برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1613 100 1
شبکه مترجمین ایران

واجب داشتن

معنی واجب داشتن در لغت نامه دهخدا

واجب داشتن. [ ج ِ ت َ ] (مص مرکب ) روا داشتن. سزا داشتن : آنچه به وقت وفات پدر ما امیر ماضی رحمةاﷲ علیه کرد و نمودار شفقت و نصیحتها که واجب داشت نوخاستگان را به غزنین آن است که واجب نکند که هرگز فراموش شود. (تاریخ بیهقی ). رجوع به واجب شود. || صلاح دانستن. روی دیدن. مصلحت دیدن : اما بوسهل این [ نیکوئی بر دشمن مغلوب را ] واجب نداشت. (تاریخ بیهقی ). اگر به آخر عمر چنین یک جفا واجب داشت... بدان هزار مصلحت بباید نگریست که از ما نگاه داشت. (تاریخ بیهقی ). و رجوع به واجب شود. || لازم شمردن. لازم دانستن : واجب دارم و فریضه بینم که کسانی که از این شهر باشند و در ایشان فضلی باشد ذکر ایشان بیاوردن. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 277). چون برخواندن قادر بود باید که در آن تأمل واجب دارد. (کلیله و دمنه ). و رجوع به واجب شود.

معنی واجب داشتن به فارسی

واجب داشتن
( مصدر ) ۱ - لازم شمردن . ۲ - صلاح دانستن . ۳ - روا داشتن سزاوار دانستن .
روا داشتن سزا داشتن

واجب داشتن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حجاب موقع قران خواندن   • احکام سجده واجب   • حکم نداشتن مرجع تقلید   • حکم خواندن قران بدون وضو   • خواندن قران با موبایل   • کدام جزء قران سجده واجب دارد   • حکم خواندن قران بدون حجاب   • سوره هایی که سجده مستحب دارند   • معنی واجب داشتن   • مفهوم واجب داشتن   • تعریف واجب داشتن   • معرفی واجب داشتن   • واجب داشتن چیست   • واجب داشتن یعنی چی   • واجب داشتن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی واجب داشتن

کلمه : واجب داشتن
اشتباه تایپی : ,h[f nhajk
عکس واجب داشتن : در گوگل

آیا معنی واجب داشتن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )