برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1436 100 1

هرا

معنی هرا در لغت نامه دهخدا

هرا. [ هََ رْ را ] (اِ) هلیله را گویند و آن دوایی است معروف و بهترین آن کابلی باشد. (برهان ). به هندی اسم هلیله است.(فهرست مخزن الادویه ). || گلوله های طلا و نقره را نیز گویند که در زین و یراق اسب به کار برند اعم از لجام و سینه بند و غیره. (برهان ) :
که آمد نبرده سواری دلیر
به هرای زرین سیاهی به زیر.
فردوسی.
از فراوان دیدن هرای زر امروزگشت
دیده اندر چشم هر بیننده ای زرّ عیار.
فرخی.
سلطان یک سواره ٔ گردون به جنگ وی
بر چرمه تنگ بندد و هرا برافکند.
خاقانی.
نصرت که دهد به بدسگالت
هرا که برافکند خران را.
خاقانی.
ز حد بیستون تا طاق کسرا
جنیبتها روان با طوق و هرا.
نظامی.
تکاور ده اسب مرصع فسار
همه زیر هرای گوهرنگار.
نظامی.
به هرا یکی مرکبش درکشید
ز سر تا کفل زیر زر ناپدید.
نظامی.
|| آواز مهیب مانند آواز سباع و وحوش. (برهان ) :
ز هرای اسبان و آواز کوس
همی آسمان بر زمین داد بوس.
فردوسی.
نه آوای مرغ و نه هرای دد
زمانه زبان بسته از نیک و بد.
فردوسی.
مرا بیدار مانده چشم و گوش و دل که چون یابم
به چشم از صبح برقی یا بگوش از وحش هرایی.
ناصرخسرو.
بر در مرقد سلطان هری ز ابلق چرخ
مرکب داشته را ناله ٔ هرا شنوند.
خاقانی.

هرا. [ هَُ رْ را ] (اِ) درخشیدن. || ترس و بیم. (برهان ). مانند هُرِه دردلهره. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). || آواز مهیب مانند آواز وحوش و سباع در افغانی هورا و هرابه فتح اول. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
نه آوای مرغ و نه هرای دد
زمانه زبان بسته از نیک و بد.
فردوسی.
مرا بیدار مانده چشم و گوش و دل که چون یابم
به چشم از صبح برقی یا بگوش از وحش هرایی.
ناصرخسرو.

هرا. [ هَِ ] (اِ) فروریختن و آواز و صدای فروریختن. (برهان ).

هرا. [ هََ ] (اِخ ) هرات. (برهان ). رجوع ...

معنی هرا به فارسی

هرا
نام شهری در خراسان قدیم که امروز در شمال غربی افغانستان در کنار رود هری ( هریرود ) واقع است . پس از اسلام کانون نشر معارف اسلامی بود و در عهد پسران تیمور پایتخت گردید .در حدود ۱۵٠٠٠٠ تن سکنه دارد . محصولش قالی و گلاب است . هرات مولد خواجه عبدالله انصاری معروف به شیخ الاسلام عارف مشهور است .
(اسم ) ترس بیم .
به هندی اهلیلج کابلی است

معنی هرا در فرهنگ معین

هرا
(هَ رّ) (اِ.) ۱ - ساز و برگ اسب ، مانند سینه بند و لگام . ۲ - گلوله های زرُین و سیمین که به زین ، لگام و سینه بند اسب می بستند.
(هُ رّ) (اِ.) صدای مهیب ، فریاد سهمناک .
(هُ) (اِ.) ترس ، بیم .

معنی هرا در فرهنگ فارسی عمید

هرا
گلوله ها و میخ های طلا و نقره که در زین و برگ اسب به کار ببرند: از بهر جنیبتان بالا / نی طوق آید ز من نه هرا (خاقانی۱: ۲۷)، ز حدّ بیستون تا طاق گرا / جنیبت ها روان با طوق و هرا (نظامی۲: ۳۰۲).
۱. بانگ و آواز مهیب، فریاد سهمناک.
۲. بانگ جانور درنده: نه آوای مرغ و نه هرای دد / زمانه زبان بسته از نیک و بد (فردوسی: ۳/۳۰۴).

هرا در دانشنامه ویکی پدیا

هرا
هفائستوس: خدای صنعت و آتش است. او هنگامی که به دنیا آمد، زشت و لنگ بود و مادرش، هرا او را به داخل اقیانوس انداخت اما دختر اقیانوس، او را نجات داد. هفائستوس نه سال بعد زمانی که صنعتگر ماهری شده بود، برای گرفتن انتقام از هرا تختی از طلا ساخت که شاهکار صنعت و هنر بود؛ سپس آن را به صورت ناشناس به المپ فرستاد. هرا که مجذوب تخت طلائی شده بود، بر روی آن نشست اما هر چه تلاش کرد دیگر نتوانست از روی آن بلند شود و این گونه بود که هفائیستوس به المپ آورده شد و با شرط ازدواج با آفرودیته حاضر به آزاد کردن هرا شد. چندی بعد زمانی که در دعوای زئوس و هرا، از هرا طرفداری کرد، زئوس خشمگین پای او را گرفت و از المپ به پایین پرت کرد و پای دیگرش نیز لنگ شد. هفائیستوس که از المپ دل زده شده بود، به همراه آفرودیته بر روی زمین به زندگی اش ادامه داد؛ تا اینکه برادرش آرس و آفرودیته به او خیانت کردند و دستشان رو شد آفرودیت خیانتکار گریخت و به جزیرهٔ قبرس رفت.
آرس: یا مارس، خدای جنگ و خشونت بود و بی رحمیش او را نزد خدایان و مردم خدایی منفور کرده بود، به طوری که حتی پدرش زئوس هم او را ناهنجار می نامید.
هرا (به یونانی: Ἥρα) بانوی قدرت، حامی زنان و ملکهٔ آسمان ها بود که در غار کوه دیکته به دنیا آمد. هرا تا حدی زیبا بود که آوازه اش به گوش برادرش رسید و همین مسئله باعث شد زئوس برای دیدار با هرا به جزیرهٔ «اوبه» سفر کند و با یک نگاه دلباختهٔ خواهر خویش شود. زئوس خود را به فاخته تبدیل کرد و طی دستوری که به طوفان داد، هوا آنچنان نامساعد و سرد شد که هرا دلش به حال این پرندهٔ کوچک به رحم آمد و او را در آغوش کشید، زئوس در همین حین به چهرهٔ اصلی خود تبدیل شد و سپس با یکدیگر ازدواج کردند. زئوس هرا را دوست داشت اما هوس بازی های او باعث خشم و ناراحتی هرا شد و همین امر موجب شد او با کمک خدایان تاتار و گایا، تایفون را برای انتقام از زئوس به وجود آورد.
آ ا ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ سش ف ک گ ل م ن و ه ی
هفائستوس، آرس، هبه و ایلی ثیا فرزندان هرا و زئوس بودند. هفائستوس چون زشت و لنگ به دنیا آمده بود و توسط مادر خود به دریا انداخته شده بود، کینه ای در دل می پروراند و منتظر انتقام از هرا بود؛ او تخت طلایی برای هرا ساخت، هرا که مجذوب تخت شده بود برآن نشست و دیگر موفق نشد ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هرا در دانشنامه آزاد پارسی

هِرا (Hera)
هِرا
(در یونانی، به معنای بانو) در اساطیر یونان، ایزدبانوی زنان و ازدواج، معادل یونو در اساطیر روم؛ خواهر و همسر زئوسو مادر هفایستوس، خدای آتش و صنایع فلزی، نیز مادر آرِس، خدای جنگ و هبه، ساقی اصلی خدایان. طاووس برایش مقدس بود و نقطه های چشم مانندِ دمِ طاووس همان صد چشم خادمش آرگوس بودند که چون ایو، معشوقۀ زئوس، را پاییده بودند، به دستور هرا از سر او جدا شدند.داستان. کرونوس و رئا، پدر و مادر هرا، از تیتان ها بودند؛ پدرش او و برادرانش، پوسیدون و پلوتو، و خواهرانش، هستیا و دمتر، را هنگام تولدشان بلعیده بود، اما زئوس که از مهلکه جان به در برده بود، هِرا را نجات داد. زئوس که خود را به صورت فاخته درآورده بود، از هرا، که میلی به او نداشت، خواستگاری کرد؛ گایا، مادر زمین، سیب های زرین جاودانگی را که بعدها هسپریدها از آن ها مراقبت می کردند، در روز عروسی به او تقدیم کرد. به روایت هومر، هرا حسود و نزاع طلب بود و خشمش غالباً برای خدایان و آدمیان فاجعه به بار می آورد؛ او معشوقه های زئوس و فرزندانشان را آزار می داد، به ویژه هرکول را که در کودکی با مار به او حمله کرده بود. هرکول از آن پس نیز در سراسر عمر خود از آزارهای هرا در امان نماند؛ همچنین سِمِله را با نیرنگ از پای درآورد؛ هرا فرزند، دیونوسوس/دیونیز، خدای شراب، را نیز به جنون مبتلا کرد. هرا پس از آن که پاریس، آفرودیت را به منزلۀ زیباترین الهه برگزید، از یونانیان در جنگ تروا حمایت کرد.
پرستش. هرا در دوران پیش از تمدن یونان، ایزدبانوی اصلی مردم آرگوس در بخش جنوبی یونان بود و احتمالاً در ابتدا آیین های او را در مقام تجسمی از باروری زمین گرامی داشتند. یونانیان نیز احتمالاً او را خدایی مقتدر می انگاشتند و ازدواج او با زئوس، خدای خدایشان، را مایۀ افتخار می دانستند. گفته اند که خصلت انتقام جویی او احتمالاً از تعارض پرستش او و پرستش زئوس در مراحل بعد ناشی شده است. پرستشگاه اصلی اش، جایگاه هرایوم، که معبد و محراب او بود، در آرگوس قرار داشت، اما آیین او در ساموس و سایر نقاط یونان پیروانی یافت.

ارتباط محتوایی با هرا

هرا در جدول کلمات

هرا
بانگ و آواز مهیب

هرا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسما
هرا [هَ ر ر ا] یا [هُ ر ر ا] فریاد و غوغا، هورا، های و هوی
مثال از فردوسی:
ز هرای درندگان چنگ دیو
شده سست از خشم کیهان خدیو
عاطفه انارکی
صدا و غوغا/اواز مهیب
علی سیریزی
بانوی قدرت، حامی زنان و ملکهٔ آسمان‌ها بود که در غار کوه دیکته به دنیا آمد. هرا تا حدی زیبا بود که آوازه‌اش به گوش برادرش رسید و همین مسئله باعث شد زئوس برای دیدار با هرا به جزیرهٔ او به سفر کند و با یک نگاه دلباختهٔ خواهر خویش شود. زئوس خود را به فاخته تبدیل کرد و طی دستوری که به طوفان داد، هوا آنچنان نامساعد و سرد شد که هرا دلش به حال این پرندهٔ کوچک به رحم آمد و او را در آغوش کشید، زئوس در همین حین به چهرهٔ اصلی خود تبدیل شد و سپس با یکدیگر ازدواج کردند. زئوس هرا را دوست داشت اما هوس بازی‌های او باعث خشم و ناراحتی هرا شد و همین امر موجب شد او با کمک خدایان تاتار و گایا، تایفون را برای انتقام از زئوس به وجود آورد.
مهدیس فتحی
صدا وغوغا،آواز مهیب
امین دورقی
غوغا_صدای بلند
علی باقری
هُرّا: به معنی خروش و غریو ددان است . می تواند بود که این واژه از نامْ آواها باشد و برآمده از آوای درندگان .
((ز هُرّای درندگان ، چنگ دیو
شده سست ؛ وز خشمِ گیهان ْخدیو.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 248.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی هرا   • هرا در جدول   • شخصیت شناسی زنان هرا   • شخصیت آتنا   • زنان آفرودیت   • تیپ شخصیتی پرسفون   • زنان هستیا   • معبد هرا در الیمپ   • مفهوم هرا   • تعریف هرا   • معرفی هرا   • هرا چیست   • هرا یعنی چی   • هرا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هرا
کلمه : هرا
اشتباه تایپی : ivh
عکس هرا : در گوگل

آیا معنی هرا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )