برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

نگاری

/negAri/

معنی نگاری در لغت نامه دهخدا

نگاری.[ ن ِ ] (ص نسبی ) منسوب به نگار. (فرهنگ فارسی معین ). || نگارین. منقش. مزین. || (اِ) قسمتی از شکمبه ٔ گوسفند که دارای اشکال هندسی مسدس شکل است. شکمبه ٔ گوسفند به سیرابی ، نگاری ، شیردان وهزارلا تقسیم می شود. || ابزار کشیدن شیره ٔتریاک. لوله ٔ دراز میان تهی به طول تقریبی نیم گز، یک سر آن سوراخی دارد که به دهان می گذارند. سر دیگر این لوله بسته است ، و نزدیک انتهای آن حقه ٔ گرد سوراخ داری است به نام چَلَم (بر وزن کلم و قلم ). و شیره ٔ تریاک را (شیره ای که از جوشاندن و تصفیه کردن سوخته ٔ تریاک به دست آرند) بر روی حقه ٔ گرداگرد سوراخ مالندو آن را برابر شعله ای که از شمع افروخته یا فتیله ای که در مخزن روغن یا پیه تعبیه شده است و به وسیله ٔ حباب بلوری یا فلزین تنظیم گشته است ، قرار دهند و چون شیره در برابر شعله جوشیدن گرفت ، شخص شیره ای - که سر نگاری را به دهان دارد - به دم دود آن را می کشد.

معنی نگاری به فارسی

نگاری
۱ - ( صفت ) منسوب به نگار . ۲ - ( اسم ) قسمتی از سیرابی گوسفند که روی آن نقش و نگارهای مسدس شکل است و بهمین سبب آنرا نگاری نامند . توضیح اصولا معده گوسفند بچند قسمت تقسیم میشود : سیرابی نگاری شیردان هزارلا. ۳ - یکی از وسایل کشیدن شیره تریاک است بدین طریق که شیره را بدان چسبانند و با چراغ کشند . آلت مذکور دارای چوبی دراز حقه ای آهنین وشبیه سر آب پاش بنام چلم است
[hydrography] [حمل ونقل دریایی] مطالعۀ اقیانوس و دریا برای عمق سنجی و تهیۀ نقشۀ سواحل و مسیرهای دریایی و جمع آوری داده های مورد نیاز ناوبری
[foresight] [آینده پژوهی و آینده نگری] فرایندی نظام مند و مشارکتی که در آن استنباط های مختلف را دربارۀ آینده گرد می آورند و از آن طریق چشم اندازی میان مدت یا بلندمدت را با هدف اتخاذ تصمیم های روزآمد و مهیا کردن اقدام های مشترک پی می ریزند
[terminography] [زبان شناسی] فعالیتی شامل طراحی و تدوین و کاربرد و ارزیابی فرهنگ های اصطلاح شناختی
[information mapping, infomapping] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] فن تحلیل و ساماندهی و ارائۀ اطلاعات در یک سازمان به گونه ای که محتوای آن بتواند آسان تر و سریع تر در اختیار مدیران و کارکنان قرار گیرد
[climatography] [علوم جَوّ] توصیف کامل و کمّی اقلیم، به ویژه با توجه به جدول ها و نقشه هایی که مقادیر خاص عناصر اقلیمی را در یک ایستگاه یا پهنه نشان می دهد
[electrocochleography, ECochG, ECoG, cochleography] [شنوایی شناسی] آزمونی برای بررسی عملکرد حلزون و عصب هشتم جمجمه ای با ثبت پتانسیل های برانگیختۀ شنوایی حاصل از آنها متـ . حلزون نگاری
...

معنی نگاری در فرهنگ معین

نگاری
(ن ) (اِ.) وسیله ای که با آن شیرة تریاک را می کشند.
( ~. نِ)(اِمص .) ضبط کردن آثار خط های سر انگشتان .
( ~. نِ) [ ع - فا. ] (حامص .) ثبت ارتعاشات زلزله و تعیین مرکز پیدایش آن و اندازه گیری شدت آن .

معنی نگاری در فرهنگ فارسی عمید

نگاری
۱. چراغ شیره کشی، اسبابی که با آن شیرۀ تریاک را تدخین می کنند.
۲. (اسم، صفت نسبی، منسوب به نگار) بخش دوم معدۀ نشخوارکنندگان که روی آن نقش ونگارهای مسدس شکل است.
علمی که دربارۀ آب های سطح زمین و وضع و مقدار و چگونگی آن ها و جریان آب رودخانه ها و دریاچه ها و دریاها بحث می کند.
ضبط اثر خط های سر انگشتان به ویژه انگشت اشاره برای شناسایی یا امضا.

نگاری در دانشنامه ویکی پدیا

نگاری
نِگاری ابزاری است برای تدخین و کشیدن شیره تریاک.
از آنجا که استفاده از نگاری نیاز به یک ساقی داشته که معمولاً از میان دختران بوده است به آن نگاری گفته اند.
نگار + ی کهٔ از نوع پسوندی می باشد. مانند عباسی که شامل عباس + ی می باشد کهٔ نقش پسوند را دارد.
شکل ظاهری این ابزار شبیه چپق می باشد. این دستگاه از یک لوله توخالی به طول تقریباً نیم متر تشکیل شده که یک سر آن بسته بوده و سر دیگر را مانند وافور به لب می گذارند. نزدیک به انتهای بستهٔ لوله، قطعه چینی، سفالی یا سرامیکی ای به لوله نصب شده است. این قطعه کارکردی شبیه به حقه وافور داشته، ولی سوراخ های درشت تری دارد و بزرگ تر است. به این قطعه چلم («چلیم» یا «چیلیم») گفته می شود. این قطعه توسط یک بست (معمولاً فلزی) و واشر به لوله متصل می شود.
عکس نگاری
نگاری سمبیلان یکی از ۱۳ ایالت کشور مالزی است
معرفی استان نگری سمبیلان | مالزی ترین
ایالت نگری سمبیلان -مالزی | Touradvice
مرکز این استان، شهر سرمبان (Seremban) است که به بسیاری از مناطق دیدنی و مکان های تاریخی آن دسترسی دارد.
استان نگری سمبیلان در غرب مالزی پنینسولار و در ۵۰ کیلومتری جنوب کوآلالامپور واقع شده و اسم خود را از زمانی می گیرد که شامل ۹ منطقه بوده است (سمبیلان به معنی ۹ و نگری به معنی منطقه است).
ساحل پورت دیکسون (Port Dickson), موزهٔ رویال سری منانتی (The Royal Museum of Seri Menanti), موزهٔ رمبائو (Rembau Museum), مجموعهٔ موزه ای استان نگری سمبیلان (Negeri Sembilan State Museum Complex), موزهٔ لوکوت (Lukut Museum), عمده فروشی های نیلای (Nilai Wholesale Center), مرکز کریستال سازی نیلای (Nilai Crystal), جنگل اولو بندول (Ulu Bendul Forest), مجموعهٔ صنایع دستی استان (State Crat Complex), موزهٔ ارتش (Army Museum), پارک آبی رمبا او (Rembau Wet World), حشرات شب تاب سونگای تیمون (Sungai Timon Fireflies)
آب ن ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نگاری در جدول کلمات

در فرهنگ روزنامه نگاری و ارتباطات | یکی از سبک های خبری است
هرم وارونه

معنی نگاری به انگلیسی

reticulum (اسم)
شبکه ، نگاری ، بافت همبند و مشبک ، شیردان جانور نشخوار کننده ، ساختمان شبکهای ، بافت نگاهدارنده اعصاب

معنی کلمه نگاری به عربی

بصمة الاصبع ، بصمةالأصابع
صحافة
علم الطوبوغرافيا

نگاری را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس نگاری   • چراغ شیره   • نگاری گاو   • آموزش ساخت چلیم   • عکس نگاری شیره   • چليم دريايي   • چلیم ماری جوانا   • چلیم حشیش   • معنی نگاری   • مفهوم نگاری   • تعریف نگاری   • معرفی نگاری   • نگاری چیست   • نگاری یعنی چی   • نگاری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نگاری

کلمه : نگاری
اشتباه تایپی : k'hvd
آوا : negAri
نقش : اسم
عکس نگاری : در گوگل

آیا معنی نگاری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )