نعوت
لغت نامه دهخدا
نعوة. [ ن َع ْ وَ ] ( ع اِ ) گو زیر زه بینی. هی نقرة تحت وترة الانف. ( بحر الجواهر ) ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
"و پس از رسیدن ما به نشابور، رسول خلیفه دررسید با عهد و لوا و نعوت و کرامات ، چنانکه هیچ پادشاه را مانند آن یاد نداشتند. "
تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم
تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم
"و نعوت سلطانی این بود که نبشتم: ناصر دین الله، حافظ عباد الله، المنتقم من اعداء الله، ظهیر خلیفة الله امیرالمؤمنین. "
تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم
تاریخ بیهقی، مجلّد پنجم
هو
جمع کلمه نعت به معنی صفت می باشد.
جمع کلمه نعت به معنی صفت می باشد.