برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

نژاد

/neZAd/

مترادف نژاد: اصل، تبار، دودمان، ذریه، عرق، گوهر، نتاج، نسب، نسل

معنی نژاد در لغت نامه دهخدا

نژاد. [ ن ِ ] (اِ) اصل. (لغت فرس اسدی ) (غیاث اللغات ) (جهانگیری ) (تفلیسی ) (صحاح الفرس ) (زمخشری ) (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). نسب. (لغت فرس اسدی ) (غیاث اللغات ) (جهانگیری )(صحاح الفرس ) (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)(فرهنگ نظام ). گوهر. (صحاح الفرس ). خاندان. تخمه. نسل. (ناظم الاطباء). نَجْر. نجار. نِسْبة. نُسْبة. جوهر. (از منتهی الارب ). پروز. دوده. تبار :
از ایشان هرآنکس که دهقان بدند
ز تخم و نژاد بزرگان بدند.
فردوسی.
بپرسید از او پهلوان از نژاد
بر او یک به یک سروبن کرد یاد.
فردوسی.
زتخم فریدون و از کیقباد
فروزنده تر زین نباشد نژاد.
فردوسی.
من از جم و ضحاک و از کیقباد
فزونم به فر و به بخت و نژاد.
فردوسی.
مهتر محتشمان است و به حشمت به نژاد
از همه محتشمان هرکه بود کهتر اوست.
فرخی.
نژاد تو تو خود دانی که چون است
به هنگام بلندی سرنگون است.
(ویس و رامین ).
گوئی که از نژاد بزرگانم
گفتاری آمدی تو نه کرداری.
ناصرخسرو.
ای گوهر تاج سران ذات تو تاج گوهران
آب نژاد دیگران یا برده ای یا ریخته.
خاقانی.
طبع تو شناسد آب شعرم
دیلم داند نژاد دیلم.
خاقانی.
دست تو بر نژاد زبردست چون رسید
بدگوهرا ز گوهر والا چه خواستی.
خاقانی.
ور کسی زاد به بخت منش از روی زمین
چرخ ببرید به یک باره مگرنسل و نژاد.
اثیرالدین اومانی.
غالب آمد شاه دادش دختری
از نژاد صالحی خوش جوهری.
مولوی.
- از نژاد کسی بودن ؛ از نسل او بودن. از آن تخمه بودن :
کسی کز نژاد سیاوش بود
خردمند و بیدار و خامش بود.
فردوسی.
- بانژاد ؛ نژاده. اصیل. صاحب اصل و نسب خوب.
- بدنژاد ؛ نانجیب. بداصل. (ناظم الاطباء) :
به نزد گراز آن بد بدنژاد
که چون او سپهبد جهان را مباد.فردوسی. ...

معنی نژاد به فارسی

نژاد
( اسم ) ۱ - اصل ونسب گوهر: من ثناگوی توام زیرانژادم نیست بد خودنکوی گوی تراهرگزنبوده بدنژاد. ( سنائی .مد.۲ ) ۵۵۳ - مجموعه افرادی که ازحیث مشخصات قیافه کوتاهی وبلندی قدوضع لب ودندان هیات چشم وضع مورنگ پوست بدن خصایص روحی واخلاقی نباهم شباهت دارند.توضیح سابقابشر را بچهارنژاداصلی تقسیم میکردندازین قرار(این تقسیم بندی امروزه موردتوجه نیست ): یا نژاد زرد( اصفرزردپوست ) .نژادی که پوست بدن افراد آن زردرنگ جمجمه مستدیرلبها نازک چشمهابادامی است .مسکن این نژاددر مشرق آسیا( چین وژاپن ) بعضی قسمتهای غربی آسیاوشمال اروپا( فنلاند) ومشرق اروپا ( ترکیه ) وغیره میباشد.یانژادسرخ ( احمر قرمزسرخ پوست ).سکنه اصلی وبومی آمریکا که درقدیم الایام دارای تمدنی بودندو امروزه عده کمی از آنهادربعض قریه هاو بیابانهاوجنگلهای داخلی آمریکاسکونت دارند اروپاییان آنانرا[ هندی ] نامندوروزبروز ازتعدادایشان کاسته میشود.توضیح وجه تسمیه آنهابه سرخ پوست بمناسبت ماده سرخ رنگی است که بصورت وتن خودمالند.یانژاد سفید( ابیض سفیدپوست ) .نژادی که افراد آن دارای چهره کشیدهموی سیاه وموج داریا خرمایی بینی باریک ومستقیم لبهای نسبه نازک و پوست سفیدرنگ است.مسکن عمده آنها اروپا افریقای شمالی نواحیی از آمریکاو اقیانوسیه است .یانژادسیاه .( اسودسیاه پوست ). نژادی که افراد آن دارای بینی پهن پوست قهوه یی یاسیاه گونه های برجسته و لبهای کلفت اند.مسکن آنان مراکزافریقا ( مخصوصا سودان ) است .عده ای ازایشان در زمان برده فروشی بامریکارفته در آنجاساکن شده اند. ۳ - کوچکترین تقسیم بندی درسلسله جانوری وگیاهی که شامل گروهی ازافراد میباشد توضیح ازمجموع چندنژادگونه حاصل میشود وچندگونه جنس راپدیدمیاورندوازچند جنس تیره بوجودمیایدومجموع تیره هاراسته رابوجودمیاورندومجموع راسته هاایجاد رده میکنند واتحادرده هاشاخه رابوجود میاورند.
محمد علی فرزند اصلان خان گرجی از رجال عهد محمد شاه قاجار است و از طرف وی به سفارت به هند رفته است طبع شعری داشته ٠
[race] [جامعه شناسی، زیست شناسی] [جامعه شناسی] برمبنای باوری که امروزه پژوهش های ژن شناختی آن را به کلی مردود می داند، تقسیم بندی هریک از گروه های بزرگ انسان ها براساس تفاوت های محسوس جسمانی، مانند رنگ پوست [زیست شناسی] هریک از گروه های درون گونه ای که ...

معنی نژاد در فرهنگ معین

نژاد
(نِ) (اِ.) ۱ - اصل ، نسب ، گوهر. ۲ - اصیل ، نژاده .
(پَ . نِ) (ص مر.) ۱ - پری زاده . ۲ - معشوق . ۳ - زیباروی .

معنی نژاد در فرهنگ فارسی عمید

نژاد
۱. اقوامی که از لحاظ اصل ونسب و علامات ظاهری، از قبیل رنگ پوست بدن و قیافه و استخوان بندی و خصوصیات روحی و اخلاقی با هم مشابهت دارند.
۲. اصل، نسب.
۳. سرشت.
* نژاد زرد: مجموع افرادی که پوست بدنشان زرد است و در آسیای شرقی و جنوب شرقی سکنی دارند.
* نژاد سرخ: شامل بومیان امریکا بوده و اکنون نسل آن ها در شرف انقراض است.
* نژاد سفید: مجموع افرادی که پوست بدن آن ها سفید است و در قسمت عمدۀ اروپا و امریکا و آسیای غربی و جنوبی و افریقای شمالی و جنوبی زندگی می کنند.
* نژاد سیاه: مجموع افرادی که پوست بدنشان سیاه است و در افریقای مرکزی و شرقی به سر می برند.
اصیل، نجیب.
پاک گوهر، پاک زاد، نجیب، اصیل.
۱. از نژاد پری، پری زاد، پری زاده.
۲. [مجاز] زیبا مانند پری.
آن که از نژاد عرب باشد.
عالی نسب، عالی گهر، نجیب و شریف.
دارای نژاد عالی و نیکو.
آن که از خاندان شریف است، عالی نسب، والاتبار.
از نژاد آدمی، انسان.
دو یا چند تن که از یک نژاد باشند.

نژاد در دانشنامه اسلامی

اصحاب سبت گروهی از بنی اسرائیل بودند که در شهری ساحلی می زیستند و چون حرمت روز سبت و احکام و شرایع آن را نگاه نداشتند و در آن روز به صید ماهی پرداختند، مورد غضب پروردگار قرار گرفته، مسخ گشتند و به بوزینگان بدل شدند.
در قرآن کریم اصحاب سبت، گروهی از قوم بنی اسرائیل شمرده شده اند آنجاکه می فرماید:ولقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قردة خـسـین (و کسانی از شما را که در روز شنبه از فرمان خدا تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانی طردشده باشید). این آیه، در سیاق آیات مربوط به بنی اسرائیل است و استفاده می شود که اصحاب سبت از بنی اسرائیل بوده اند.و سـلهم عن القریة التی کانت حاضرة البحر اذ یعدون فی السبت اذ تاتیهم حیتانهم یوم سبتهم شرعا ویوم لایسبتون لاتاتیهم...(و از اهالی آن شهری که کنار دریا بود از ایشان جویا شو آنگاه که به حکم روز شنبه تجاوز می کردند آنگاه که روز شنبه آنان ماهی هایشان روی آب می آمدند و روزهای غیر شنبه به سوی آنان نمی آمدند این گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانی می کردند می آزمودیم).
← دیدگاه تفسیر نمونه
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۶۵.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۳، ص۴۲۴، برگرفته از مقاله «نژاد اصحاب سبت».    
...
دکتر بدیع اللّه دبیری نژاد از اساتید برجسته دوره معاصر در دانشگاه اصفهان می باشد.
دکتر بدیع اللّه دبیری نژاد فرزند بشیر، در سال ۱۳۱۴ش در بندر ترکمن متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در بندر ترکمن و در گز انجام داد و دوره متوسطه را در گرگان طی نمود. آنگاه به استخدام آموزش و پرورش در آمد و به تدریس پرداخت. سپس در دانش سرای عالی تهران لیسانس ادبیات فارسی دریافت نمود. آنگاه برای ادامه تحصیل به فرانسه رفته و در دانشگاه «سوربن» در رشته زبان شناسی فوق لیسانس و سپس دکترا دریافت کرد. وی از سال ۱۳۴۸ش در دانشگاه اصفهان به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۷۸ش به افتخار باز ...


نژاد در دانشنامه ویکی پدیا

نژاد
نژاد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نژاد (انسان) بزرگ ترین گونه های انسان
نژاد (زیست شناسی) حاصل تقسیم یک گونه یکسان بر اساس تفاوت های کوچک ژنتیکی و ریخت شناسی
نژادهای پرورشی گروه ویژه ای از حیوانات اهلی یا گیاهان که دارای شکل، رفتار و دیگر ویژگی های همگون هستند
نژاد به بزرگ ترین گونه های انسان گفته می شود. نژادهای انسان به عنوان گروه های جمعیتی بزرگی تعریف می شوند که گنجینه ژنی، آن ها از یکدیگر متفاوت است.
سفیدپوست
سیاه پوست
زردپوست
سرخ پوست
نژاد استرالیایی
در سده نوزدهم، نژادهای جهان را بر اساس ویژگی های ظاهری به چهار دسته بزرگ سفیدپوست، سیاه پوست، زردپوست و سرخ پوست بخش می کردند و برخی نژاد سرخ پوست را جزئی از نژاد زردپوست به شمار می آوردند. برخی از مردم شناسان نژاد استرالیایی را نیز به عنوان چهارمین گروه (و با احتساب سرخ پوستان پنجمین گروه) ذکر کرده بودند.
امروزه دیگر ویژگی های ظاهری مانند رنگ پوست، ریخت اندام، رنگ چشم و مو و جنس مو سند معتبری برای بازشناسی نژادهای گوناگون نیست، به این دلیل که هیچ گاه مرزهای قاطعی گروه های نژادی پیش گفته را از یکدیگر جدا نمی کند. افزون بر آن، به رغم برخی تفاوت ها، همانندی های بسیاری میان افراد بشر وجود دارد، و افراد هر یک از گروه های نژادی طبقه بندی شده در سده نوزدهم نیز ممکن است با یکدیگر تفاوت های زیادی داشته باشند.
اما هر یک از گروه های نژادی ذکر شده دارای ویژگی هایی هستند که این ویژگی ها معمولاً تابع شرایط زیست محیطی اند. برای نمونه، رنگ تیره اقوام آفریقایی بر اثر تراکم ملانین ها در پوست آنان ایجاد شده تا پوست در برابر تابش شدید آفتاب مقاومت داشته باشد.پوست تیره در برابر نور شدید آفتاب محافظت بیشتری به عمل آورده و موجب افزایش شانس بقا میشود، بدین ترتیب در چنین محیطی با گذشت زمان و در طی نسل ها فراوانی نسبی افراد با پوست تیره تر در جمعیت افزایش پیدا کرده و در نهایت کل جمعیت را فرا میگیرد و بدین ترتیب افراد یک گروه نژادی این صفات را به صورت ژنتیکی در میان خود انتشار می دهند.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نژاد در دانشنامه آزاد پارسی

نژاد (race)
معیاری زیست شناختی برای تشخیصِ ویژگی های جسمانی و روانی توده های بشری. این اصطلاح گاه برای اشاره به تمایز میان گروه های مختلف مردم با تکیه بر تفاوت های آنان از یکدیگر به لحاظ رنگ پوست، شکل سر، نوع موها و جثه اطلاق شده است. انسان شناسان در ابتدا انسان ها را به سه گروه نژادیِ مفروض تقسیم می کردند: قفقازی، مغولی و سیاه پوست. گروهی دیگر از صاحب نظران نیز بین شش تا سی نژاد مختلف برشمرده اند. مطالعات علمی هیچ دلیل قاطعی مبنی بر وجود تفاوت های وراثتیِ (ژنتیک) معیّن میان نژادها به دست نداده است. براین اساس، نژاد مفهومی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است نه زیست شناختی (بیولوژیک). البته تفاوت های وراثتی به کار است، اما این تفاوت ها مایۀ تشخیص و تعیین تبار تاریخی مردم نیست. تفاوت های وراثتی میان گروه های مختلف، در مقایسه با تفاوت های وراثتی میان افراد، بسیار ناچیز است. اکثر انسان شناسان امروزه کلاً مفهوم نژاد را نفی می کنند و دانشمندان علوم اجتماعی اصطلاح «گروه قومی» را در این باره ترجیح می دهند. (← قومیت). باید دانست که جداسازی نوع انسانِ اندیشمند هرگز به حدی نبوده است که به ایجاد سازوکارهایی برای جلوگیری از ازدواج های بین گروهی و درنتیجه پدید آمدن انواع تفکیک شده بینجامد. با این همه، قواعد حاکم بر انسان ها در بسیاری از موارد با قواعد حاکم بر حیوانات مشابهت دارد. مثلاً، رنگین شدن پوست، هم در انسان ها و هم در حیوانات، در نواحی مرطوب و گرمسیر بیشتر از نواحی سرد و خنک بوده است. سطح دست ها، پاها و بدن حیوانات نیز کلاً در اقلیم های بسیار سرد، چنان چون اینوئیتها، تحلیل می رود. اما درخصوص توانایی های ذهنی، هیچ روش عینی معیّنی برای سنجش تفاوت میان گروه های انسانی وجود ندارد و بنابراین نمی توان هیچ دلیلی را مبنی بر برتری ذهنی برخی از نژادها نسبت به برخی دیگر پذیرفت. تلاش برای طبقه بندی گونه های انسانی با هدف تبعیض نهادن میان آن ها، مانند تلاش در افریقای جنوبی پیشین، مبنای علمی ندارد و به ناگزیر با شکست روبه رو می شود. از آن جا که همۀ انسان ها می توانند با یکدیگر آمیزش کنند و نسل های جدید و زایایی پدید آورند، بنابراین باید نتیجه گرفت که همگی آنان به نوع وراثتی واحدی تعلق دارند.

نژاد در جدول کلمات

نژاد
سوه
نژاد | اصل
تبار
نژاد ا یرانیان
اریا
نژاد اروپایی
اسلاو
نژاد ایرانی
اریا
نژاد ایرانی و هند و اروپایی
اریا
نژاد پوتین
روس
نژاد روسی
اسلاو
نژاد سفید اروپای شرقی
اسلاو
نژاد سفید همسایه شمالی
روس

معنی نژاد به انگلیسی

issue (اسم)
عمل ، کردار ، نژاد ، اولاد ، فرزند ، سرانجام ، پی امد ، بر امد ، نسخه ، موضوع ، شماره ، نشریه ، نتیجه بحی
pedigree (اسم)
ریشه ، تبار ، دودمان ، نژاد ، اشتقاق ، شجره نامه
race (اسم)
گردش ، دور ، تبار ، طبقه ، نژاد ، دوران ، طایفه ، مسابقه ، نسل ، قوم
strain (اسم)
خوی ، تقلا ، کوشش ، کشش ، اصل ، خیل ، نژاد ، اسیب ، زور ، درد سخت ، کشیدگی عضله ، صفت موروثی ، خصوصیت نژادی ، در رفتگی یا ضرب عضو یا استخوان
blood (اسم)
نسبت ، خون ، نژاد ، مزاج ، نیرو
descent (اسم)
نژاد ، سرازیری ، نزول ، هبوط
phylum (اسم)
اجداد ، دودمان ، نژاد ، قبیله ، راسته
stirps (اسم)
دودمان ، نژاد ، نسب

معنی کلمه نژاد به عربی

نژاد
اجهاد , جنس , دم , قضية , هبوط
بشرية
هجين

نژاد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجیدجوشنی
تخمه
علی سیریزی
تخمه، ریشه، نسل، دودمان، تبار، نژاد، گوهر تَنُخمَن در زبان اوستایی در زبان پارسی باستانی : تَئوما و در زبان سنسکریت: توکمَنَ
ماهان نوروزی
نژاد =اصل*نسب* گوهر .
علی باقری
نژاد RACE :[اصطلاح جامعه شناسی] تفاوتهای موجود در صفات جسمی ارثی افراد انسانی که به عنوان شاخص دسته بندی تعداد زیادی از افراد در نظر گرفته می شود.
آرین
در این دیدگاه در باره پیدایش نژاد پرستی به زبان فرانسه Les memoires du rasisme تا آنجا که می توانم کوتاه می نویسم و تنها واژه های پارسی بکار می برم. آنچه می نویسم در نسکها The Books به زبانهای سوئدی, فرانسه, آلمانی و انگلیسی خوانده ام. اگر آدم از دوستان پیرامون خود پرسش کند که چند نژاد آدمی هستی دارد, پاسخ خواهند داد چهارتا که در خشکی ها Continents گوناگونی زندگی می کنند و رنگ پوست های یکسانی ندارند. این بدون چون و چرا نادرست است. پاره ایی هم گمان می کنند که نه تنها این نژاد ها هستی دارند ونکه but آنها ارزش یکسانی ندارند (همان ایده برتری نژادی را به میان می آورند) چگونه است که آدمی چنین گمانی دارد؟ در کهن نگاری History آدمی همواره باور بر برتری نژادی بوده که روی اندیشه آدمی تا به امروز رد خود را گذاشته است. در یک ره نامه جغرافیایی تیر ه و تباری جهان World-map of Ethnography به زبان فرانسه که در سال ۱۹۰۷ ترسایی چاپ شده به نام Histoire et Geographie نوشته Paul Vidal de La Blache و در آن چالش نژادی در باره مردمی که در خشکی های پراکنده روی زمین زندگی می کنند آشکار می شود. در خشکی آفریقا و بخشی از آسیا سیاه پوستان و یا سیا ه مانند ها Negroid , نژاد مغول, نژاد اروپایی در اروپا و آمریکای شمالی و بخشی از آمریکای لاتین استرالیا و اواخشتر South آفریقا بربر ها و تازیها, سر خ پوستان در آمریکا که آنها را Indianian می گویند. یک نژاد سفیدی هم هست که در نشیم اپاختر North-pol زندگی می کنند. به این نسک تا سده میانه بیستم بسیاری از فرانسوی ها باور داشتند. یک ره نامه جغرافیایی به زبان آلمانی درست چیزهای را مانند آنچه در فرانسه آن آمده بازگو می کند. بخش کردن آدمی به شکل و رده های گوناگون Category در ابتدا به دست دانشمندانی زیست شناس فرانسوی و سوئدی به نامهای George Louis Leelerc Buffon و Carl von Linne درست شد که در سده هیجدهم ترسایی آنرا انجام دادند. Carl von Linne در نسک خود به نام Systema Nature نژاد آدمی را به چهار دسته از روی رنگ پوست آنها رده بندی می کند. Homo asiaticus را زرد, مالیخولیایی
و سفت می نامد. Homo africanus را سیاه رنگی و خوابیده (خواب آلود و تنبل) می نامد. Homo europeaus سفید و خوش اندم و ماهیچه ایی می نامد. Homo americanus سرخ پوست و رنگ وا رنگ ایستاده و پنهان می نامد. تنها رنگ پوست را دانشمندان آن زمان بکار نمی بردند در نسکی به نام Histoire Naturelle به انگلیسی History of Nature از سال ۱۸۰۱ ترسایی سه گونه شکل نیمرخ آدمی را می بینیم. یکی چهره زیبای یونانی که آنرا آپولو Apollo می گویند تا نمایه آفریقایی که در باره آن می نویسد: این آدم میانه ایی از میمون و آدم مدرن است و سوم Orangutan است که به یک گونه میمون مانندی دارد. بدینگونه در میانه سده نوزدهم میلادی دانشی به نام Anthropometric درست شده که کار آن اندازه گیری کاسه سر بود. در فرانسه چنین روشی به دست Pierre Paul Broca زاده درسال ۱۸۲۴ و در گذشت ۱۸۸۰ ترسایی نوآفرینی شد. در آلمان این روش را John Friedrich Blumenbach بکار می برد. با روش او یکی دیگر به چهار نژاد آدمی افزوده شد که آنرا نژاد قفقازی نامیدند. نژاد پرستی در سده هیجدهم و نوزدهم ترسایی گسترده شد. در کتابهای درسی فرانسوی که تا سال ۱۹۷۷ بکار برده می شد و از آن هشت و نیم میلیون رویه Exemplar به چاپ رسیده, در باره نژاد های آدمی نوشته شده که آنها را Race Blanche نژاد سفید Race Rouge سر خ پوست Race Jane نژاد آسیایی Race Noire نژاد آفریقایی یا سیاه پوست می نامد. روشن است پدر بزرگها و مادر بزرگانی که با چنین نکسهایی سرو کار داشته اند انگیزه نژاد پرستی دارند. در سده پانزدهم ترسایی شاهزاده پرتغالی Heinrich گذاشت تا دریانوردان این کشور کشتی های بادی نویی بسازند که با آن کسانی مانند ماژلان و کرسیتف کلمب و دیگران توانستند سرزمین های تازه ایی را در نوردند . پرتغال و اسپانیا با پا درمیانی پاپ جهان را بین خود بخش کردند. اروپا توانست به سزرمین ها و کانونهای بازرگانی دست پیدا کند. برای بازرگانی و در آمد نیاز به نیروی کار بود, به این خاطر انگلستان اسپانیا و پرتغال از کشور های آفریقایی مردمان آنها را به بردگی گرفتند و به سر زمینهای تازه پیدا شده برای کار بردند.
آنها در آمدی را که از راه کار این بردگان به دست می آوردند به گنجه پادشاهی واریز می کردند. این برده داری تا چهار سده در کار بود. ۲۵ تا ۳۰ میلیون آدم را به بند کشیدند از سرزمین خود بردند و به بردگی گرفتند. در آمریکا در جاهایی که نزدیک به کوباست در برزیل و در خود آفریقا این بردگان به بیگاری گرفته شدند. گذشته از در آمدی که از این بردگان بدست آمد روی اندیشه آدمی هم رد خود را گذاشت چنانکه آنها را آدم پست و برده و سیاه می نامند و یا همان Niger و کسی که آدمی با پوست تیره می بیند از دیدگاه او ارزش کمی دارد. اروپایی ها که پس از دگرگونی پیشه ای و یا Industry Revolution برای اینکه کشور های دیگر را به بردگی بگیرند خویشکاری خود دانستند که پیشرفت و تکنولوژی خود را به کشور های ببرند که پس مانده اند و این ایده کشور های برده گیر تازه ایی مانند هلند فرانسه دانمارک و ژاپن را درست کرد. ژاپنی ها چین کره و بخش های دیگری از آسیا را زیر کنترل خود داشتند. آمریکا Colony انگلستان بود. پس از آن ناسیونال سوسیالیست ها روی کار آمدند که خود را نژاد بر تر یا آریایی نامیدند و با این ایدئولوژی میلیون ها آدم که یا باور و یا رنگ پوست دیگری داشتند نژاد پست نامیدند و آنها را کشتند و سوزانیدند!
نژاد پرستی با خرد پیوندی ندارد بلکه تنها با شور feeling بستگی دارد. به این یاد نمی شود در باره آن با کسی گفتگو کرد که آن کار نادرستی است.
پیشینیان ما آدمها Homo sapiens است که ۱۵۰ هزار سال پیش در آفریقا زندگی می کرده و پیش از ۶۰ هزار سال پیش از آنجا به سرتاسر جهان کوچ کرده است بنابر این همه آدمها یکسان هستند.

حمیدرضا دادگر_فریمان
اصل، تبار، دودمان، ذریه، عرق، گوهر، نتاج، نسب، نسل،رگه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نژاد   • انواع نژاد های اروپایی   • نژاد ایرانیان   • تشخیص نژاد از روی چهره   • نژاد سفید   • نژاد به انگلیسی   • انواع نژاد های انسان   • نژاد زرد پوست   • مفهوم نژاد   • تعریف نژاد   • معرفی نژاد   • نژاد چیست   • نژاد یعنی چی   • نژاد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نژاد

کلمه : نژاد
اشتباه تایپی : kChn
آوا : neZAd
نقش : اسم
عکس نژاد : در گوگل

آیا معنی نژاد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )