برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

نیابت

/niyAbat/

مترادف نیابت: جانشینی، قائم مقامی، معاونت، نایبی، وکالت

برابر پارسی: جانشینی

معنی نیابت در لغت نامه دهخدا

نیابت. [ ب َ ] (ع اِ) نوبت. بار. پاس. (از منتهی الارب ). رجوع به نیابه و نیز رجوع به نیابة و نیاوه شود :
وز آن پس نیابت به ایرج رسید
مر او را پدر شهر ایران گزید.
فردوسی.
یک چند گه نیابت آن بوستان گذشت
وین چند گه نیابت این بوستان رسید.
سوزنی.
یکدو نیابت اگر بر این بفزودی
رفته بدی جان و بر دریده بدان بش.
سوزنی.
- به نیابت ؛ به نوبت : به نیابت کسان وی را نیک همی زدند. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
- نیابت نهادن ؛ نوبه گذاشتن : نیابت نهاده بودند [ کسان نمرود آنگاه که پشه در مغزش جای گرفت ] تااز آن پتک ها یکی برگرفتی و بر وی همی زدندی. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
|| (مص ) بجای کسی ایستادن. (غیاث اللغات ). رجوع به نیابة شود. || (اِمص ) جانشینی. وکالت.خلافت. برقراری در جای کسی و به عوض کسی. (ناظم الاطباء). نیابة. قائم مقامی : برادرش نرسی را به نیابت خویش در مملکت بگذاشت. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ). نیابت خویش به استصواب رای سلطان به ابونصر منصوربن راشی داد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 438).
کنون جز ناصرالدین نیست کز بهر نیابت را
ز بعد چارتن در چاربالشهای او آمد.
خاقانی.
- به نیابت آمدن ؛ جانشین شدن. بجای آن آمدن.
- به نیابت کسی یا چیزی آمدن ؛ از پی آن آمدن و جانشین او شدن :
روزم به نیابت شب آمد
جانم به زیارت تن آمد.
خاقانی.
- نیابتاً ؛مقابل اصالتاً. (یادداشت مؤلف ). رجوع به نیابةً شود.
- نیابت بجای آوردن ؛ بجای کسی کاری را انجام دادن :
نیابت بجای آری از دین و داد
نیاری ز من جز به نیکی بیاد.
نظامی.
- نیابت کردن ؛ قائم مقام بالاتر از خود بودن. (آنندراج ). بجای دیگری و از طرف دیگری کاری انجام دادن :
به نیک و بدمشو دربند فرزند
نیابت خود کند فرزند فرزند.
نظامی.
چنان بخار هوا تیره ساخت آب زلال
که قطره بر لب جو می کند نیابت خال.
طالب (از آنندراج ).

نیابة. [ ب َ ] (ع مص ) بجای کسی ایستادن. (تاج الم ...

معنی نیابت به فارسی

نیابت
جانشین شدن، بجای کسی نشستن، جانشینی، قائم مقامی
۱ - ( مصدر ) نایب بودن جانشین شدن . ۲- (اسم) نایبی جانشینی : (( سلطان سنجر او را بنیابت ملک عراق تفویض کرد . )) ۳ - درج. نایبی ستوانی . یا آموزشگاه ( مدرس. ) نیابت . شعبه ای از دانشکد. افسری که در آن درجه داران لیق پس از گذراندن دور. تعلیمات بدرج. نایب سومی (ستوان سومی) نایل می آمدند. یا به نیابت. از طرف از جانب: (( بنیابت ... بعیادت... رفتم . )) یا نیابت تولیت . مقام کسی که جانشین متولی است . یا نیابت سلطنت . مقام کسی که جانشین سلطان گردد. یا نیابت قضایی گاهی مدعی العموم ( و نیز مستنطق ) برای اجرای وظایف خود میتواند بدیگری نمایندگی بدهد. این نمایندگی را نیابت قضایی نامند.
( صفت ) ۱ - قایم مقام جانشین . ۲ - وکیل .
( مصدر ) نایب بودن جانشین بودن : (( شوشه بدو قسم آفرید تا اگر یکی قسم را آفت رسد آن نیم. دیگر نیابت وی بدارد تا حیوان رود تباه نشود ... ))
( صفت ) ۱ - جانشین قائم مقام . ۲ - وکیل .
جانشینی ٠ نایبی ٠ عمل نیابت گر ٠
نایب

معنی نیابت در فرهنگ معین

نیابت
(نِ بَ) [ ع . نیابة ] (اِمص .) خلافت ، جانشینی .
( ~. تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) نایب بودن ، جانشین بودن .

معنی نیابت در فرهنگ فارسی عمید

نیابت
۱. جانشینی، قائم مقامی.
۲. جانشین شدن، به جای کسی نشستن، به جای کسی امری را انجام دادن.

معنی نیابت به انگلیسی

representation (اسم)
نمایندگی ، نماینده ، نمایش ، تمثال ، ارائه ، نیابت
subrogation (اسم)
وکالت ، جانشین سازی ، نیابت ، جانشینی
lieutenancy (اسم)
درجه ستوانی ، نیابت ، ناوبانی ، قلمرو ستوانی
officiacion (اسم)
نیابت

نیابت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کیان
این واژه تازى (اربى) است و سپارش مى شود از این ساخته پیشنهادى بجاى آن بهره جویید: جامدار Jamadar : نیابت ، جانشینى (جا + آمده/آمد = جامَد/جامَده : کسى که بجاى کسى آمده ، نایب ) جامدیک Jamadik( جامَد + ایکik (پهلوى: صفت مفعولى/نسبى ساز ) : منوب ، نیابت
شده ) جامَدیک اَژَش Jamadik azhash : (جامدیک + اژ (پهلوى: از) + ش(ضمیر متصل: او) : نیابت شده از او ، منوبٌ عنه!
NEGAR
سوال : �روسیه نیابت سلطنت عباس میرزا را به رسمیت شناخت.�
یعنی چی ؟ :-!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نیابت چیست   • تعریف نیابت   • نمونه درخواست نیابت قضایی   • نیابت قضایی تهران   • نیابت قضایی در امور کیفری   • نیابت قضایی کیفری   • نیابت قضایی در امور حقوقی   • نیابت قضایی در امور مدنی   • معنی نیابت   • مفهوم نیابت   • معرفی نیابت   • نیابت یعنی چی   • نیابت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نیابت

کلمه : نیابت
اشتباه تایپی : kdhfj
آوا : niyAbat
نقش : اسم
عکس نیابت : در گوگل

آیا معنی نیابت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )