برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1448 100 1

نماز گزاردن

معنی نماز گزاردن در لغت نامه دهخدا

نماز گزاردن. [ ن َ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) نماز گذاردن. نماز خواندن : به زیارت آمد و نماز گزارد و دعا کرد. (گلستان ). گفت کجا نماز بگزارم ؟ من نمی خواهم که نماز در سراهای مجوس بگزارم. احوص او را گفت که نماز در خیمه ها می گزار. (تاریخ قم ص 250).
گر آن طاق ابرو شود قبله ساز
نمازی گزارم به شرح نیاز.
ظهوری (از آنندراج ).

معنی نماز گزاردن به فارسی

نماز گزاردن
نماز گذاردن ٠ نماز خواندن ٠

نماز گزاردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گذاردن   • گذاشتن   • کلماتی با گذار وگزار   • لغت نامه دهخدا   • قانونگذار یا قانونگزار   • معنی نماز گزاردن   • مفهوم نماز گزاردن   • تعریف نماز گزاردن   • معرفی نماز گزاردن   • نماز گزاردن چیست   • نماز گزاردن یعنی چی   • نماز گزاردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نماز گزاردن
کلمه : نماز گزاردن
اشتباه تایپی : klhc 'chvnk
عکس نماز گزاردن : در گوگل

آیا معنی نماز گزاردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران