برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1398 100 1

نعره

/na're/

مترادف نعره: بانگ، خروش، زوزه، غریو، فریاد

برابر پارسی: فریاد، غریو، ویله

معنی نعره در لغت نامه دهخدا

نعرة. [ ن َ رَ ] (ع اِ) آواز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به نعره شود. || آواز خیشوم. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، نعرات.
- نعرةالنجم ؛ وزش باد و سختی گرمی وقت طلوع آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). وزش باد با سختی گرما وقت طلوع آن ستاره. (ناظم الاطباء).
|| (مص ) بانگ کردن و آواز دادن از خیشوم. (از ناظم الاطباء). نُعار. (از منتهی الارب ). || جوشیدن خون از رگ ، یا با بانگ برآمدن خون از رگ. || رفتن در بلاد. (از ناظم الاطباء).

نعرة. [ ن َ ع َ رَ ] (ع اِمص ) بزرگ منشی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کبر. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). خودبینی. (ناظم الاطباء). نُعَرَة. (ناظم الاطباء). || (اِ) کار که بدان آهنگ نمایند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کار مقصود. کاری که آهنگ وی کنند. نُعَرَة. (ناظم الاطباء).

نعرة. [ ن َ ع ِ رَ ] (ع ص ) تأنیث نَعِر. رجوع به نَعِر شود.

نعرة. [ ن ُ رَ ] (ع اِ) بن بینی ، یا اندرون آن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). خیشوم. (اقرب الموارد). نُعَرَة. (ناظم الاطباء).

نعرة. [ ن ُ ع َ رَ ](ع اِ) خیشوم. (اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). نُعرَة. (ناظم الاطباء). || (اِمص ) خودبینی. بزرگ منشی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال فی رأسه نعرة؛ ای کبر. (منتهی الارب ). خیلاء. کبر. (اقرب الموارد). || (اِ) کار مقصود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کاری که آهنگ وی کنند. (ناظم الاطباء). || بچه ٔ ناتمام گورخر در رحم مادر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جنینی که گورخر در رحم دارد پیش از آنکه خلقت آن کامل شود. (از اقرب الموارد). || یقال للمراءة و لکل انثی ما حملت نعرة قط؛ ای حملت ملقوجاً. (منتهی الارب ). بچه در شکم مادر چون شکل گیرد. اولاد الحوامل اذا صورت. (اقرب الموارد). جنین متشکل شده در زهدان. (ناظم الاطباء). || بادی که در بینی پیچد و آن را به لرزه درآورد. (از اقرب الموارد). بادی که در بینی درآید و آواز زه برآرد. (ناظم الاطباء). || میوه ای که درخت اراک دهد. نخستین بار درخت اراک. (از اقرب الموارد). || ذبابه ٔ درشت ازرق رنگی که بر چارپایان فرودآید و آزارشان کند و در بینی خر و اسب داخل شود، آن را نعرة گفته اند به مناسبت نعیر آن یعنی صدایش.ج ، نُعَر، نع ...

معنی نعره به فارسی

نعره
یکبارفریادزدن، فریاد، بانگ بلند، نعرات جمع
۱ - (مصدر) یک بار فریاد کردن . ۲ - آوازی که از بیتی بر آرند . ۳ - فریاد و فغان ببانگ بلند جمع : نعرات . یا نعره برداشتن . فریاد کردن: و یکی از خراسانیان بی اختیار نعره تنکیر برداشت و باو از بلند بر خاتم پیغمبران ...صلوات فرستاد.
بانگ بر آمدن ٠ فریاد و غوغا برخاستن ٠
غریو کشیدن ٠ بانگ زدن ٠ فریاد کشیدن ٠
نعره کشیدن ٠ بانگ زدن ٠
نعره بر آمدن ٠ غریو و فغان برخاستن ٠
غریو کردن ٠ فریاد و فغان کردن ٠
(مصدر) فریاد و فغان کردن ببانگ بلند : دور مرو سفر مجو پیش توست ماه تو نعره مزن که زیر لب می شنود ز تو دعا. ( دیوان کبیر.۳۵:۱ )
(صفت) آنکه ببانگ بلند فریاد زند جمع: نعره زنان .
۱ - ( صفت ) جمع نعره زن . ۲ - در حال نعره زدن : ( قطران ) ... نعره زنان و اشتلم کنان اسب می تاخت ...
ندا و آن نصف میل است و میل ثلث فرسنگ است پس نعره وار شش یک فرسنگ باشد ٠
نعره زدن
( مصدر ) نعره زدن .
نعره زنان ٠ خروشان و غریوان ٠

معنی نعره در فرهنگ معین

نعره
(نَ رِ) [ ع . نعرة ] (اِ.) فریاد، بانگ بلند.

معنی نعره در فرهنگ فارسی عمید

نعره
فریاد، بانگ بلند.
* نعره زدن: (مصدر لازم) فریاد زدن، فریاد و فغان کردن به بانگ بلند.
* نعره کشیدن: (مصدر لازم) فریاد کشیدن، نعره زدن.
فریادکنان، در حال نعره زدن.

نعره در دانشنامه ویکی پدیا

نعره
نعره (به عربی: نعرة) یک روستا در سوریه است که در استان حمص واقع شده است. نعره ۲٬۳۳۷ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
عکس نعره
نعره طوفان فیلمی به کارگردانی ساموئل خاچیکیان و نویسندگی منوچهر کی مرام محصول سال ۱۳۴۸ است.
محمدعلی فردین
نیلوفر
آنتونلا دوپائولیس
فرخ لقا هوشمند
علی آزاد
رضا عبدی
ماهیگیر جوانی با همسرش زندگی آرامی دارد تا اینکه یک گروه فیلمبردار به آبادیش می روند...
این فیلم از محصولات استودیو پیام است که ساموئل خاچیکیان آن را کارگردانی کرد.
نعره گرگ ها فیلمی به کارگردانی روبرت اکهارت و نویسندگی پرویز نوری محصول سال ۱۳۴۸ است.
سهیلا
امیر جعفری
منوچهر طایفه
ثریا بهشتی
هوشنگ اوج
امیک
محبوبه
همایون مظاهری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نعره در جدول کلمات

معنی نعره به انگلیسی

slogan (اسم)
ورد ، شعار ، خروش ، ارم ، تکیه کلام ، نعره
yell (اسم)
صدا ، ضجه ، هلهله ، نعره
vociferation (اسم)
داد و بیداد ، فریاد ، جیغ ، داد ، نعره

معنی کلمه نعره به عربی

نعره
شعار , صرخة
صرخة

نعره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دخی باهوش
صدای بلند
Hizan
معرب از ناره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نعره در جدول   • معنی نیش زدن   • نعره در حل جدول   • معنی گریه وزاری   • معنی مقابل وارد   • مامور اجرای وصیت در حل جدول   • معنی چوب سوزاندنی   • پارچه معیوب   • مفهوم نعره   • تعریف نعره   • معرفی نعره   • نعره چیست   • نعره یعنی چی   • نعره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نعره
کلمه : نعره
اشتباه تایپی : kuvi
آوا : na're
نقش : اسم
عکس نعره : در گوگل

آیا معنی نعره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )