برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1401 100 1

نبشته

/nebeSte/

مترادف نبشته: عریضه، کتیبه، مسطور، منشور، نامه، نوشته، امریه، حکم، فرمان، تقدیر، سرنوشت، محتوم، مقدر

معنی نبشته در لغت نامه دهخدا

نبشته. [ ن ِ ب ِ ت َ / ت ِ ] (ن مف ، اِ) نوشته. نوشته شده. (ناظم الاطباء). مزبور. مرقوم :
نبشته سراسر به خط من است
که خط من اندر جهان روشن است.
فردوسی.
نبشته بر آن تیر بُد پهلوی
که ای شاه داننده گر بشنوی.
فردوسی.
مبیناد کس روز بی کام تو
نبشته به خورشید بر نام تو.
فردوسی.
نبشته بر آن حقه تاریخ آن
پدیدار کرده پی و بیخ آن.
فردوسی.
وذکر آن به قلم عطارد و بر پیکر خورشید نبشته. (کلیله و دمنه ).
جز دو حرف نبشته صورت دل
معنی دل به خواب نشنیدم.
خاقانی.
|| مکتوب. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دستخط. (ناظم الاطباء). رقیم. سفر. خط. کتاب. درج. (منتهی الارب ). زبور. (دهار). نامه. رقیمه. مرقومه. کاغذ : بگیر از نفس خود پیمان به آن قسم که فرستاده شده است بسوی تو به همراهی آورنده ٔ این نبشته. (تاریخ بیهقی ص 313). امیرالمؤمنین این نبشته را فرستاد درحالی که همه کارهامستقیم بود. (تاریخ بیهقی ص 312). شتاب کن در ارسال جواب این نبشته بسوی امیرالمؤمنین. (تاریخ بیهقی ص 314). || سند. حجت. || حکم. (ناظم الاطباء). فرمان. منشور. || مقدر. محتوم. قضا. قدر. سرنوشت :
زمانه نبشته دگرگونه داشت
چنان کو گذارد بباید گذاشت.
فردوسی.
که کار خدائی نه کاری است خرد
قضای نبشته نشاید سترد.
فردوسی.
نبشته چنین بودمان از بُوِش
به رسم بُوِش اندرآیدروش.
فردوسی.
تیغ او بر سر مخالف او
از خدای جهان نبشته قضاست.
فرخی.
بهی و بتّری در ما سرشته ست
چنان چون نیک و بد بر ما نبشته ست.
(ویس و رامین ).
نه از دانش دگر گردد سرشته
نه از مردی دگر گردد نبشته.
(ویس و رامین ).
- نبشته بودن بر سر ؛ مقدر بودن :
نبشته به سر بر دگرگونه بود
ز فرمان نه کاهد نه خواهد فزود.
فردوسی.
نبشته چنین بُد مگر بر سرت
که پردخته ماند ز تو کشورت.
فردوسی.
...

معنی نبشته به فارسی

نبشته
۱ - ( اسم ) نوشته شده مرقوم : ...این کتاب نبشته بزبان تازی وبه اسنادهای دراز بود.۲ - ( اسم ) مکتوب دست خط نامه . ۳ - سند. ۴ - حکم فرمان . ۵ - نقاشی شده مصور: بگنجورگفت آن درفشان حریر نبشته براوصورت دلپذیر... ( شا.لغ.) ۶ - مقدرمحتوم : که کارخدایی نه کاریست خرد قضای نبشته نشایدسترد. ( شا.لغ.) یانبشته بودن برسرکسی .مقدربودن برای وی : نبشته چنین بدمگربرسرت که پردخته ماندزتوکشورت . ( شا.لغ.)
( مصدر) نوشته شدن .
[coffin text] [باستان شناسی] مجموعه ای از متون تدفینی مصر باستان شامل ادعیه و اوراد جادویی که در داخل یا بیرون تابوت مینوشتند و هدف از آن کمک به متوفی در سفر به جهان پسین بوده است
نوشتهای که بر روی سنگ کنده باشند کتیبه سنگی . توضیح کتیبه ایست سنگی در موضعی در شمشیر آباد خرم آباد به طرف جاده اهواز بالاتر از ساختمان شرکت نفت و آن میل مکعبی است که بر آن نوشته ایست به خط کوفی . لرهای خرم آباد آنرا سنگنوشته و سنگنوشتا گویند . این کلمه را ماراکوارت آلمانی در مقاله فارسی آذربایجان که در مجله ایرانشهر طبع شده به کار برده است . سپس آقای پور داود به صورت سنگنبشته آنرا استعمال کرده و دیگران از آنان پیروی نموده اند ولی گروهی استعمال آنرا به مناسبت آنکه در نظم و نثر قدیم نیامده تجویز نمیکنند .
عبارت از سنگهایی که سطح آن از خطوطی قدیمه پوشیده و برای روشن کردن وقایع تاریخی بکار میبرند
گل مختوم را گویند و آن دوائیست مشهور و معروف جهت دفع سموم .

معنی نبشته در فرهنگ معین

نبشته
(نِ بِ تِ) (ص مف .) نوشته شده ، مکتوب .

نبشته را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
نبشته: در پهلوی نپشتگ nipištag بوده است.
((نبشته من این نامهٔ پهلوی
به پیش تو آرم ؛ نگر نَغْنَوی.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 219.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پل شاپوری خرم آباد   • گرداب سنگی خرم آباد   • مناره آجری خرم آباد   • معنی سنگ نوشته   • معنی نبشته   • مفهوم نبشته   • تعریف نبشته   • معرفی نبشته   • نبشته چیست   • نبشته یعنی چی   • نبشته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نبشته
کلمه : نبشته
اشتباه تایپی : kfaji
آوا : nebeSte
نقش : صفت
عکس نبشته : در گوگل

آیا معنی نبشته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )