برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1465 100 1

نمل

/naml/

مترادف نمل: مور، مورچه

معنی نمل در لغت نامه دهخدا

نمل. [ ن َ ] (ع اِ) مورچه. (منتهی الارب ). نملان. (مهذب الاسماء). مور. (غیاث اللغات ) (دهار) (مهذب الاسماء). ج ، نِمال. واحده : نملة. (متن اللغة): هم کالنمل کثیرة؛ تعداد ایشان بسیار زیاد است. (از منتهی الارب ).
- رقیةالنمل ؛از لغزهای اعراب است. (از منتهی الارب ). یعنی تعویذ مور و مراد آن است که زن باید به هر قسم آرایش خود را بیاراید مگر عصیان نکند شوی را. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
|| ریش پهلو و دمیدگی آبله های خرد که با اندکی آماسیدگی پوست بر اندام آید از التهاب و احتراق پس همچون مورچه در اطراف سرایت کند و فراخ گردد و آن را اطبا ذباب خوانند و سبب آن صفراء حاده است. (منتهی الارب ). نام مرضی است که دانه های خرد بر اندام ظاهر شوند. (غیاث اللغات ). قرحه هائی درپهلو. (از اقرب الموارد). رجوع به نملة شود. || (مص ) سخن چینی نمودن. (از منتهی الارب ) (از متن اللغة). || بالا رفتن بر درخت. (از اقرب الموارد). رجوع به نَمَل شود.

نمل. [ ن َ م َ ] (ع مص ) به خواب شدن دست کسی و سست گردیدن.(از منتهی الارب ). خدر شدن و خواب رفتن دست. (از اقرب الموارد). || برآمدن بر درخت. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (اِمص ) سبکی. شتاب زدگی. نملان. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

نمل. [ ن َ م ُ ] (ع اِ) نَمْل. مورچه. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ).

نمل. [ ن َ م ِ ] (ع ص ) سخن چین. (منتهی الارب ) (از متن اللغة). نمام. (اقرب الموارد). ج ، انمال. || فرس نمل ؛ اسب که به یک جا نایستد، و کذا: فرس نمل القوائم. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آنکه آرام نگیرد بر یک جا. (مهذب الاسماء). || رجل نمل الاصابع؛ مردی که هرچیز را بیند همان سازد. فرد ماهر در هر کار. (منتهی الارب )؛ مرد چابک دست و چالاک پنجه ای که به محض دیدن چیزی نظیرش را بسازد. (از اقرب الموارد). || کودک نوزاد که به دست وی مورچه نهند، بدین عقیده که با هوش و فراست شود. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || مکان نمل ؛ جای پرمورچه. جای مورچه ناک. (از اقرب الموارد).

نمل. [ ن َ ] (اِخ ) (الَ...) سوره ٔ بیست وهفتم است از قرآن و آن مکیه و مشتمل بر نودوسه آیت است ، پس از سورةالشعراء و پیش ...

معنی نمل به فارسی

نمل
مورچه، واحدش نمله
( اسم ) مورچه ( واحد آن نمله است ) : الخان خطای کافر روی بایشان نهاد با عدد رمل و نمل و خیل عراق سی چهل هزار کشته و خسته شدند.
سخن چین . نمام . جمع انمال یا فرس نمل : اسب که به یکجا نایستد یا کودک نوزاد که به دست وی مورچه نهند بدین عقیده که با هوش و با فراست شود ٠

معنی نمل در فرهنگ معین

نمل
(نَ) [ ع . ] (اِ.) مورچه . ج . نمال .

معنی نمل در فرهنگ فارسی عمید

نمل
۱. بیست وهفتمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۹۳ آیه، طاسین، سلیمان.
۲. (زیست شناسی) [قدیمی] مورچه.

نمل در دانشنامه اسلامی

نمل
معنی نَّمْلُ: مورچه
تکرار در قرآن: ۴(بار)
مورچه. دراقرب الموارد گوید: نمله به مذکر و مونث گفته می‏شود . یعنی برای سلیمان لشکریانش از جن و انس و پرندگان جمع شدند و آنها را از تفرق منع می‏کردند. تا چون به بیابان مورچگان آمدندمورچه‏ای گفت: ای جماعت مورچگان به لانه‏های خود وارد شوید تا سلیمان و لشکریانش شمارا پامال نکنند آنها توجهی به شما ندارند سلیمان از شنیدن کلام مورچه به تعجب شد و لبخند زد. از این آیه چند مطلب بدست می‏آید . 1- مورچگان با هم سخن گویندو مافی الضمیر خویش را به همدیگر بیان می‏دارند«قالَتْ نَمْلَهٌ یاأَیُّهاَالَّنمْلُ...». 2- اگر نملة مونث باشد می‏توان پی برد که ملکه مورچگان همانطور که عهده دار تخم گذاری است بر مورچگان حکومت نیز دارد که دستور دخول به لانه‏ها را صادر کرده است و نیز روشن می‏شود که مورچگان تشکیلات اجتماعی و حکومت دارند. 3- بالاتر از همه اینکه مورچگان انسانها را می‏شناسند زیرا مورچه به مورچگان دیگر گفت: اگر داخل لانه‏ها نشوید سلیمان و لشکریانش شما را پامال می‏کنند پس آن مورچه سلیمان و لشکریانش را می‏شناخته است امروز با آنکه کتابها در باره زندگی مورچگان نوشته‏اند و در شناخت اسرار آن زحمتها کشیده‏اند هنوز به آن پایه نرسیده‏اند که قرآن مجید گفته است. 4- سلیمان «علیه السلام» از سخن مورچه با خبر شده و تبسم و تعجب کرده است. *** انمله: سرانگشت. بقولی بند آخر انگشت. جمع آن انامل و انملات است . چون خلوت کنند از غیظ بر شما سرانگشتان بجوند. در مجمع گفته: اصل آن از نمل است سرانگشت تشبیه شده به مورچه در کوچکی و حرکت. نمل (بروزن کتف) سخن چین را گویند که اقوال را در پنهانی از این به آن نقل می‏کند مانند مورچه که در پنهانی قوت بسیارنقل می‏کند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ طس ۚ تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُبِینٍ
طس (شاید اشاره به سوره است یا نام خدا یا رسول است که به آن قسم یاد شده) این آیات قرآن (بزرگ) و کتاب روشن خداست.
طس ـ این آیات قرآن و کتابی روشنگر است،
طا، سین. این است آیات قرآن و کتابی روشنگر،
طا، سین. این است آیات قرآن و ...


نمل در دانشنامه ویکی پدیا

نمل
سوره نمل سوره ۲۷ از قرآن است و ۹۳ آیه دارد. همانند دیگر سوره های مکی، این سوره بیشتر بر اعتقادات پایه ای اسلام مانند مبداء و معاد متمرکز است و از قرآن، وحی و نشانه های خدا در جهان سخن می گوید. همچنین، این سوره داستان پنج پیامبر را بازگو می کند. داستان سلیمان، ملکهٔ سبا، و سخن گفتن سلیمان با مورچه ها در این سوره منشأ نامگذاری آن است. این سوره با نوید شروع شده و با انذار پایان می یابد.
ترجمهٔ فارسی
عکس نمل
نمل در ویکی پدیا به دو شکل است:
نمل سوره ای از قران
نمل روستایی در کشور یمن
نمل نام روستایی است در عزلهٔ (القریة)، أسفل (جبل مسور)، از سمت شمال، از توابع استان مأرب در کشور یمن در شبه جزیره عربستان است. جمعیت آن ۱۴۵ نفر (۱۱ خانوار) می باشد.
الصنعانی، محمد بن یحیی بن عبدالله بن احمد، الیمانی. ، (اَلأنَباءَ عَن دُولةَ بَلقِیسَ وَ سَبأَ) ، منشورات دار الیمنیة للنشر والتوزیع، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۴ میلادی به (عربی
'
نمل (به انگلیسی: Namal) یک منطقهٔ مسکونی در پاکستان است که در ناحیه میانوالی واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نمل

نمل در جدول کلمات

نمل را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ترجمه سوره نمل   • دانلود سوره نمل   • فضیلت و خواص سوره نمل   • سوره نمل آیه 62   • داستان سوره نمل   • سوره نمل صوتی   • مشخصات سوره نمل   • سوره قصص   • معنی نمل   • مفهوم نمل   • تعریف نمل   • معرفی نمل   • نمل چیست   • نمل یعنی چی   • نمل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نمل
کلمه : نمل
اشتباه تایپی : klg
آوا : naml
نقش : اسم
عکس نمل : در گوگل

آیا معنی نمل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران