برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1437 100 1

نام

/nAm/

مترادف نام: آوازه، اعتبار، شهرت، اسم، عنوان، کنیه، لقب، کلمه

متضاد نام: ننگ

معنی نام در لغت نامه دهخدا

نام. (اِ) لفظی که بدان کسی یا چیزی را بخوانند. اسم. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) (از فرهنگ نظام ). اسم علم چیزی. (بهار عجم ) (آنندراج ). اسم. (السامی ) (دانشنامه ٔ علائی ). کلمه ای که به کار می برند در تعیین شخص یا چیزی و به تازی اسم گویند. (ناظم الاطباء). اسم هر کس و هر چیز که بدان شناخته شود. علم :
ای خسروی که نزد همه خسروان دهر
بر نام و نامه ٔ تو نواو فرسته شد.
دقیقی.
شه نیمروز است و فرزند سام
که دستانش خوانند شاهان به نام.
فردوسی.
سپه بر سپرها نوشتندنام
بجوشید شمشیرها در نیام.
فردوسی.
یکی پرهنر بود و نامش گراز
کز او یافتی شاه آرام و ناز.
فردوسی.
به نام و کنیتت آراسته باد
ستایشگاه شعر و خطبه تا حشر.
عنصری.
غرض من از آوردن نام این مردمان دو چیز است. (تاریخ بیهقی ص 245). هیچکس را زهره نباشد که نام خواجه به زبان آرد جز به نیکوئی. (تاریخ بیهقی ). این دیبای خسروانی که پیش گرفته ام به نامش زربفت گردانم. (تاریخ بیهقی ص 393).
زخوشّی بود مینو آباد نام
چو بگذشت از او پهلوان شادکام.
اسدی.
گر به صورت بشری پیشه مکن سیرت گرگ
نام محمود نه نیک آید با فعل ذمیم.
ناصرخسرو.
ای به خراسان در سیمرغ وار
نام تو پیدا و تن تو نهان.
ناصرخسرو.
چون داد کنی خود عمر تو باشی
هرچند که نامت عمر نباشد.
ناصرخسرو.
و به مرو مردی بود از عرب نام او عبداﷲبن عمر بوی [ به المقنع ] بگروید. (تاریخ بخارا نرشخی ص 79). دیهی بود در کش نام آن دیه سونج. (تاریخ بخارا ص 79).
شنو دعای مرا پس بخوان ثنای مرا
که نام محتشمان را ثنا کند معروف.
ادیب صابر.
معدوم شد مروت و منسوخ شد وفا
زآن هر دو نام ماند چو سیمرغ و کیمیا.
عبدالواسع جبلی.
لاف مردی زند حسود ولیک
نام زنگی بسی بود کافور.
انوری.
چون نیک نظر کنم نزیبد
چون نام تو زیوری قضا را. ...

معنی نام به فارسی

نام
اسم، کلمهای که کسی یاچیزی به آن نامیده شود
(اسم) ۱ - لفظی که بدان چیزی یاشخصی را بخواننداسم :[ به مرو مردی بود از عرب نام اوعبدالله بن عمر...] ۲ - لفظ کلمه : [ هردونام بمعنی متقارب اند[ عفو] محواست و[ غفر] تعطیه .۳ - شهرت آوازه ( خوب ) مقابل ننگ : نام نیک ارطلبد از تو غریبی چه شود? تویی امروز درین شهر که نامی داری ? ( حافظ ) یانام وبانگ .شهرت و آوازه :[ گفت :ای پهلوان . بنام وبانگ دره بغرای آمدم از بسیاری صفت دره که شنیدم ...] یانام وننگ. نام و آوازه شهرت:[وعار وشنارهزیمت بی جنگ رابنام وننگ چندین ساله خویش راه داده..] یانام نیک .شهرت خوب .یابانام . ۱ - مشهور معروف : [ اگرتوقف کردمی چون روزگاردرازبر آمدی ... اثر این خاندان بانام مدروس گشتی .. ] ۲ - خطیرمهم :[ امیراورابنواخت وگفت تو خدمتهای بانام رابکاری .] یابه نام . ۱ - نامینامدار.۲ - به افتخارباسربلندی: همی گفت هر کس که مردن بنام به اززنده و چینیان شاد کام . یانام بلند.شهرت بسیار.یانام نکو. ۱ - اسمی که مردم آنرادوست داشته باشند: نامی نکو گزین که بدان چون بخوانمت در دلت شادی آید و در جانت خرمی . ( ناصرخسرولغ.) ۲ - شهرت خوب : بنام نکوگر بمیرم رواست مرا نام باید که تن مرگ راست . ۴ - صورت مقابل معنی : این عالم مرده سوی من نام است وان عالم زنده ذات یامعنی . ( ناصرخسرو ) ۵- صورت ظاهر.یانام را.برای حفظ ظاهر: [اگرمردم ری وفاخواهندکردنام راکسی بباید گذاشتو اگر وفا نخواهند کرداگرچه بسیار مردم ایستانیده آیدچیزی نیست .] ۶- یادذکر. یانام باقی .ذکرخیر. یانام جاوید.ذکرباقی . یانام زشت .ذکربد مقابل نام باقی ذکرخیر. ۷- صفت وصف : یارب تو مرا کاویس نامم در عشق محمدی تمامم ... ( نظامی گنجینه گنجوی ص و) یاترکیبات اسمی :نام تهی .۱ - نام خشک و خالی اسم بی معنی .۲ - آنکه فقط وجود ذهنی دارد : خرسند مشو باسم بی معنی نام تهی است زی خرد عنقا ) ( ناصرخسرولغ.) یانام خانوادگی .سجل .یانام خدا. ۱ - در مورد تیمن و تبرک و تعظیم و تحسین بکار رود ماشائالله چشم بد دور : نام خداچه کرده ای نرگس سرمه سای را کزرگ جان گشوده ای پرده های های را. ( سالک قزوینی ) ۲- قسم بخداسوگندبخدا.یانام کوچک.نام اول هرشخص.یابه نام ایزد.یابه نام خدا( ایزد). ( آغازمیکنم) باسم خدای تعالی بسم الله [بنام ایزد بخشاینده بخشایشگر] ...

معنی نام در فرهنگ معین

نام
[ په . ] (اِ.) ۱ - اسم ، لفظی که برای نامیدن کسی یا چیزی به کار می رود. ۲ - شهرت ، آوازه (خوب ). مق ننگ . ۳ - کلمه ، لفظ . ۴ - صورت ظاهر. ۵ - نشان ، اثر.
(وَ) (ص مر.) مشهور، معروف .
(بُ) (ص .) مشهور، نیک نام .
(بُ دِ) (ص مف .) ذکر شده ، مذکور.
(مُ نَ) (اِمر.) آبرو، حیثیت .

معنی نام در فرهنگ فارسی عمید

نام
۱. کلمه ای که کسی یا چیزی به آن نامیده و خوانده شود، اسم.
۲. آبرو، افتخار.
۳. (بن مضارعِ نامیدن) = نامیدن
* نام خانوادگی: نامی مشترک میان اعضای خانوادۀ پدری، فامیلی، شهرت.
دارای نام و آوازه، معروف، مشهور، نامدار.
آن که خواهان نام و شهرت است، نامجو، نام خواهنده.
رسوا، بی آبرو، کسی که به بدی معروف شده.
۱. آن که یا آنچه اسم ندارد، بی اسم.
۲. گمنام.
نیک نام، خوش نام.
ویژگی کسی که میان مردم به نیک نامی و درست کاری معروف شده باشد، نیک نام.
بدنام، رسوا، بی آبرو.
کسی که نامش به نیکویی برده شود، خوش نام.

نام در دانشنامه ویکی پدیا

نام
نام کلمه یا اصطلاحی است برای شناسایی هرچیزی و لزوماً برای یک شی واحد نیست و ممکن است به هویت و شناسایی دسته ای از اشیاء اشاره داشته باشد.
در زبان فارسی درحقیقت به اسم خاص دستور (شخص، حیوان و شی منحصربفرد) نام نیز گفته می شود. (اصفهان=نام شهر). نام بیشتر به اسم خاص اشخاص (کوروش بزرگ=نام یک پادشاه) گفته می شود. اما به اسامی خاص دیگر (خلیج فارس=نام یک آبراهه) و … نیز نام گفته می شود. گاه نام به اسم عام (انسان=نام نوعی موجود زنده باشعور) نیز اشاره دارد. در این موارد با اسم مترادف است و در اصطلاح محاوره ای بجای نام از کلمه اسم و برعکس بهره گرفته می شود.
ساناز
نام انسان طبق تعریف نام، کلمه یا اصطلاحی است برای هویت بخشی به یک انسان که در فرهنگ های مختلف ساختاری متفاوت دارد و در ایران متشکل از نام و نام خانوادگی می باشد.
نام (به هندی: Naam) فیلمی محصول سال ۱۹۸۶ و به کارگردانی ماهش بات است. در این فیلم بازیگرانی همچون نوتان، کومار گارو، سانجی دات، آمریتا سینگ، پونام دیلون، پارش راوال، آشوتوش گواریکر ایفای نقش کرده اند.
۱۲ سپتامبر ۱۹۸۶ (۱۹۸۶-09-۱۲) (هند)
نام آوا در زبان شناسی به واژه هایی گفته می شود که از صداهای موجود در طبیعت تقلید شده اند، مانند چهچهه، (آسمان) غرمبه، شیهه، ترقه، شرشر و امثال آن. نام آوا یکی از پاره های گفتار است و در همه زبان های جهان نیز وجود دارد. معمولاً یک صدای طبیعی در زبان های گوناگون به گونه های مختلف منعکس می شود مثلآ آواز خروس در فارسی به قوقولی قوقو مشهور است و در انگلیسی به cockadoodledoo. نام آواها خود بخشی از اندیش آواها بشمار می آیند.
اِهِن و تُلُپ
بوق
تاپ تاپ
تالاپ و تولوپ
تپ(یدن)
ترق و توروق
ترقه
تُف
تفنگ
تلق و تولوق
تلنگر
توپ
جر
جرقه
جز(غاله)
جزّ (جگر زدن)
جِلِز و وِلِز
جیرجیرک
جیرینگی
جیزّ
چک (زدن)
چکاچک
چکه (نماآوای آن به صورت چِک چِک نیز استفاده می ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نام در جدول کلمات

نام
اسم
نام "گواردیولا"مربی بایرن مونیخ
پپ
نام ” نوازی ” از استقلال
محمد
نام آتشگده ای در بلخ
نوبهار
نام آتشکده معروفی در بلخ قدیم
نوبهار
نام آذری
اد
نام آرامگاهی در محله تجریش تهران که آن گونه که از کتیبه بالای سردر صحن برمی آید آن را منسوب به پسر امام موسی کاظم (ع) می دانند
امامزاده صالح
نام آلبومی از محسن چاووشی
حریص
نام آلوز بازیکن بارسا
دنی
نام آوران
مشاهیر

معنی نام به انگلیسی

title (اسم)
لقب ، عنوان ، کنیه ، اسم ، نام ، سرصفحه ، برنامه ، مقام ، استحقاق ، حق ، صفحه عنوان کتاب ، عنوان قبل از اسم شخص
appellation (اسم)
لقب ، وجه تسمیه ، اسم ، نامگذاری ، نام
fame (اسم)
اوازه ، سابقه ، نام ، شهرت ، سر بلندی ، معروفیت
name (اسم)
اسم ، نام ، خوشنامی ، اب رو ، تسمیه ، نام و شهرت ، نام خودمانی
noun (اسم)
اسم ، نام ، موصوف
appellative (اسم)
اسم ، نام ، اسم عام
first name (اسم)
نام
nomenclature (اسم)
نام ، نام گذاری ، فهرست اصطلاحات ، مجموعه لغات ، فرست علائم و اختصارات
renown (اسم)
اوازه ، نام ، شهرت ، اشتهار ، صیت
compellation (اسم)
نام ، عمل خطاب یا احضار کردن
nomen (اسم)
اسم ، نام

معنی کلمه نام به عربی

نام را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی سیریزی
در ایران باستان ، ناما بودهاست.
پرنیان محمدپور
اسم
شناسه
علی باقری
نام : دکتر کزازی در مورد واژه ی نام می نویسد : ((نام واژه ای است آریانی (هند و اروپایی ) در اوستایی ناما nāmāبوده است . در پهلوی و پارسی نام شده است . این واژه در فرانسوی nom است و در آلمانی name در انگلیسی name و در اسپانیایی nombre .
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 168 )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نام های ایرانی دختر   • اسم بچه پسر   • انتخاب نام   • اسم دختر و پسر دوقلو   • سایت نی نی نام   • انتخاب اسم شرکت   • انتخاب اسم ثبت احوال   • نام های ایرانی با معنی   • معنی نام   • مفهوم نام   • تعریف نام   • معرفی نام   • نام چیست   • نام یعنی چی   • نام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نام
کلمه : نام
اشتباه تایپی : khl
آوا : nAm
نقش : اسم
عکس نام : در گوگل

آیا معنی نام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )