برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1422 100 1

نشان کردن

معنی نشان کردن در لغت نامه دهخدا

نشان کردن. [ ن ِ ک َ دَ ](مص مرکب ) علامت نهادن. علامت گذاشتن. علامت نهادن تا بازجستن آن آسان باشد. (یادداشت مؤلف ) :
سوی چاهی کو نشانش کرده بود
چاه مغ را دام جانش کرده بود.
مولوی.
|| اثر گذاشتن : علب ؛ نشان کردن رسن بر پهلوی شتر و جز آن. (تاج المصادر بیهقی ). || تأثیر. (تاج المصادر بیهقی ). || نشانه قرار دادن با چشم چیزی را در تیراندازی. هدف قرار دادن. (یادداشت مؤلف ). نشانه کردن. نشانه گرفتن. || امضاء کردن. (یادداشت مؤلف ) : محضری معتبر در دعوت مولانا نوشته تمامت علما و شیوخ و قضات و امرا و اعیان بلاد روم علی العموم نشانها کردند و باز به وطن مألوف و مزار والد عزیزش دعوت کردند. (افلاکی ). || نشان کردن بر مکتوب : توقیع. (از یادداشت مؤلف ). || نامزد کردن دختری را. (یادداشت مؤلف ).

معنی نشان کردن به فارسی

نشان کردن
(مصدر) ۱ - نشان گذاشتن علامت گذاشتن . ۲ - توقیع کردن برنامه و مکتوب . ۳ - مهر کردن امضا کردن : و تا دست بکار برد پای فرازمین نکرد قلم تا بر کاغذ نهاد قلم در ملک کشید و تا نشان کرد علامت خیر کس ندید . ۴ - انگشتری یا حلقه برای دختر نامزد خریدن و در انگشت وی کردن بنشانی نامزدی نامزد کردن .
مرکوز ذهن کردن تذکر دادن

معنی نشان کردن در فرهنگ معین

نشان کردن
(نِ . کَ دَ) (مص م .) ۱ - علامت گذاشتن . ۲ - مهر کردن . ۳ - نامزد کردن ، برگزیدن .

معنی نشان کردن به انگلیسی

mark (فعل)
توجه کردن ، علامت گذاشتن ، علامت گذاردن ، نشان کردن

معنی کلمه نشان کردن به عربی

نشان کردن
بصر
نجمة
حجر کريم
نقطة

نشان کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی نشان کردن   • مفهوم نشان کردن   • تعریف نشان کردن   • معرفی نشان کردن   • نشان کردن چیست   • نشان کردن یعنی چی   • نشان کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نشان کردن
کلمه : نشان کردن
اشتباه تایپی : kahk ;vnk
عکس نشان کردن : در گوگل

آیا معنی نشان کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )