برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1403 100 1

نادر

/nAder/

مترادف نادر: بی مانند، شاذ، شگفت، طرفه، طریف، عجیب، کمیاب، نایاب، نایافت

متضاد نادر: وافر

برابر پارسی: کم، کمیاب، نایاب

معنی اسم نادر

اسم: نادر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: nader) (عربی) آنچه به ندرت یافت شود، کمیاب، آن که در نوع خود بی نظیر باشد، بی همتا، عجیب، شگفت آور، (در حالت قیدی) به ندرت، (در اعلام) نادر شاه افشار پادشاه ایران و مؤسس سلسله ی افشاریه - آنچه به ندرت یافت شود، کمیاب، بی همتا، نام مؤسس سلسله افشاریه

معنی نادر در لغت نامه دهخدا

نادر. [ دِ ] (ع ص ) اسم فاعل از ندر.(اقرب الموارد). رجوع به ندر شود. || (اِ) جمع اندر به معنی خرمن یا خرمن گندم است. (از منتهی الارب ). رجوع به اندر شود. || خر وحشی. (از اقرب الموارد). || النادر من الجبل ؛ ما خرج منه و برز. (اقرب الموارد). نادرالجبل ؛ آنچه بیرون می آید از کوه و آشکار میگردد. (ناظم الاطباء). ندرالنبات ؛ خرج ورقه. یقال : شبعت الابل من نادره و نوادره ؛ ای مما خرج منها. (از اقرب الموارد). || (ص ) النادر من الکلم ؛ ماقل وجوده و ان لم یخالف القیاس او ماشذّ. (اقرب الموارد). ماشذّ و خالف القیاس.(المنجد). نوادرالکلام ؛ سخنی که از جمهور بطرز شذوذ و گاهی وقوع یابد. (منتهی الارب ). || یکتا.(لغتنامه ٔ مقامات حریری ). تنها. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بی مثل. بی مانند. (ناظم الاطباء).بی نظیر. یگانه. که مثل و مانندی ندارد :
سزد که فخر کند روزگار برسخنم
از آنکه در سخن از نادران کیهانم.
مسعودسعد.
بس نادر جهانی ای جان و زندگانی
جان و دلم نماند گر تو چنین بمانی.
عطار.
حسن تو نادر است در این وقت و شعر من
من چشم بر تو و دگران گوش بر منند.
سعدی.
|| چیزی که کم پیدا شود. چیزی که مانندش بسیار کم باشد. (فرهنگ نظام ). کمیاب. (ناظم الاطباء). قلیل الوقوع. شاذ.تک و توک : این دو خواب نادر و این حکایات بازنمودم. (تاریخ بیهقی ص 201). از اتفاق نادر سرهنگ علی عبداﷲ و... از غزنین اندر رسیدند. (تاریخ بیهقی ). چون پیر طالقانی این حکایت بکرد پدرم گفت سخت نادر و نیکو خوابی بوده است. (تاریخ بیهقی ص 201). بر نادر حکم نتوان کرد. (گلستان ). || غریب. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). برخلاف معهود. (ناظم الاطباء). عجیب. شگفت. (ناظم الاطباء) :
تا همی خندی همی گرئی و این بس نادر است
هم تو معشوقی و عاشق هم بتی و هم شمن.
منوچهری.
اگر از این حادثه بجهد نادر باشد. (تاریخ بیهقی ص 371). از قضای آمده نادر کاری افتاد. (تاریخ بیهقی ص 705). در این باب مرا حکایتی نادر یاد آمد اینجا نبشتم. (تاریخ بیهقی ص 134). استادم نامها نسخت کرد سخت غریب و نادر. (ت ...

معنی نادر به فارسی

نادر
کمیاب، چیزکم، گرانمایه، سخن کم ونیکو
۱ - ( اسم و صفت ) آنچه کم بدست آید آنچه کم اتفاق افتد کمیاب : [ چون پیرطالقانی این حکایت بکرد پدرم گفت : سخت نادر و نیکو خوابی بوده است . ] ۲- بی مثل بی مانند . ۳ - عجیب شگفت : تا همی خندی همه گریی و این بس نادرست هم تو معشوقی و عاشق هم بتی وهم شمن . ( منوچهری ) ۴ - چیزکم شئ قلیل . ۵ - گرانمایه باقدرو قیمت طرفه . یابه نادر. ندره بندرت آنچه که کمتراتفاق افتد:[ وگاه ازگاه بنادر چون مجلس عظیم بودی او را نیز بخوان فرود آوردندی ...]
تنها افتادن جالب واقع شدن .
کم استعمال قلیل الاستعمال مقابل کثیر الاستعمال .
آنکه در زیبایی کم نظیرباشد گویند خواجه ای را بندهای نادر الحسن بود .
کم نظیر .
آنچه کم اتفاق افتد .
نادر افتادن .
مولف تذکره صبح گلشن اسم او را نادر حسن اکبر آبادی نوشته .
بیجا بی موقع .
کلب علی متخلص به نادرا یا نادر از شاعران عهد صفویه است .
ناسزاوار ناشایست که در خور و سزاوار نیست .
صاحب صبح گلشن آرد : معروف به ملانادر دامغانی است و زبانش گویا بالفاظ نادر معانی است .
...

معنی نادر در فرهنگ معین

نادر
(د ) [ ع . ] (ص .) کمیاب ، نایاب .

معنی نادر در فرهنگ فارسی عمید

نادر
۱. کمیاب.
۲. (اسم، صفت) بی همتا.
۳. عجیب، شگفت.
۴. ویژگی چیزی که به ندرت اتفاق می افتد.
۵. (قید) به ندرت.

نادر در دانشنامه ویکی پدیا

نادر
نادر پادشاه ایران و بنیانگذار دودمان افشاریه بود.
محمد نادر شاه
نادر همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نادر (زابل)
نادر (نام)
نادر پادشاه ایران و بنیانگذار دودمان افشاریه بود.
نادر (نام)
محمد نادر شاه
نادر (هیرمند)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان هیرمند در استان سیستان و بلوچستان ایران
نادر همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نادر به معنی «استثنایی و کمیاب» از نام های پسران در ایران و کشورهای اسلامی است. نامدارترین فردی که این نام را داشته است نادرشاه است. افراد سرشناس با این نام از این قرارند:
نادر معصومی، فیلم بردار اهل ایران
نادر مقدس، کارگردان، فیلم نامه نویس، طراح و تهیه کنندهٔ ایرانی
نادر اردلان، معمار، شهرساز و نویسندهٔ اهل ایران
نادر نادرپور، شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی-اجتماعی ایرانی
نادر گلچین، خوانندهٔ آواز سنتی ایرانی
نادر ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان هیرمند در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان دوست محمد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
نادر آراسته (زاده ۱۲۶۶ تبریز - درگذشته ۱۳۵۳) سفیر، استاندار و وزیر ایرانی بود.
منطقه گیلان (از ۱۳۲۰ه.ش. تا ۱۳۲۳ه.ش.)
منطقه خوزستان (از ۱۳۰۹ه.ش. تا ۱۳۱۱ه.ش.)
او تحصیلات خود را روسیه ادامه داد و توانست از دانشکده حقوق سن پیترزبورگ لیسانس بگیرد و در پی بازگشت به ایران به استخدام وزارت امور خارجه درامد.
او در کشورهای مختلف ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نادر

نادر در جدول کلمات

نادر
کمیاب, گرانمایه, کم
بازیگر خانم فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین
مریلا زارعی
بازیگر خانم فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی
مریلا زارعی
برنامه تحلیلی در شبکه چهار با اجرای نادر طالب زاده
راز
تخم جواهر نشانی که نادر شاه افشار به غنیمت آورد
جنگی بین نادر و شاه گورکانی
کرنال
ساخته فتحعلی اویسی در سال 63 بر اساس قصه ای از نادر ابراهیمی با بازی خودش | علیرضا مجلل و زنده یاد مهری مهرنیا
مادر
ساخته نادر طریقت با بازی پژمان بازغی و مهناز افشار
خاطره
ساخته نادر طریقت با بازی مهناز افشار | بازغی و پورسرخ
خاطره
فلزی ضعیف و نادر به رنگ سفید تا نقره ای
منیزیم

معنی نادر به انگلیسی

uncommon (صفت)
غیر عادی ، غریب ، غیر معمولی ، غیر متداول ، نادر ، کمیاب ، غیرمعمول
rare (صفت)
غریب ، رقیق ، لطیف ، خام ، نادر ، کمیاب ، کم ، نیم پخته ، نایاب
scarce (صفت)
تنگ ، نادر ، کمیاب ، اندک ، کم ، قلیل
curious (صفت)
فضول ، کنجکاو ، نادر ، کمیاب
infrequent (صفت)
نادر ، کمیاب ، کم
paranormal (صفت)
نادر ، ماورای پدیدههای علمی مکشوف ، فوقالطبیعه

معنی کلمه نادر به عربی

نادر
فضولي , نادر
محايد
مدققون
مدقق

نادر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نادر
کمیاب
شاهنشاه محسن
شجاع و جسور قوی
نادر افشاری
بی همتا
حمیدرضا دادگر_فریمان
نایاب ، کمیاب
سارینا
کمیاب نایاب عجیب
سارینا
کمیاب نایاب هجیب
حمیدرضا دادگر_فریمان
بی مانند، شاذ، شگفت، طرفه، طریف، عجیب، کمیاب، نایاب، نایافت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نادر شاه و اعراب   • نادر شاه افشار pdf   • معنی نادر   • اصالت نادر شاه افشار   • نادر شاه و آخوند   • نادر شاه افشار کیست   • اسم نادر   • شاه عباس بزرگ   • مفهوم نادر   • تعریف نادر   • معرفی نادر   • نادر چیست   • نادر یعنی چی   • نادر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نادر
کلمه : نادر
اشتباه تایپی : khnv
آوا : nAder
نقش : صفت
عکس نادر : در گوگل

آیا معنی نادر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )