برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1613 100 1
شبکه مترجمین ایران

نزول

/nozul/

مترادف نزول: سقوط، فرود، هبوط، تنزیل، ربا، ربح، سود، فرع، مرابحه، افت، کاهش، دخول، ورود ، افزایش

متضاد نزول: صعود

برابر پارسی: فرود، پایین آمدن، بهره، سودپول، افت، فروفرستادن

معنی نزول در لغت نامه دهخدا

نزول. [ ن ُ ] (ع مص ) فرودآمدن. (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از زوزنی ). پائین آمدن. (از ناظم الاطباء). انحدار. (از اقرب الموارد) (از المنجد). ضد صعود. (ناظم الاطباء). از بالا به پائین فرودآمدن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). فروشدن. هبوط. تنزل. مقابل عروج :
نه روح را پس ترکیب صورت است نزول
نه شمس را ز پس صبح صادق است ضیا.
خاقانی.
|| نازل شدن وحی. (ناظم الاطباء).
- نزول قرآن ؛ نازل شدن قرآن : مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است. (گلستان ).
|| فرودآمدن کاری بر کسی. حلول. (از اقرب الموارد) (از المنجد).نَزَل َ به الامر؛ حَل َّ. (اقرب الموارد). || فرودآمدن نزد کسی یا قومی. (منتهی الارب ). فرودآمدن بر قوم. (از اقرب الموارد) (از المنجد). منزل کردن.(ناظم الاطباء). مَنْزَل. مَنْزِل. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (منتهی الارب ). فرودآمدن بر قومی یا درجائی :
بودند تا نبود نزولش در این سرای
این چار مادر و سه موالید بینوا.
خاقانی.
حسام الدین منجم که به فرمان قاآن مصاحب او بود تا اختیار نزول و رکوب می کند طلب کرد. (رشیدی ). || فرودآمدن به مِنی ̍. (منتهی الارب ). به مِنی ̍ آمدن. (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد). || در اصطلاح محدثان ، مقابل عُلُوّ. || فرودآوردن. (از اقرب الموارد). از بالا به پائین آوردن. (از ناظم الاطباء). نَزَل َ بفلان ؛ جعله یَنْزِل. (اقرب الموارد). || واگذاشتن. ترک کردن. (از المنجد) (از اقرب الموارد). || آوردن : نزول آب مروارید[ در چشم ]؛ آب مروارید آوردن. (یادداشت مؤلف ). نزول الماء؛ آب آوردن چشم. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || (ص ، اِ) ج ِ نِزْل ، به معنی مجتمع. (از اقرب الموارد) (از المنجد). رجوع به نِزْل شود. || (اِ) مجازاً، منزل. (آنندراج ). فرودگاه. آنجا که نزول کنند. جائی که در آن فرودآیند :
خواستند آن مسافران ملول
که خرامان شوند سوی نزول.
امیرخسرو (از آنندراج ).
وجودم را نزول درد وغم کن
به شرط آنکه دل جای تو باشد.
شانی تکلو (از آنندراج ).
- به نزول گرفتن جائی را ؛ در آنجا منزل کردن. در آنجا فرودآمدن : ...

معنی نزول به فارسی

نزول
فرود آمدن، پایین آمدن، ضدصعود، ربح وسودپول
۱ - (مصدر) فرود آمدن پایین آمدن مقابل صعود.یانزول آیه ( آیت ) .فرود آمدن آیه قران : اماسبب نزول این آیت آن بود... یانزول اجلال ( فرمودن ).فرود آمدن موکب شاه بجایی : چون به دوبنعانه نزول اجلال فرماییم سبای آمده به پابوس مشرف شود.۲ - واردشدن بجایی .۳ - ( اسم ) فرود آیی ( عمل فرود آمدن ) .۴ - ورود( بجایی ) دخول : بمجرد آوازه نزول کفاربرشط جیحون نظام چنان جمعیتی ازهم فروگشادند.۵ - ( اسم ) سودپول ربح .یانزول پول .مقدار ربحی که به پول استقراضی تعلق میگیرد.
( صفت ) نزول خور.
نزول خوری .
( صفت ) کسی که پول رابه نزول دهد رباخوار تنزیل خوری.
در تداول عمل نزول خوار ربا خوردن
عمل وشغل نزول خوررباخواری تنزیل خوری
تنزیل پرداختن یا پولی را به مرابحه دادن .
( اسم ) آنست که شاعر در آخر بیتی که شامل مدح است از مرتبه مدح اندکی کم کند .
در تداول نزول خوردن ربا خوردن .
[freezing point depression] [شیمی] کاهش نقطۀ انجماد محلول در مقایسه با نقطۀ انجماد حلاّل خالص در نتیجۀ تأثیر تعداد ذرات مادۀ حل شده
( مصدر) ۱ - پایین آمدن فرود آمدن . ۲ - وارد شدن بجایی : روزپنجشنبه شانزدهم ربیع الاول بحوالی قزوین نزول کرد.
...

معنی نزول در فرهنگ معین

نزول
(نُ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - فرود آمدن ، پایین آمدن . ۲ - ربح ، سودِ پول .
( ~. خُ) [ ع - فا. ] (ص فا.) رباخوار .
( ~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - پایین آمدن . ۲ - وارد شدن به جایی . ۳ - پول با بهره از کسی گرفتن .

معنی نزول در فرهنگ فارسی عمید

نزول
۱. [مقابلِ صعود] فرود آمدن، پایین آمدن.
۲. نازل شدن (قرآن).
۳. کم شدن، تنزّل.
۴. (اسم) [عامیانه، مجاز] ربح و سود پول، ربا.
کسی که پول به نزول بدهد، رباخوار.

نزول در دانشنامه ویکی پدیا

نزول
سقوط ( یا نزول) (به انگلیسی: The Descent) یک فیلم بریتانیایی در سبک ترسناک و ماجرایی به کارگردانی نیل مارشال است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. این فیلم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و فروش آن 57.1 میلیون دلار در برابر بودجه ی 3.5 میلیون پوندی بود. دنباله ای با نام نزول قسمت 2 به کارگردانی جان هاریس در سال 2009 منتشر شد.
۶ ژوئیه ۲۰۰۵ (۲۰۰۵-07-۰۶) (Dead by Dawn)
۸ ژوئیه ۲۰۰۵ (۲۰۰۵-07-۰۸) (پادشاهی متحده، ایرلند)
۴ اوت ۲۰۰۶ (۲۰۰۶-08-۰۴) (US)
صحنه های بیرونی در اسکاتلند فیلمبرداری شده و صحنه های داخلی در مجموعه هایی ساخته شده در استودیوی Pinewood در نزدیکی لندن فیلم برداری شده است.
شش زن برای تماشای اعماق غاری دیدنی وارد آن می شوند، ولی خیلی زود معلوم می شود که وارد دالان هایی شده اند که پای بشری به آن نرسیده است. آن ها از سوراخی به قعر غار سقوط می کنند و خیلی زود متوجه می شوند به جای یک غار توریستی و بی خطر، در فضایی بیگانه قرار گرفته اند که برخلاف تصورشان میهمان نواز نیست، و در فضای تاریک و وهم آلود درون غار، دوستی خود را در آزمون تازه ای می یابند. روابط قدیمیِ دوستی به دشمنی، و اعتماد به بدگمانی تبدیل می شود؛ تا اینکه شش زنِ قهرمان این فیلم، سرانجام با جانوران زیرزمینی به شکل موش های بزرگ انسان نما روبرو می شوند .
عکس نزول
نزول قسمت ۲ (انگلیسی: The Descent Part ۲) فیلمی در ژانر ترسناک و ماجراجویی است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جاش دالاس و داگلاس هاج اشاره کرد. این فیلم ادامه ای بر فیلم نزول است.
۲۴ اوت ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-08-۲۴) (فنتسی فیلمفست)
۲ دسامبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-12-۰۲) (پادشاهی متحده)
نزول نامتناهی روشی برای اثبات ریاضی است که بر مبنای اصل خوش ترتیبی و برهان خلف کار می کند. برای اینکه ثابت کنیم در نهایت اتفاق مورد نظر می افتد، کافی است ثابت کنیم هر بار تابعی به م ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نزول در جدول کلمات

نزول و پایین آمدن
افول
ســبب نزول رحمت الهی بر انســان می شود
نماز
شب نزول قرآن مجید
لیله القدر
شب نزول قران
شبقدر
غار نزول وحی بر پیامبر(ص)
حرا

معنی نزول به انگلیسی

discount (اسم)
تخفیف ، نزول ، تخ-فیف
devolution (اسم)
واگذاری ، انحطاط ، انتقال ، فساد تدریجی ، نزول ، تفویض اختیارات
fall (اسم)
پاییز ، خزان ، افت ، ابشار ، زوال ، سقوط ، فروکش ، نزول ، هبوط ، افتادن
descent (اسم)
نژاد ، سرازیری ، نزول ، هبوط
downturn (اسم)
کاهش ، نزول ، سیرنزولی ، سیر بطرف پایین ، رکود اقتصادی
fall-off (اسم)
انحراف ، نزول

معنی کلمه نزول به عربی

نزول
تخفيض , سقوط , هبوط
انزل

نزول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملیکا
این واژه تبارانه پارسى و پهلوى ست یعنى خودش پارسى نیست ولى سرچشمه اش پارسى ست و از ریشه ن.ز.ل آمده و تازیان (اربان) فعل نَزَلَ را از کُنشِ پهلوى نَزْرونْتن Nazruntan (نَزْرونَتَن ) به معناى فروفرستادن و پایین فرستادن برداشته معرب نموده (تبدیل ر به ل) و
ساخته اند: نَزَلَ ینزل ، نازل ، منزل منازل ، نزول ، تنزیل ، انزال ، منزلة ، انتزال ، منتزل ، تنزل متنزل و ... !!!! دیگر همتایان آن در پارسى اینهاست: فروفرستادن Foru-Frestadan ، فرودیدن Forudidan (پهلوى: فْروتیتن: فرود آمدن) ، گِرادن Geradan (پهلوى: گْراتن:
فرود آمدن ، نزول کردن) ، اُگْرا Ogra (پهلوى: نزول ، سقوط ، افول ، انحطاط) ، فرودیهستن Forudihastan (پهلوى: فْروتیهَستن: فرود آمدن ، تنزل-انحطاط-افول کردن) ، فروروش Foruravesh (پارسى: نزول ، فرورفتن، پایین رفتن) ، فروآیش-فروآمد Foruayesh-Foruamad (پارسى: نزول
، فروآمدن، پایین آمدن) ، فرورفت-پایینرفت Foruraft-Payinraft (پارسى: نزول ، فرورفتن ، پایین رفتن) ، اُفتایش Oftayesh (پارسى-پیشنهادى: اُفت(افتادن) + آیش(آمدن) : نزول ، هبوط)
شهریار آریابد
در پارسی " فرودش ، نشیبش " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
فر کیانی
واژه نزول (نز=پایین ئول=پسوند مانند کوچول-شنگول) به مانای فرود همریشه با نژند (فروافتاده) و لغت روسی نیزниз (Proto-Slavic: nizъ=down-bottom) از ریشه هندواروپایی ni- به مانای زیر (نگاه-نویس-نگر) و لغت ز-ژ g’h(e)* از ریشه هندواروپایی h₂eg’* به مانای راندن بردن drive ساخته شده است.
لغت پهلویک *nizburtēh (پایین بُردگی) نمونه دیگری از کاربرد لغت نز است که مانای آن کوچک شمردن-فروکاستن-تحقیر humiliation است. ارب از ریشه فَرزی نزل واژگان جعلی نازل، تنزل، انزال، متنزل و منزل را به دست آورده است.
*پیرسها(منابع)‌:
* Etymology and the European Lexicon 14th Fachtagung of the Indogermanische Gesellschaft 17–22 september 2012. Compiled and edited by Christina L�ye Hejl, Janus Bahs Jacquet, Marie Heide. Executive editors: Benedicte Nielsen Whitehead and Birgit Anette Olsen.
**Nyberg Pahlavi Dictionary


معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پول نزول میخوام   • نزول چیست   • حکم نزول گیرنده   • معنی نزول   • جرم نزول   • تعریف نزول   • فرق نزول و ربا   • نزول در جدول   • مفهوم نزول   • معرفی نزول   • نزول یعنی چی   • نزول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نزول

کلمه : نزول
اشتباه تایپی : kc,g
آوا : nozul
نقش : اسم
عکس نزول : در گوگل

آیا معنی نزول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )