برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1471 100 1

نقاش

/naqqAS/

مترادف نقاش: چهره نگار، رسام، صورتگر، صورت نگار، مصور، نقشبند، رنگ زن

برابر پارسی: نخشگر، نگارگر، چهره نگار، چهره پرداز

معنی نقاش در لغت نامه دهخدا

نقاش. [ ن َق ْ قا ] (ع ص ) نگارگر. (مهذب الاسماء). نگارنده. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نگارکننده. (دهار). مزوّق. (دهار). صانع نقش. (از اقرب الموارد). آنکه نقش می کند و تصویر می کشد. مصوّر. صورتگر. چهره پرداز. چهره گشا. چهره گشای. پیکرنگار. (یادداشت مؤلف ) :
بینی آن نقاش و آن رخسار اوی
از بر خو همچو بر گردون قمر.
خسروانی (از لغت نامه ٔ اسدی ص 417).
چنانکه خامه ز شنگرف برکشد نقاش
کنون شود مژه ٔ من ز خون دیده خضاب.
خسروانی.
ور چون تو به چین کرده ٔ نقاشان نقشی است
نقاش بلانقش کن و فتنه نگاری است.
فرخی.
ابر شد نقاش چین و باد شد عطار روم
باغ شد ایوان نور و راغ شد دریای گنگ.
معزی.
از کف ترکی دلارامی که از دیدار اوست
حسرت صورتگران چین و نقاشان گنگ.
معزی.
نقاش چیره دست است آن ناخدای ترس
عنقاندیده صورت عنقاکند همی.
(از کلیله و دمنه ).
نقاش چابک دست از قلم صورتها انگیزد. (کلیله و دمنه ). نقاشان چین بر دست و قلم او آفرین می کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 236).
چو شد نقاش این بتخانه دستم
جز آرایش بر او نقشی نبستم.
نظامی.
هرگز نکشید هیچ نقاش
چون صورت روی تو نگاری.
عطار.
ور بگیری کیست جست و جو کند
نقش با نقاش چون نیرو کند.
مولوی.
به چشم طایفه ای کج همی نمایدنقش
گمان برند که نقاش آن نه استادست.
سعدی.
نسخه ٔ این روی به نقاش بر
تا بکند توبه ز صورتگری.
سعدی.
فریدون گفت نقاشان چین را
که پیرامون خرگاهش بدوزند.
سعدی.
یوسف نبود چون تو در نیکوئی مکمل
نقاش نقش آخر بهتر کشد ز اول.
کاتبی.
|| آنکه رنگارنگ می کند چیزی را. (ناظم الاطباء). این انتساب عمل رنگ زدن به سقوف را می رساند. (از سمعانی ). رنگ آمیز. آنکه رنگ کند. (یادداشت مؤلف ). آنکه درو دیوار خانه را رنگ می زند. رجوع به شواهد ذیل معنی اول شود. ...

معنی نقاش به فارسی

نقاش
صورتگر، چهره پرداز، رنگ کردن درودیوار، ونقاشی
آنکه نقش اشخاص یا اشیائ را میکشد مصور: نقاش چابکدست صبا بی وسیلت خامه و پرگار برکار گشته و بی موونت شنگرف و زنگار نگارهای شگرف باظهار میرساند . ۲ - کسی که در و دیوار و جز آن را رنگ زند رنگ کار .
محمد قاسم اصفهانی متخلص به نقاش از شاعران متاخر است .
کنایه از خالق موجودات است .
[scenic artist, painter] [سینما و تلویزیون] شخصی که نقاشی و رنگ آمیزی کلیۀ فضاهای صحنه را بر عهده دارد
کنایه از خالق است
ابن حبیب مورخ است و تالیفاتی در تاریخ عرب دارد .
ابن احمد اصفهانی معروف بجلال نقاش اوراست حیاض الواردین
حسام الدین تبریزی مدرس در تبریز متولد شد و در قسطنطنیه درگذشت اوراست شرح قصیده برده
محمد قاسم نام دارد در فن نقاشی زرنشان بمرتبه ایست که رخسار زرافشان سیم و شان را در عرق شرم دارد و از اثر تردستیش از ابر تصویر گوهر میبارد .
ابن عبدالقادر بن محمد قرافی قاهری نقاش ملقب به نورالدین وی عالم در علوم هندسی بود و در سال ۸۸٠ قمری درگذشت
( ف. قزوین ۹۹٠ ه.ق ) از نقاشان معروف و خواهر زاده کمال الدین بهزاد است که در خدمت او این هنر را کسب و بمرتبه عالی رسید. طراح و صورت ساز بی نظیر بود و در خطاطی و شطرنج نیز بغایت استاد و گاهی شعر میگفت . پدر او حیدرعلی از اهل تربت بوده است بهمین جهت او را تربتی نوشته اند . ولی نشو و نم ...

معنی نقاش در فرهنگ معین

نقاش
(نَ قّ) [ ع . ] (ص .) ۱ - صورتگر، چهره - پرداز. ۲ - کسی که در و دیوار و جز آن را رنگ می کند، رنگ کار.

معنی نقاش در فرهنگ فارسی عمید

نقاش
۱. کسی که صورت کسی یا چیزی را بر روی کاغذ یا چیز دیگر نقش کند، صورتگر، چهره پرداز.
۲. کارگری که در و دیوار ابنیه را رنگ آمیزی می کند.

نقاش در دانشنامه ویکی پدیا

نقاش
نقاش کسی ست که نقاشی می کند.
نقاش (فیلم)
نقاش همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نقاش (آوج)
نقاش (دهستان)
نقاش، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آوج در استان قزوین ایران است.
این روستا در دهستان خرقان غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶ نفر (۴خانوار) بوده است.
نقاش کسی ست که نقاشی می کند.
نقاش (فیلم)
نقاش (آوج)
نقاش (دهستان)
نقاش همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نقاش نام دهستانی است در پایهٔ کوه (جبل عیال یزید)، در شمالی عمران، در عزلهٔ (بنی نقاشی)، از توابع استان عَمران در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ پنجم، وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
جمعیت آن ۱۲۷۸ نفر (۲۷ خانوار) می باشد. یکی از جنگهای مشهور که در بین یمنیها به یوم نقاش، معروف است در این دهستان اتفاق افتاده است، این جنگ بین عبدالحمید المنشاب و امام الناصر احمد بن الهادی در اواخر قرن چهارم هجری قمری رخ داده است.
«نقاش» (سوئدی: Målaren) فیلمی در ژانر مستند است که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد.
۱۹ فوریه ۱۹۸۲ (۱۹۸۲-02-۱۹)
سریال تلویزیونی تاریخی نقاش باد با نام اصلی The Painter of the wind در سال ۲۰۰۸ با بازی مون گیون یانگ و پارک شین یانگ بر اساس پرفروشترین داستان های تاریخی رمان لی جو ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نقاش

نقاش در جدول کلمات

نقاش
رسام
نقاش | صورتگر
رسام
نقاش | مجسمه ساز | معمار و شاعر ایتالیایی | صاحب مجسمه عیسی و موسی در موزه لوور
میکلانژ
نقاش ا رژنگ
مانی
نقاش اسپانیا یی قرن 19
گویا
نقاش اسپانیایی
سالوادوردالی
نقاش امپرسیونیست معروف فرانسوی
رنوار
نقاش بنام اسپانیولی
سالوادور دالی
نقاش پای کج
ریبرا
نقاش روسی
ایلیا رپین

معنی نقاش به انگلیسی

painter (اسم)
مصور ، نقاش ، نگارگر ، پیکر نگار
drawer (اسم)
ساقی ، نقاش ، کشو ، برات کش
colorist (اسم)
نقاش ، رنگ زن

معنی کلمه نقاش به عربی

نقاش
درج , صباغ
فنان
رسام الکارتون

نقاش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کوروش دلاور
طراح
مرضیه
الخطام
علی رقابی
افراد در زندگی شان ، در ارتباط با سایرین و ....نقش های خودشون رو دارند . بنابر این میشه با رفتار خوب نقاش خوب در ارتباط با دیگران بپد
عیسی
پستچی
حمیدرضا دادگر_فریمان
چهره نگار، رسام، صورتگر، صورت نگار، مصور، نقشبند، رنگ زن،راسم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نقاش   • نقاش ساختمان   • نقاش در جدول   • نقاشی ساده   • نقاشي كودكان   • نقاشی با مداد   • نقاشی کودکانه   • نقاشی نوجوانان   • مفهوم نقاش   • تعریف نقاش   • معرفی نقاش   • نقاش چیست   • نقاش یعنی چی   • نقاش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نقاش
کلمه : نقاش
اشتباه تایپی : krha
آوا : naqqAS
نقش : اسم
عکس نقاش : در گوگل

آیا معنی نقاش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران