برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1627 100 1
شبکه مترجمین ایران

هتل

/hotel/

مترادف هتل: مسافرخانه، مهمانخانه، مهمانسرا

برابر پارسی: مهمانسرا

معنی هتل در لغت نامه دهخدا

هتل. [ هََ ] (ع مص ) پیاپی باریدن ابر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). هطل. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد).باران باریدن. (تاج المصادر بیهقی ). || نیک باریدن ابر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). این کلمه مبدل هتن باشد، چه تبدیل لام به نون و بالعکس نزد پیشینیان بسیار معمول بوده است. «هتنت السماء و هتلت ». (نشوء اللغة ص 51).هُتول. هَتَلان. تَهتال. هطل. هطلان. تهطال. هتن. هتون. هتنان. تهتان. رجوع به هر یک از این کلمات شود.

هتل. [ هََ ت ِ ] (ع ص ) سحاب هتل ؛ ابر نیک بارنده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).

هتل. [ هَُ ت ِ ] (فرانسوی ، اِ) مسافرخانه. مهمانخانه. این کلمه از اصل قدیمی کلمه هوسپیتال در زبان فرانسه ٔ باستان ، مشتق شده و در زبان انگلیسی به خانه ای که برای پذیرایی از مسافران اختصاص دارد، اطلاق شده است. (از دائرةالمعارف بریتانیکا).

هتل. [ هَُ ت ُ ] (اِ) در تداول برخی از عوام به معنی اتومبیل است و صورت مصحفی از آن میباشد. || در تداول زنان به معنی شکم : هتلش پیش آمده ، یعنی آبستن است. این کلمه به این معنی پیش از اختراع اتومبیل متداول بوده است و از هتل (به معنی اتومبیل ) مأخوذ نیست. (یادداشت مؤلف ).

هتل. [ هَُت ْ ت َ ] (ع ص ) سحائب هتل ؛ باران پیوسته. هطل. (از اقرب الموارد) (معجم متن اللغة).

هتل. [ هَُت ْ ت َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ هاتل. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به هاتل شود.

معنی هتل به فارسی

هتل
کاخ، مهمانخانه
(اسم ) اتومبیل٠
هاتل
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمان خانه
[ گویش مازنی ] /hatel/ آدم ساده و بی ریا
[گردشگری و جهانگردی] ← منزلگاه
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمان خانۀ اختصاصی
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمان خانۀ اربابی
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمانخانۀ ارزان با خدمات محدود
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمانخانۀ اقتصادی
[hotelman] [گردشگری و جهانگردی] فردی که در مهمانخانه، به ویژه در سطوح سرپرستی، اشتغال دارد
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمانخانۀ تجاری
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمان خانۀ تفریحی
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمان خانۀ تندرستی
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمانخانۀ چهارستارۀ ممتاز
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمانخانۀ خانواده گردان
[گردشگری و جهانگردی] ← مهمانخانۀ خشک
[gateway hotel] [گردشگری و جهانگردی] مهمان خانه/ هتلی واقع در مبادی ...

معنی هتل در فرهنگ معین

هتل
(هُ تِ) [ فر. ] (اِ.) مهمانخانه ، ساختمانی دارای اتاق های مبله و آمادة پذیرایی از مسافران .

معنی هتل در فرهنگ فارسی عمید

هتل
مکانی که در مقابل دریافت هزینه، به اشخاص جای خواب و خدمات دیگر از قبیل غذا و امثال آن ها ارائه می شود، مهمان خانه.

هتل در دانشنامه ویکی پدیا

هتل
هُتِل یا مهمانخانه نوعی مکان مسکونی اجاره ای است که معمولاً برای مدت کوتاه به افراد اجاره داده می شود. هتل ها از امکانات اقامتی و گردشگری شهرها به حساب می آیند و بیشتر مورد استفادهٔ مسافران و گردشگران قرار می گیرند. هتل ها دارای تعداد زیادی اتاق هستند که گاه به چند صد اتاق می رسد. علاوه بر اتاق ها و سوئیت های اقامتی، هتل ها دارای امکانات جنبی گوناگونی هستند. رستوران، استخر شنا، کافی شاپ و سالن اجتماعات نمونه هایی از امکانات هتل ها هستند.
فهرست مکان های اقامتی
متل
هتل آپارتمان
مسافرخانه
ریوکان
مهمانسرا
شبانه روزی
بد اند برک فست
معمولاً مشتریان هتل در اتاق ها و سوئیت هایی که دارای تخت خواب، توالت و حمام مجزا هستند ساکن می شوند. اتاقهای یک تخته و دوتخته مشتریان بیشتری دارند.
هتل hotel از واژه فرانسوی hôtel گرفته شده است که خود برگرفته از hôte به معنای میزبان است. hôtel در فرانسه اشاره به ساختمانی می کند که بازدیدکننده زیادی داشته باشد. اما با ورود این واژه به زبان انگلیسی و سپس گسترش آن به سایر زبان ها، معنای کاربردی هتل دگرگون شده و امروزه به نوع خاصی از مکانهای اقامتی برای مسافران اطلاق می شود.
آثار بدست آمده در تپه های باستانی و دیگر جاهای فلات ایران حاکی از آن است، که رفت وآمد از دیرباز میان اقوام پیش از تاریخ وجود داشته و بر اثر همین تعامل و رفت وآمدها، خصوصیات فرهنگها از یک تمدن به تمدن دیگر منتقل می شده در دوران حکومت عیلامیان د تأسیساتی برای استراحت و رفاه حال آنان وجود داشته که بعدها بر اثر حملات آشوریان از بین رفته. در بررسیهای دقیق و مستندی که از دوره مادها به عمل آمده بناها و تأسیسات عام المنفعه برای مسافران وجود نداشته. اما در زمان حکومت هخامنشیان و به قدرت رسیدن شاه کوروش بزرگ، از جمله اقدامات او، ساختن جاده هایی ارتباطی که باقی مانده از زمان مادها بود را گسترش داد، ساخت و ساز علی الخصوص تأسیسات عام المنفعه که بنوعی با مسافر در ارتباط بود همانند آب انبار، کاروانسرا، میل راهنما و…رایج گردید.
عکس هتل
هتل (ابهام زدایی) ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

هتل در جدول کلمات

از جاذبه های توریستی استان اردبیل با امکانات تفریحی | ورزشی | و فرهنگی بسیاری چون قایقرانی | دوچرخه سواری | باغ وحش و هتل های مجهز و زیبا
دریاچه شور ابیل

معنی هتل به انگلیسی

hostel (اسم)
شبانه روزی ، هتل
hotel (اسم)
هتل ، مسافرخانه ، مهمانخانه

معنی کلمه هتل به عربی

هتل
فندق
جناح

هتل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا فتحی پور
آرام سرا
علی کرمی
پیشنهاد بنده :
" مسافرخانه یا مسافرسرا " است.
من
" مهمانخانه یا مهمانسرا " را
اصلا
معادل دقیق و مناسبی برای " هتل" نمی دانم ...!
محمد
سلام من چند وقته برای پیدا کردن معادلی برای کلمه هتل به کلمه ای رسیدم به نام"مُهِرا" این کلمه مخفف کلمه مهمانسرا هست و به چندتا هتل هم میشه گفت:مُهارا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رزرو هتل خارجی   • هتل یاب   • رزرو هتل تهران   • رزرو هتل شیراز   • رزرو هتل کیش   • رزرو هتل اصفهان   • رزرو هتل مشهد   • رزرو هتل ترکیه   • معنی هتل   • مفهوم هتل   • تعریف هتل   • معرفی هتل   • هتل چیست   • هتل یعنی چی   • هتل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی هتل

کلمه : هتل
اشتباه تایپی : ijg
آوا : hotel
نقش : اسم
عکس هتل : در گوگل

آیا معنی هتل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )