بنی خروص که بامامت رسید .
( مصدر ) ارث برنده شدن میراث یافتن مرده ریگ یافتن .
بی وارث . بدون وارث . کسی که وارثی ندارد .
آنکه ارث بر ندارد ٠ یا کسیکه اولاد نداشته باشد تا میراث وی را برند ٠
[ گویش مازنی ] /sang vaares/ از توابع دهستان کلارستاق چالوس

معنی وارث در فرهنگ معین

وارث
(رِ) [ ع . ] (اِفا.) ارث برنده .

معنی وارث در فرهنگ فارسی عمید

وارث
۱. (فقه، حقوق) کسی که از دیگری چیزی به ارث می برد، ارث برنده، میراث بر.
۲. از نام های خداوند.

وارث در دانشنامه ویکی پدیا

وارث
کسی که ارث به او می رسد
وارث (اسماء الله) اسمی از اسماء الله
وارث (فیلم) نام فیلمی ساختۀ ویلیام وایلر
وارث کسی ست که به ارث به او می رسد.
وارث (مجموعه تلویزیونی)
وارث (فیلم) نام فیلمی ساختۀ ویلیام وایلر
وارث همچنین ممکن است به یکی از کوارد زیر اشاره داشته باشد:
وارث یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۸۲ به کارگردانی کاظم بلوچی، نویسندگی فریدون فرهودی و تهیه کنندگی حسین صابری می باشد که در محرم از شبکه اول پخش شد. این مجموعه در ۱۳ قسمت تهیه شد.
منوچهر آذر در نقش آقاجان
محمود پاک نیت در نقش مهران فرزند آقاجان صاحب یک انتشاراتی
شراره دولت آبادی در نقش همسر مهران
جلیل فرجاد
رحیم نوروزی
اسدالله منجزی
الهام پاوه نژاد
الیکا عبدالرزاقی
پروین میکده
جمال کامران
حبیب ثامنیه
حسین چنگی
حسین لطیفی
رضا نیکبخت
سعید نورالهی
سعیده عرب
سیاوش طهمورث
سیدجلال طباطبایی
شهربانو موسوی
صادق توکلی
علی قربانزاده
فرید کشن فلاح
کریم اکبری مبارکه
گیلدا حمیدی
محمدعلی ورشوچی
محمد یگانه
مهرداد پاک نیت
ناصر فخری
نسرین خسروانی
یگانه بلوچی
داستان شخصی به نام آقاجان را دنبال می کند که متولی یک تکیه است. آقاجان سال های درازی است که از دو امانت مهم یعنی خنجر جواهرنشان و کتاب با ارزشی نگهداری می کند که از پدر همسرش به وی ارث رسیده است. شبی پیرمردی در رؤیا به سراغ او می آید و از او می خواهد تا آن امانت ها را به وارث اصلی آنها بازگرداند. آقاجان تصمیم می گیرد خنجر و کتاب را به ناصر، خواهرزاده اش بسپارد.
وارث آباد یک روستا در ایران است که در دهستان خانندبیل غربی در بخش مرکزی شهرستان خلخال در استان اردبیل واقع شده اس ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

وارث در جدول کلمات

وارث سلطنت
ولیعهد

معنی کلمه وارث به عربی

وارث
وريث
رث
ظاهر

وارث را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی قناد
جانشین
مازیار ایرانی
برابر وارث در زبان پهلوی نامبردار یا نامبر میباشد کسی که نام دیگری را میبرد و پیرو بردن نامش دارایی وی را نیز ک همان ارث یا برمانده اش میباشد را نیز میبرد
عبدالرحمن
واژه ى فارسي وارس كه عرب آن را وارث مينويسد به معناى وا(يك نوع پيشوند) و رسيدن يعني كسي كه چيزي به آن ميرسد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وارث شادمهر   • خانه مداحان   • معنی وارث   • برنامه هیئت های تهران   • عقيق   • سایت امشب هیئت کجا برم   • هیئت کجا برویم   • برنامه هیئت های تهران 95   • مفهوم وارث   • تعریف وارث   • معرفی وارث   • وارث چیست   • وارث یعنی چی   • وارث یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وارث

کلمه : وارث
اشتباه تایپی : ,hve
آوا : vAres
نقش : اسم
عکس وارث : در گوگل

آیا معنی وارث مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )