برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

مکنه

معنی مکنه در لغت نامه دهخدا

مکنت. [ م ُ ن َ ] (ع اِمص ، اِ) قدرت. (غیاث ) (ناظم الاطباء). مکنة. توانایی :
فلک چاکر مکنت بی کرانش
خرد بنده ٔ خاطر هوشیارش.
ناصرخسرو.
پادشاه کامران آن باشد که تدبیر کارها پیش از فوات فرصت و عدم مکنت بفرماید. (کلیله و دمنه ). چون موش با همه ٔ صغار و مهانت خویش از مشرع چنان کاری عظیم به در می آید اولیتر که ما با این مکنت و مکانت... جواب این خصم توانیم داد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص 208). ارانب و ثعالب را مجال مجادله ممکن نگردد و مکنت مقاومت صورت نبندد. (ترجمه ٔتاریخ یمینی چ 1 تهران ص 291). ارسلان مکنت مقام و فرصت استجمام نیافت و به ابیورد شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 294). چون بدانستند که مکنت ثبات و قدرت نجات نیست خود را از شرفه های قلعه به زیر انداختند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 415). امیر عزت مکنت را به وراثت از پدر بزرگوار دریافت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 447). به قدر اقتدار روزگار و اندازه ٔ مکنت وقت... یک چند طویها و جشنها کردند. (تاریخ غازان ص 52). بنیان مکنت و شوکت ایشان به یکبارگی انهدام پذیرفت. (ظفرنامه ٔ یزدی چ امیرکبیر ص 401). با وجود توافر اسباب مکنت و کامکاری و اجتماع مواد عظمت و نامداری... (حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 8). || توانگری. (غیاث ). ثروت و توانگری. (ناظم الاطباء). دارایی. خواسته. دستگاه. تمکن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
عید قربان رسید خواهد و نیست
مکنت گاو و گوسفند و بعیر.
سوزنی.
مکنتش بسته با قضا پیمان
قدرتش کرده با قدر میثاق.
انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص 270).
اگر نیک تأمل کنی پاسبانان گنج مکنت مقتصدانند. (مرزبان نامه ). جولاهه سیم برگرفت و چون زر، سرخ روی قوی دل پشت به دیوار مکنت و فراغت بازداد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص 227). وام اگرچه اندک باشد چون متراکم گردد مکنت بسیار از ادای آن قاصر گردد. (مرزبان نامه ایضاً ص 203). پدر گفت ای پسر منافع سفر... بی شمار است ولیکن مسلم پنج طایفه راست : نخستین بازرگانی که با وجود نعمت و مکنت غلامان و کنیزان دارد... (گلستان ). حلم ما با سیاست و تواضع ما با مهابت و عفو ما با قدرت و کرم ما با مکنت قرین است. (از مکاتیب خواجه رشیدالدین فضل اﷲ).

مکنة. [ م ُ ن َ ] (ع اِمص ، اِ) قوت و شدت و سختی. (ناظم ا ...

معنی مکنه به فارسی

مکنه
جاریه مکنه دختر پرد گین کرده شده

مکنه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fafa_exo
کوچکترین،برای مثال: یک گروه چندنفره که یکی ازآن هاازهمه کوچکتراست. به اون فردمکنه گروه میگویند.درگروهکره ای اکسو مکنه سهون است. یادرگروه بلک پینک لیسا...
سحر
نوعی سرپوش و روسری در دوره اشکانیان
nahal.kpop
کوچکترین فرد در یک گروه یا تیم یا کلاس.مثلا جونگکوک در بی تی اس .سهون در اکسو.لیسا ذر بلک پینک.هاسا در مامامو و ....
Jimin (":
هرگروهی که یکی از اعضای اون گروه کوچک ترباشه به اون مکنه می گویند مثال داخل گروه بی تی اس جونگ کوک داخل اکسو سهون
T.Y.K •~• BTS
در زبان کره ای مکنه به معنی کوچیکترین عضو است
EXO-L_BLINK_ KOREA
در زبان کره ای به معنای کوچکترین عضو رو میده
مثال : در گروه اکسو سهون کوچکترین عضوه و در بلک پینک لیسا کوچکترین عضو
SHIZOKA
مکنه یعنی کوچولو ترین عضو توی یه گروه ، یه تیم ..

مثل کوکیه من توی بی تی اس :-)
یا سهون توی اکسو :-)
𝐣𝐞𝐨𝐧 𝐦𝐢𝐚
به کوچک ترین فرد در یک گروه {مکنه} میگن

برای مثال
EXO:سهون
BTS:کوک
Black pinck:لیسا
NEGIN.GH
به معنی کوچکترین عضو در یک گروه . مثلا در گروه های کی پاپ مثل بی تی اس مکنه جونگ کوک هست ، یا در بلک پینک مکنه لیسا هست .....

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مکنه   • مفهوم مکنه   • تعریف مکنه   • معرفی مکنه   • مکنه چیست   • مکنه یعنی چی   • مکنه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مکنه

کلمه : مکنه
اشتباه تایپی : l;ki
عکس مکنه : در گوگل

آیا معنی مکنه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )