برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1673 100 1
شبکه مترجمین ایران

نظارگان

معنی نظارگان در لغت نامه دهخدا

نظارگان. [ ن َظْ ظا رَ / رِ ] (اِ) تماشاچیان. نظارگیان. ج ِ نظاره به معنی تماشاچی و بیننده و تماشاگر است :
به خلوتگه خسروش تاختند
ز نظارگان پرده پرداختند.
نظامی (از آنندراج ).
در گوشه ٔامید چو نظارگان ماه
چشم طلب بر آن خم ابرو نهاده ایم.
حافظ.
دلها به یک نظاره ز نظارگان گرفت
از یک گشاد تیر بلا صد نشان گرفت.
کلیم (از آنندراج ).

نظارگان. [ ن َ رَ / رِ ] (اِ) تماشائیان. تماشاگران. نظارگان [ ن َظْ ظا رَ / رِ ]. نظارگیان :
مائیم نظارگان غمناک
زین حقه ٔسبز و مهره ٔ خاک.
خاقانی (از آنندراج ).
جمع کرد از خلایق انبوهی
برکشید از نظارگان کوهی.
نظامی.

معنی نظارگان به فارسی

نظارگان
( صفت ) ۱ - گروه بیننده تماشاگران : لعبی چند غریب و عجیب بنمود خروش از مردم نظاره بر آمد. ۲ - بیننده تماشاگر. توضیح در شعر بتخفیف هم آید : آید برکشتگان هزار نظاره پره کشند و بایستند کناره ... ( منوچهری .د.۱۳۴ ) جمع : نظارگان : آمد بانگ خروس موذن میخوارگان صبح نخستین نمود روی به نظارگان . ( منوچهری .چا. کازیمیرسکی ج ۱ ص ۱۷۷ ) توضیح در شعر بتخفیف هم آید : ماییم نظارگان غمناک زین حقه سبز و مهره خاک . ( خاقانی فرنظا. )
تماشائیان . تماشا گران . نظارگان .

معنی نظارگان در فرهنگ فارسی عمید

نظارگان
= نظّاره

نظارگان را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نظارگان   • مفهوم نظارگان   • تعریف نظارگان   • معرفی نظارگان   • نظارگان چیست   • نظارگان یعنی چی   • نظارگان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نظارگان

کلمه : نظارگان
اشتباه تایپی : kzhv'hk
عکس نظارگان : در گوگل

آیا معنی نظارگان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )