برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1467 100 1

موگویی

موگویی در دانشنامه ویکی پدیا

موگویی
موگویی، یا طایفه موگویی، در میان بختیاریان به موگهی مشهور هستند. این طایفه یا باب، از شاخه چهارلنگ، ایل بختیاری می باشد.
براساس تقسیم بندی ایل بختیاری، به دو شاخه هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم می شود. شاخه چهارلنگ از ۵ باب تشکیل شده، که موگویی یکی از این پنج باب می باشد.
آزیتا موگویی کارگردان، فیلم نامه نویس و تهیه کننده و منشی صحنه و مجری طرح و مدیر تولید فیلم ایرانی است.
آزیتا موگویی فعالیت حرفه ای خود را در سینما از سال ۱۳۶۶ آغاز کرد و همان طور که خودش هم می گوید از همان ابتدا وارد جریان تولید در سینمای حرفه ای و به اصطلاح بدنه شد. مدتی به عنوان منشی صحنه، طراح صحنه، دستیار، برنامه ریز و… در سینما فعالیت داشت و در یک دههٔ اخیر هم فقط در بخش تولید و تهیه کنندگیِ اجرایی فعالیت داشته است. مدیر تولید فیلم فرزند چهارم پیش از این در پروژه های سینمایی دیگری همچون پسر آدم، دختر حوا رامبد جوان و انعکاس رضا کریمی و… مسئولیت تولید را برعهده داشته، اما کارش در فرزند چهارم از این جهت قابل توجه تر است که این فیلم بیش از هر چیز بر خصوصیات اجرایی و شرایط تولیدش متکی است. وی سال ۱۳۹۲ با ساخت فیلم تراژدی بر اساس فیلم نامه ای به قلم رضا کریمی نخستین تجربه کارگردانی خود را در کارنامه فعالیت هایش هنری اش ثبت که با موفقیت های متعددی روبرو شد. موگویی توانست برای فیلم تراژدی در سی و دومین دوره جشنواره فیلم فجر در بخش نگاه نو بهترین کارگردانی نامزد شود. دومین اثر ساخته شده وی به عنوان کارگردان، ایده اصلی نام دارد که علاوه بر کارگردانی، تهیه کنندگی این فیلم را هم به عهده دارد. ایده اصلی در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر در بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) حضور دارد.
دهستان میان کوه موگوئی نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ، استان چهارمحال و بختیاری در ایران است. بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۷۸۱ نفر (۶۲۴ خانوار) بوده ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

موگویی در جدول کلمات

ساخته به تازگی اکران شده آزیتا موگویی با بازی مهدی هاشمی | بهرام رادان | رویا نونهالی | حسین یاری و پانته آ بهرام
تراژدی
ساخته در نوبت اکران آزیتا موگویی با بازی بهرام رادان | رویا نونهالی و مهدی هاشمی
تراژدی

موگویی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف خواجه باجول
موگویی در اصل به معنی موگ(مغ)و مغان آمده است ،و به عنوان بزرگان زرتشتی و ترویج آیین خدا پرستی و پیروی از زرتشت به این نام مشهور گشته اند و حال آنکه سیطره این خاندان در ایران قدیم به صورت طول جغرافیایی از شهرستان های ایذه ،شوشتر، دزفول ،در استان خوزستان تا شهرستان فریدونشهر در استان اصفهان را شامل شده است هر جا اثری از این خاندان بوده گور دخمه های زرتشتی نمایان است،امروزه به عنوان یک باب از شاخه چهارلنگ بختیاری معروف و مشهور گشته اند بزرگان این طایفه عنوان درباری خواجه را از پادشاهان هخامنش و ساسانیان دریافت کرده اند که نشانی دال بر بزرگ منشی آنها بوده است و در این راستا به حکومت خوانین خواجه نائل آمده اند -دژ باجول ایذه،روستای باجول شهر دهدز،دژ مَلکان مسجد سلیمان، قلعه خواجه اندیکا،محله موگویی(موگهی)شهرستان شوشتر که از محلات قدیمی این شهرستانِ بنیادین و اولیه می باشد ،( قلعه های روستای آبید در کنار شهرستان گتوند، طبق گفتار ایلخانی بختیاری،)متعلق و نشان دار و نامی شده با نام این طایفه بزرگ است، بنیاد شهرستان گتوند را به خاندان خواجه باجول موگویی نسبت می دهند که کتب تاریخی و مشاهیر بزرگ نیز به آن اشاره کرده اند
سعید مهدور موگوئی ghaliko@gmail.com
موگوئی: در اصل موغویی بوده که در گذر زمان به موگوئی تبدیل شده است. موغو: محلی منسوب به مغان؛
مغان: جمع مغ؛
مغ: بزرگان و روحانیون زرتشت؛ (کتاب استاد محمد مهریار؛ نام آبادیهای کهن اصفهان)
علی دوستی
عدهای بر این باورند که موگویی یعنی میگویم ومی گفت می گویم میگویم اخر هم نگفت علی دوستی
علی هدایتی
موگویی در کتاب هردوت به عنوان یکی از شش طایفه ماد یا در قلمرو ماد ذکر شده است ، این طایفه در طی تاریخ چند هزار ساله خود در کتب به نامهای ماگویی ، مغویی و موگویی ذکر شده است در هزاره قبل از میلاد قسمتی از این طایفه به هندوستان مهاجرت کرده و ساخت یکی از تقویمهای باستانی در هندوستان به نام انان است این طایفه باستانی در کشورهای هندوستان ، افغانستان ، پاکستان و ایران حضور داشته و در این به نیر میرسد سر منشا تعدادی از ایلات این کشور باشد به گونه ای که علاوه بر بختیاری در ایلات ترک زبان نیز موگویی وجود دارد ، در قرن سوم هجری قمری ابوطاهر پدر خواجه احمد عبدالصمد شیرازی میمندی ( وزیر سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی ، تاریخ بیهقی و عتبی) پدر بو نصر جد باجول ( فارسنامه ابن بلخی ) از خانواده ای است که تا تاریخ معاصر به نام خواجه باجول در بختیاری شناخته میشوند با توجه به نام باجول و تحقیقات دکتر نوریان استاد دانشگاه تهران در گاتهای اوستا نیز نام مغان به گونه ای ذکر شده است که ثابت میشود حضور انان در ایران به قبل از زردتشت بر میگردد و حضور دژ باجول در ایذه با قدمتی در حدود هشت هزار سال و تپه خواجه محمدی و همچنین تپه خواجه مهدی در سیستان گواه بر تاریخ و قدمت این طایفه کهن ایرانی است اثار به جای مانده از دورانهای گذشته همچون قلعه خواجه در خوزستان و تاریخ کهن دژ ملکان اشکانیان که بعد از اسلام با تاریخ بزرگان این طایفه هم سو گشته گواه بر حضور این طایفه کهن در ایران است
عباسی
خواجه شمس الدین مگو(شمس الدین پسر محمد خون::ممخو.ممگو)
همایون باجول موگویی
واژه کهن موگویی که در تاریخ نشات گرفته شده از واژه مغان یا مغ یا موگ زرتشتی میباشد و بسا واژه مجوس از همان ماگوس یا ماگویی برگرفته شده چرا که موگویی ها روحانیون و دانایان زرتشتی ایران بودن و خواجه باجول که اکثر خوانین و حاکمان ایل موگویی با فامیل باجول شناخته و معرفی شدند. و در معنی واژه باجول بقول فردوسی بزرگ باژول بوده و ژول به معنای زمزمه ای که در کنار آتش میخواندند و افرادی که این زمزمه یا دعای ربانی را اجرا میکردند بنام باژول و بعدها در زبان عربی به باجول تغییر پیدا کرده ..و مانند اسقف های اعظم ایل باژول ها هنگام فتوحات پادشاهان این عشای ربانی را انجام میدادند و بقول استاد مهراب امیری ایل موگویی و باجول ها دومین جامعه بعد از پادشاهان ایرانی بودند از نظر ثروت و زمین و املاک که محله موگهی یا موگویی در شوشتر از آن اعصار هنوز باقی مانده و این نیز اصالت و کهن بودن تاریخ ایل لر بختیاری را نیز رقم میزند ..روایات دیگر باز میگویند که باجول نام منطقه تاریخی ۷ هزار ساله ایست درکنار کول فرح و منطقه باجول که نام باجول از آنجا نشات گرفته ..منطقه باجول در نزدیکی ایذه و دهدز حداقل از ۵ تا ۷ هزار سال تاریخ و تمدن دارد و باز مورخین در معنی باجول روایات متعدد دارند اما روبات اصلی و نزدیک به یقین همان روایت فردوسی بزرگ است حاکمان و بزرگان ایل موگویی اکثرا با نام خانوادگی خواجه باجول میباشند ..و نام موگویی و باجول بسیار نزدیک به هم و برگرفته از واژه های زرتشتی و اصیل ایرانیست همانطور که هردوت در کتابش نگاریده است موگویی ها جزو اولین ایلات کهن در ایران میباشند و البته چند ایل دیگر همچون آستروکاتیان (آسترکی ) گت ها یا گتوندی ها و ایلاات دیگری نیز اشاره میکند همایون باجول موگویی
حسومی
با سلام خدمت دوستان . حرف بنده هیچ ربطی به موضوع ندارد ولی چون از تحقیقاتم نتیجه ایی نگرفتم مزاحم شما شدم .طایفه ما به اسم حسومی ساکن در روستای رحمت اباد خوانسار میباشد که از گذشته خود هیچ ردی پیدا نکردیم و نمیدانیم که اصل ما مربوط به کدام یک از اقوام ایران میباشد زبانمان فارسی محلی است . طی تحقیقات چند روز گذشته متوجه شدم که یکی از زیر شاخه های موگویی بنام حسومی یا حسامی نام دارد که اتفاقا ما هم حسومی داریم و هم حسامی اسم پدر مرحومم عبدالصمد و اسم پدر بزرگم میرزا عبدالله و اسم پدر بزرگ پدر م رمضان بوده . نتیجه اخری که دست گیرم شده این است که پدر بزرگ پدرم حدود 170 تا 200 سال پیش به دلایلی که ما نمیدانیم به منطقه بختیاری سفر کرده و در انجا فوت شده و همانجا دفن گردیده . وخیلی دوست دارم که اصالت و ریشه خودم را پیدا کنم اگر شما دوستان سندی یا شجره نامه ایی را سراغ دارید که به اینجانب معرفی کنید بسیار سپاسگزارم . از اینکه وقت شما را گرفتم از شما عزیزان عذر خواهی میکنم .
علی سلیمانی
دروود ما طایفه سلیمانی جمعیت زیادی در ایل چهارلنگ محمود صالح هستیم و از انجا ک محمودصالح ملکی در میانکوه بختیاری نداشته عده ای از بزرگان ما مدعی هستن ک ما اصالتن
موگوهی هستم و از پشت کوه موگویی ب میانکوه امدیم و در جوار ایل ممصالح سکنی گزییده ام... طایفه ما ک الان ب اسم شیخ سلیمان احمد معروف است و همانطور ک از اسمش پیداست فامیلمون رو از روی امامزاده ای ک در محل سکونتمون بوده گرفتیم و در شجره این امامزاده ک ب سن بلوغ هم نرسید ب شهادت رسیده هیچ چیزی دال بر اینک ما از ورثه ایشون هستیم وجود ندارد. اما از انجا ک طرح شیعه سازی دولت صفوی بخوبی کار خودش را انجام داده اکنون از اصالت واقعی خود دور افتاده ایم... هرچندسال ایل محمودصالح الان طایفه ما رو جز خودبحساب میارد اما چیزی ب یقین نزدیک است اینست ک ما اصالتن موگویی و ب سرلک ها میرسیم
سجاد زمان پور خواجه وند
من در مورد خواجه وند ک گویا الان جز طایفه گندلی محسوب میشه .سوال دارم ک ایا خواجه وند از طایفه خواجه موگویی هستش یا ن ؟.ممنون میشم ک اگر اطلاعاتی دارید .بگید .
فرشید
خواجه لقب یا اسم شخص است و کسی از شجرنامه این تیره ها خبر ندارد

خواجه موگویی
تیره خواجه طایفه شهنی
تیره خواجه وند طایفه مال احمدی منجزی
خواجه طایفه گندلی


خواجه آباد اندیکا محل سکونت ایل
دور کی

خواجه آباد مسجدسلیمان طایفه شهنی


خواجه آباد لالی
***
مانند

سرلک موگویی ایل چهارلنگ
سرلک آسترکی ایل دورکی
شاخه ی سالک(سلک ) ایل بختیاروند

مراد
خواجه آباد لالی محل سکونت تیره خواجه
طایفه اسیوند ایل دورکی
سیروس فولادی
باسلام خدمت همتباران موگویی .درجواب سوال برادر زمان پور،ازانجایی که خواجه های موگویی قبلا در قلعه خواجه اندیکا سکونت داشتند وبعد به دلایلی از ان منطقه مهاجرت نمودند،اما تعدادی ازانها که باسایرطوایف ان منطقه وصلت داشته اند درهمان جا ساکن شدند وتعداد از انها ظاهرا در روستایی در حوالی اندیکا می باشند وبا فامیلی قلی نیا هستند .ضمنا طایفه خواجه ساکن لالی وخواجه اباد هم اصالتا موگویی تبارهستند،ما خودمان الان فامیل داریم در چهارمحال با نام خانوادگی خواجه وند .البته در طایفه بابااحمدی هم الان تعدادی از خانواده های خواجه موگویی حضوردارند.درسردشت خوزستان هم خواجه هایی هستند با نام های خانوادگی خواجوی وجمال وند در روستای لب سفید
احمد
فامیل من پورحمزه هست از فامیل رییسی های دشتک واز طایفیه بزرگ خواجه دورعلی موگویی ایا کسی مطلبی یا دانستهایی از این طایفه دارد
اسماعیل عیدی
منطقه ی موگویی با داشتن آب وهوای معتدل کوهستانی که آب ریز آن به سمت رودخانه ی دز وباپوشش گیاهان از جمله کرفس کوهی وبلوط ودر قسمتی از شهرستان فریدونشهر وشهرستان کوهرنگ قرار دارد وبرخی هم درنقاط دیگر از جمله شهر دشتک ساکن ومقیم شدندوقبرهای زرتشتی وارامنه فراوانی با مفرقات قدیم در این منطقه یافت میشود .در قدیم فراوانی محصول ولی با کوچ مردم به سمت شهر نشینی ونبود نیروی جوان چهره ی فقر ومحرومیت به شدت نمایان شده البته ظرفیت های زیادی از جمله آب زیاد ومعدن سنگ بخصوص زغال سنگ و....یافت می شود
مختاری
لقب جد طایفه چهاربری ایل دور کی
خواجه بوده او بانی منطقه خواجه آباد اندیکا بود.
در اندیکا ایل دور کی و ایل بختیاروند زندگی می کنند

اندیکا محل سکونت شاخه ی هفت لنگ بختیاری است

طوایف ساکن اندیکا
چهاربری دورکی
گندلی
زراسوند
موری
بامدی دورکی
منجزی بختیاروند
سهراب
گندایی
للری
کیارسی
احمد بلد
حسنکی بختیاروند
صالح ابراهیم
تیره تاجدی وند شهنی راکی بابادی
فقط تیره کتکی چهارلنگ به اندیکا کوچ کرده

حاج ستارهلیلی موگوئی دستگرد
عزیزان خود کلمه موگوئی دارد داد میزند میگوید مفهوم من مو گویی است.موگوئی سرزمینی را میگویند که مدام زیباست. دراین منطقه چون درختان مو زیاد بوده و سرسبزی و نشاط به منطقه میدادند و درحال حاضر در بسیاری ازاین مناطق درختان مو (انگور) در بیشه ها و کناررودخانه بصورت خودرو وجود دارد. ساکنین این منطقه را موگوئی خواندند مردمی که در درسرزمین یا منطقه سبز زندگی میکنند.‌دومین مفهوم موگوئی ، مردمی که زیبا و سرسبز سخن میگفتند و مانند (مو)( انگور) گوئی هستند خوش طعم و سرسبزی و زیبائی را موگوئی خوانده اند. نمیدانم چرا بعضی افراد چه به حاشیه ها میروند. مفهوم کلمه واضح و گویاست. قبلا" این منطقه مملو از انگور طبیعی بوده و درزبان لری به درخت انگور میگفتند (مو) که همان انگور کوهی و خودرو است الان در تنگ آب پازنان و سورگه و تیم بیان و تنگ خوشمیوه و نزدیکهای پیررجب و اطراف روخانه پراز درخت(مو) انگورکوهی است. به همین خاطر این منطقه را ممنطقه مو گوئی نامگذاری کردند. لطفا، ریشه یابی کنید چون ریشه موگوئی به موغوئی چه ربطی دارد هرکس ضرب ، ضربا خوانده باشد. میداند ریشه کلملات از کجا برگرفته شده است. مثل کلمه (هلیلی) که از هلیله و هلال گرفته شده است. و یا نسبت به آن اضافه شده شده هلیلی ، و وقتی بزرگی دراین منطقه سخن به نیکی میزد و به اصلاح و عدالت سخن میگفت بهش میگفتند موگوئی ، یعنی مانند سرسبزی و زیبائی درخت انگور سخن گفتی ،به زیبادرخت انگور کشیده و زیبا سخن گفته ای ، انگور یا درخت مو تنهادرختی است که با رشد خود دیگردرختان‌را دربر میگیرد و سایه زیبایی خود و چترخودش را بر روی دیوار و درختان پهن میکند.‌لطفا" ادبیات فارسی را پاس بداریم. تا ریشه کلمات را دریابیم. هرکس زبان عرب را خوانده باشد. هیچگاه به زید ، احسان نمیگوید. به امید دیدار روزجمعه ۷تیرماه ۱۳۹۸ همه شمابخیر وشادی باشد. لطفا" اشتراک یادتون نرود.حاج ستارهلیلی موگوئی کارشناس ادیان و مذاهب وجامعه شناس /دستگرد
ستارهلیلی موگویی دستگردجامعه شناس
سلام و دورود ، برادران و خواهران بختیاری و لرزبان‌اززمانیکه بختیاریها را به دو جناح یا دوجبهه تقسیم کردند چقدربرادرکشی و خواهرکشی به خاطر دوشقه و دوسنگر کردن بختیاری کشته شدند؟ دشمنان هفت و چهارت کردند # آب درچاله ایل و تبارت کردند. دشمنان عده ای را ۴لنگ و عده ای را۷لنگ خواندند اختلافات قومی و طایفه ای گسترش دادند دشمنان انگلیس خبیث بعلت همین تفرقه سیاسی نگذاشتند بختیاری رشد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی بنمایندبعضی از مداح های بیسواد و فرهنگی ها و بعضی افرادی که فقط سوادخواندن ونوشتن داشتند ولی سوادسیاسی و حقوقی و اجتماعی نداشتند یعنی جامعه شناس نبودند درمجالس و محافل همه اش به گرز و تفنگ ۴ و۷ اشاره کردند متاسفانه به تمدن و قلم و علم بختیاری اشاره نکردند. همه اش بختیاری را به دوسنگر ۴ و۷ تقسیم کردند. ما را مشغول گرز و تفنگ کردند و تمام سرمایه های ملی مناطق ما را به تاراج بردند الان بهترین منابع معادنی درمناطق لرنشین اما متاسفانه فقیرترین مردم هم در کنار چاه تفت و چشمه های شیرین معدنی و جنگلهای خدادادی زندگی میکنند.کنارآب و غذای خدادادی هستیم ولی درتشنگی و گرسنگی گرفتار هستیم. تفرقه بینداز و حکومت کن ، کریم خان زنددرفتح اصفهان و نادرشاه درفتح قندهار و دیگر حاکمان هرکجا به بختیاریها ولرها نیاز داشتند به دست و پای بختیاریها افتادندو با القاب شیر و پلنگ ما بجنگها فرستادند ولی متاسفانه مناصب سیاسی و اقتصادی را خودشان‌گرفتند. فقط جنگ کردنش و فتح کردن مال بختیاری و لرها بود. اگرتاریخ را بروند مطالعه کنندحکام وقت برای به قدرت سیاسی و اقتصادی رسیدن به بختیاریها پناه می آوردند وقتی بختیاریها ولرها مناطق موردنظر را فتح میکردند اجازه تخت نشینی را به بختیاری نمی دادند با دسیسه کاری میکردند که بختیاریها ولرهابجان یکدیگر می انداختند تا بختیاری فکر مناصب سیاسی و اقتصادی را نکنند دقیقا مثل زمانی که سردار اسعد بختیاری تهران را فتح کردند بهش گفتند آقا بنشین بر تخت،فتح مال شماست ،متاسفانه این فتح بنام ستارخان و باقرخان تمام شدالان ستارخان و باقرخان هرساله بزرگداشت و یادواره برایشان گرفته میشود اما برای میهن دوستان و بزرگان بختیاری هیچگونه همایشی برگزار نشده و نمیشود مگر خیلی محدود. ما بختیاریها و لرها سرزمین ایران را هم ردیف باشرف و آبروی خود میدانیم ، سردار اسعد گفت الان پیغام از هم تبارانم به من رسید اگر برتخت بنشینم اولین کسانی که به جنگم می آیند برادران و همزبانان خودم هستندعزیزان دشمنان از این تفرقه چهارلنگ و هفت لنگ سوءاستفاده کردند خودشان به مقام و آب و نان رسیدندولی متاسفانه جنگ کردنهایش برای ما لرها و ما بختیاریها ماند الان که الان است تمام منابع بزرگ خدادادیمثل نفت و گاز خوزستان و معادن سنگ لرستان و معادن خاک وسرزمین هزارچشمه درچهارمحال بختیاری و منابع ملی بزرگ در استان‌های یاسوج و ایلامو سرزمین لرهاست اما متاسفانه آوره ترین قوم به اطراف شهرهای تهران و اصفهان وغیره ما لرها و بختیاریها هستیم ما مردم سرزمین لرنشین و بختیاری نشین باید برویم عسلویه و تهران کارکنیم برای دیگران ، مقصر خودمان هستیم چون درحق یکدیگر حسودیم ، آب مناطق خودمان را می برند داخل قوطی میکنند بخودمان می فروشند لیتری ۲هزارتومان ، همه اینها نشان از تفرقه همین چهارلنگ و هفت لنگ شروع شده بیائید این تفرقه انگلیسی و این تفکر انگلیسی که ما را به دوجبهه ۴لنگ‌و ۷لنگ تقسیم کردند کناربگذاریم ، سیاستمدارانگلیسی چرچیل خبیث درمهاجرت به سرزمین بختیاری و دیدار با بعضی از بزرگان طوایف بختیاری بین ما بختیاریها تفرقه انداخت و تا زمانیکه بختیاریها به ۴لنگ و ۷لنگ دامن میزنند و تبلیغ آنرا میکنند خاطرتون جمع به هیچ کجا نخواهیم رسید. امیدوارم بزرگان بختیاری و نویسندگان و جامعه شناسان بختیاری با گردهمائی و همنشینی هم فکری بکنند وحدت و یکپارچکی ایجادکنند و در یک خط واحد قرار گیریم به یک ریسمان دست یابیم و ازتفرقه و اختلاف بپرهیزیم.وقتی زبان و لباس و کلاه و هویت وسخاوت یکیست لزومی نداردیکدیگر را به دوجبهه ۴لنگ و ۷لنگ تقسیم کنیم ، عزیزان بهترین مناطق گردشگری در مناطق لرنشین و بختیاری نشین است اما از سادگی و صداقت ما سوءاستفاده کرده و سوءاستفاده میکنند.آب از مناطق ما بداخل شهریشان میرود اما سوارقایق پلاستکی آنها بشی کلی پول ازت میگیرند. خودی کش و بیگانه پرست شدیم.برای حفظ منابع طبیعی و ملی درمناطق خود چکارکردیم ، غیربومی ها گیاهان دارویی مناطق ما می چینند بعد بخودمان باقیمت گزاف می فروشند. نتوانستیم از این منابع خدادادی به نحو احسن استفاده کنیم. فقط برای مردن پول خوب خرج میکنیم. بعضی افراد۲۰میلیون می دهند به یک خواننده تا زمان مردن فردی تا اشعار شمشیر و گرز و تفنگ برای او بخوانند اون فردی که تا زمانیکه زنده بود حتی ازسایه خودش هم می ترسید ولی برای ترقی فکر واندیشه وایجاد کتابخانه و پیشرفت مناطق هیچی خرج نمیکنند. بینی و بین الله چندتا انجمن فرهنگی وهنری در مناطق لرنشین و بختیاری نشینو روستاهای خود تشکیل دادیم ؟ انجمن پزشکان بختیاری کجاست؟انجمن مهندسان یامعلمان یا فرهنگیان یا انجمن حقوقدانان بختیاری کجاست؟انحمن هنرمندان بختیاری کجاست؟ آیا توانستیم چندتا انجمن برای ایجاد انسجام و همبستگی تشکیل بدهیم. آیا توانستیم از کسانیکه برای پیشرفت مناطق ما حرف بزنند و بنویسند حمایت کنیم ؟ آیا ازفعالین مدنی و فرهنگی و نویسندگان بختیاری حمایت کرده ایم و حمایت میکنیم؟ در کشور دهها حزب و انجمن وجود داردبرای پیشرفت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و حقوقی ، امامتاسفانه درسرزمین بختیاری نشین و لرنشین صفر و هیچ هیچ کاری برای توسعه اقتصادی و فرهنگی و حقوقینکردندو نکردیم. از رودخانه های پر ازماهی ما غیربومی ها توانستندمیلیونها تومان ماهی بفروشندو کسب درآمدبکنند ولی خودمان توان اینکار را نداشتیم واجازه دادیم غیربومی ها که دلسوز مناطق نبودندباموادغیرمجاز و برق نسل ماهی در رودخانه ها و باتفنگ نسل حیوانات و و با بیل وکلنگ نسل بوته ها و گیاهان و با اره نسل درختان را منقرض کنند. بدستان خودمان و بعلت بی توجه ای و ندانم‌کاری و نداشتن سواد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ریشه خودمان را نابود کردیم ،غیربومی ها از مناطق لرنشین و بختیاری نشین بهتر به نوا وبه آب و نان و مقام سیاسی و اقتصاد رسیدنداما خودمان چون نسبت به یکدیگر حسادت کردیم نگذاشتیم یکدیگر و همسایه و همزبانمان و هم لباسمان رشدکنند. حمایتی و پشت بانی از فعالین مدنی و سیاسی و فرهنگی خودمان هم نکردیم. بعصی هم هرکجا سخنی گفتند اولین به بدگویی گفتند دیگه نگفتیم پیش دشمن بدگوئی هم تبارانمان را نکنیم‌ ،عده ای همزبان و هم لباس خودمان را کوبیدند تا خودشیرینی کنند. البته این جمله کلی و شامل همه همزبانان و هم تباران نبوده بلکه شامل کوته فکران بوده است. چون آدم با اصالت و با ریشه و آدم پدرو مادردار هیچگاه حسادت و بدگوئی و آدم فروشی نمیکند. حرف این است عزیزان مناطق خود را به غریبه ها بهتر می فروختند ومی فروشند تا به خودی ها و هم ولایتی ها ، الان در فریدونشهراصفهان پول اینکه سربرف سرسره بازی بکنند از مردم میگیرند پول رفتن و دیدن آبشار پونه زار را از گردشگران میگیرند ولی مناطق لرنشین و بختیاری نشین ماهی طبیعی مناطق آنها توسط غیربومی ها به حراج میرود. جنگلهایشان و گیاهان داروئیشان توسط غیربومی ها به تاراج‌میرود بعضی بومی ها هم برای نابودی مناطق خود به غیربومی ها کمک کردند. میوه های درختانشان مثل زرشک و غیره رابحراج گذاشتند. آنوقت همان گیاه داروئی و همان خشک بارمنطقه خودشان را از مغازه های غیر بومی ها خریداری میکنند. مثلا یک بوته کلفس کوهی و موسیر کوهی را رشد نکرده ریشه کن کردند سودش را غریبه برد ضرر و خسارتش را بومی ها کشیدند. بارها اینجانب ستارهلیلی موگوئی دستگرد فریادکشیدم درمجالس و محافلبه آبادی مناطق خود بیندیشیدو کوهها و مناطق را لخت و عریان نکنید اما یک عده کوته فکر وسودجو تمسخرمیکردند.عده ای فریب خورده و شکم‌پرست برای دوریال پول با افرادغیربومی همکاری کردندبا بوته کنی و نابودی جنگلها و ریشه مناطق سرسبز بختیاری را نابودکردندو سوختند. ای سرزمین بختیاری ای مردم عزیز بختیاری شما را بخدا نگذارید مناطق زیبای شما توسط دشمنان و غیربومی ها نابودشوند. بخدا درشهرها اگر بخواهی یک ساعت بری داخل باغ یک شهری بنشینید پول کلانی ازتون میگیرند.شما که خداوند باغ طبیعی هزارمیوه و هزارچشمه برایتان آفریده است. درشهرها پول آب منطقه خودتون را ازتون میگیرند. پول نان را ازتون میگیرند عزیزان سخاوت درست مال بختیاری است. اما جاده سخاوت دوطرفه است. آقائی که برای غیربومی گوسفند وبوقلمو ذبح میکنی و کباب میکنی،وقتی توهم به شهر می آئی همان آقای شهری باید اینکار را انجام‌بدهد ومهمان‌پذیری کند. بخدا من فردی را به منطقه خودم بردم سه روز کباب و پذیرائی کردم وقتی به شهربرگشتیم ایشان بنگاه داشت از ۵هزارتومان قرارداداجاره که کم بود گذشت نکرد.بعدفهمیدم و این شعرا سرودم (( گل مکن کاه گل مکن دیوار بی بنیادرا # خدمت از سگ را بکن نه آدم بی ذات را )) آقای بختیاری شمائیکه برای اون کارمندیا اون مسول یا آن مدیر ( گوسفند و بوقلمو ) می کشی ،عزیز م وقتی هم شما آمدی داخل شهر همان کارمند و همان مدیر یا همان مسول باید پاسخ احترامت و پاسخ پذیرائیت‌و پاسخ سخاوتت را به هرنحوی بدهد. عزیزم نانت را به آدم‌ بی بنیاد و بی ریشه و بی ذات ندهید. نگذارید ازصداقتان سوءاستفاده شود. نانت را بخورند و تیشه به ریشه ی منطقه ات بزنند . عزیزان جاده محبت دوطرفه است.بلی بختیاریها یا لرها صداقت و سخاوت و شجاعت و شهامت دارند اما اجازه ندهید ازاین صفاتان سوءاستفاده کنند مثلا درزمان حکومتها گفتند بختیاریهاشجاع هستند تا وقتی که بختیاریها سرزمین ها بزرگ و قندهارهارا فتح کردند آنوقت پول و مقامش مال آنهاشد و جنگ و خونریزی وفتحش مال ما لرها وبختیاریها شد.عزیزان تاکی می خواهیم عده ای از صداقت و شجاعت و شهامت و سخاوت ما سوءاستفاده کنند؟ (درخانه اگر کس است# یک حرف هم بس است ) . ایجنانب ستارهلیلی موگوئی دستگرد ارادتمند شما لطفا" و خواهشمندم به #اشتراک بگذارید.
علی
اینجانب علی صالحی از طایفه خواجه موگویی اسمه جدمان هم محمد صالح از طایفه خواجه موگویی است خواستم ببینم ایا کسی میداند کجا زندگی میکنند خواجه موگویی ها
زاگرس نشین
جناب ستار هلیلی.هلیل به معنای بزرگ عست.هلیل گویاهمان خلیل است.لازم ب ذکر است که هلیل های محمدی و گنجلی و هلیل های خواجه موگویی اصالتا ممصالح باب و ممزایی هستند.و به دلایلی مجبور ب ترک طایفه خود شده و به موگویی رفتند و ماندگار شدند
موسوی موگویی
با سلام خدمت هم تباران محترم وبزرگ و سترگ،عزيزان بیایید از لر بودن و بختیاری بودن بگوییم و بينديشيم وبرای چندمين بار اشتباه نکنیم، وبه اسم وعنوان های جعلی وساختگی ومنیت وغرور خود را سرگرم نکنیم. زنده باد قوم لر.بختیاری.
حسن
سلام:بله بااینکه همه ازیک نژادبودیم آنچنان بین مان تفرقه انداختندکه به ریختن خون همدیگرتشنه بودیم کشتن یکدیگررا افتخاری بزرگی می دانستیم درجنگ های دورکی وبهدارونددراندیکاانسان های بیگناهی به ناحق کشته شدندزخم های که هنوزهم برپیکره ی این ایل نمایان است
هلیل موگویی
جناب زاگرس

تیره ممزایی معلوم نیست از کدام طایفه جدا شده و به طایفه محمد صالح چهارلنگ کوچ کرده
در تیره ممزایی،فقط اولاد هلیل وجود دارد

مراتب ایلی لر بختیاری
قوم
ایل
طایفه
تیره
تش
اولاد

****
در طایفه موگویی چند تیره با نام هلیل شناخته می شوند
تیره هلیلی موگویی
تیره شمسی هلیلی موگویی
تیره خواجه وند هلیلی موگویی
*****
در ایل هفت لنگ نیز هلیلی زندگی می کند
تیره هلیل وند طایفه گندلی

طایفه هلیلی پلنگ منجزی ایل بختیاروند *حلیلی.خلیلی *

نام های مشترک بین هلیل های هفت لنگ و هلیل های چهارلنگ

وجود کوه سر قل در دشت شیاس خلیلی منجزی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
تش سرقلی تیره هلیل وند طایفه گندلی

طایفه شیاس بختیاروند از ایل منجزی مستقل شده
تیره شیاس موگویی

تیره حسام الدینی طایفه مال احمدی
تیره حسومی موگویی

تیره شمسی هلیلی موگویی
تیره شمس هلیلی پلنگ منجزی

تیره خواجه وند طایفه مال احمدی منجزی

طایفه مال احمدی منجزی از نسل احمد خان بختیاروند ایلخان پسر قاسم خان بختیاروند ایلخان پسر شاه منصور خان بختیاروند ایلخان پسر خلیل خان بختیاروند ایلخان پسر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان پسر شاه حسین خان بختیاروند ایلخان پسر رستم خان بختیاروند پلنگ


تیره خواجه وند مال احمدی هلیلی منجزی

تیره خواجه وند هلیلی موگویی

ایل منجزی و طایفه آسترکی دو طایفه قدیمی در ایل بختیاری هستند
تاجمیر خان آسترکی ایلخان اولین ایلخان لر بزرگ
جهانگیر خان منجزی بختیاروند ایلخان اولین ایلخان لر بختیاری

طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ منجزی (حلیلی.هلیلی )

به نظر بنده تمام بختیاری ها از یک نژاد هستند و همه با هم فامیل هستند
حمید قربانپور دشتکی
باعرض سلام وخسته نباشید
جناب احمد پورحمزه حمید قربانپوردشتکی هستم یکی از نوادگان خواجه درعلی موگویی که درحال حاضر سه فامیل بزرگ بنام عباسی سلیمانی واولاد
محمدعلی که عبارتند( از رئیسی قربانی
قربانپور نوروزی.....) براتی امانی و... که
در شهر دشتک شهرستان اردل استان چهارمحال
وبختیاری سکونت دارندفرمایشی داشته باشید درخدمتم
مهدوری
باسلام وخداقوت .لطفا مرا راهنمایی بفرمایید ک طایفه مهدور کجا ساکن بودن .وداستان یک دختر مهدور ک باهفت سوار حیدری جنگید وهمه را نابودکرد را کجا میتوانم پیداکنم.و من از بزرگان شنیدم ک مهدور ب میر مهدور مشهور بودن ولقب خواجه داشتند وحتی در مکانی ک زندگی میکردند زمانی ک سگ انها میمیرد مردم منطقه برای سوگواری نزد خواجه مهدور میایند و....این رااز بزرگان مهدو ر.سرلک.خدارحمی ...شنیدم
سیروس فولادی
باسلام خدمت همتباران بختیاری.باتوجه به تحقیقاتی که اینجانب درمورد خواجه ها انجام داده ام به این نتیجه رسیدهام که اصولا همه خواجه ها ی هفت لنگ جز موگویی محسوب می شوند.ازجمله خواجه های اورک شهنی گله گندلی اسیوندوخانواده هایی که در طایفه منجزی وبابااحمدی حضوردارند.ضمنا خانواده های سلیمانی .رئیسی .عباسی ونوروزی ساکن دشتک چهارمحال هم خواجه باجول موگویی هستند.ضمنا هرکدام از خواجه ها وموگویی تباران سوالی در خصوص موگویی وخواجه دارند می توانند به صفحه شخصی مهندس خواجه علی هدایتی باجول مراجعه وسوال خود را از ایشان بپرسند ومطالب تاریخی ایشان را پیگیری نمایند .چون ایشان از چهره های نام اشنای قوم بزرگ بختیاری هستند
علی
خواجه لقب بوده نه طایفه و هر طایفه شجرنامه جد خود رامیداند
رضا رئیسی
با تحقیقات بنده خواجه لقب بوده و در تیره مختلف موگویی بزرگان شان لقب خواجه داشته و همه تیره های هفت لنگ که خواجه نام تیره شان بوده و همه تیره نام اجدادشان را میداند وخواجه لقب بوده ونه به معنایی تیره یا طایفه ای خاص.
محمدحسنوند
دوستان عزیز لطفا هر نام بومی و ریشه دار محلی را به زور به دوران باستان ربط ندهید. این خیلی سطحی نگری هست که بگوییم موگویی یا موگهی ربطی به مغ های زرتشتی دارد

باید فرمول های تغییر و تبدیل کلمات در طول زمان در زبان لری بختیاری را بلد باشیم تا به ریشه واقعی کلمات نزدیک بشویم. باید از مقایسه تغییر و تبدیلها در طول زمان استفاده کنیم، نه اینکه با خیالپردازی سعی کنیم هر واژه ای رو بچسبانیم به یک داستان تاریخی و باستانی.


نظر بنده اینه که واژه موگهی احتمالا نام منطقه ای بوده است چون اکثر نامهای طوایف براساس محل زندگیشان نامگذاری شده

موگهی از چند قست تشکیل شده (مو) (گه) (ی) که موگه یا موگاه احتمالا نام منطقه ای بوده و طایفه مذکور به طایفه موگاهی و کم کم موگهی شهرت یدا کرده.

مو گاه. و یا مور گاه. که مور به نوعی زمین اطلاق میشده. و طوایف دیگری هم به همین نام داریم( مثلا طایفه موری ساکن مور بازفت)

موگهی احتمالا مورگاهی بوده یعنی طایفه ای اهل منطقه ای به نام مورگاه که به مرور زمان مورگاه تبدیل به مورگه و موگه شده است
باجولی
از اسب افتادن عار نیست از اصل افتادن عار است

طایفه لک از ایل زلکی بختیاری مستقل شده
زبان لکی لری

موگویی
طایفه موگویی(مغویی )ایل بزرگ چهارلنگ
بیش از ده تیره بزرگ دارد

*****
چندین روایات داریم
اولین::
تیره موری از طایفه مش مرداسی ایل بختیاروند
تش بردی
تش بوری

دومین روایت
در زمان بهرام خان منجزی دو تیره موری و گندلی از ایل بختیاروند جدا شدند و به ایل دورکی کوچ کردند (بهرام خان منجزی پسر احمد خان منجزی جدا طایفه مال احمدی منجزی بختیاروند )
هم اکنون تیره صالح بابری در طایفه گندلی خود را بهداروند می داند و با تیره صالح بابری طایفه روا ایل منجزی از نسل بختیاروند هستند
تیره هلیل وند گندلی
طایفه هلیلی پلنگ ایل منجزی بختیاروند

سومین روایت
از طایفه بلیوند ایل بختیاروند جدا شدند

چهارمین روایت
گروهی از ایل منجزی بهداروند بودند که به شیراز کوچ داده شدند که دوباره به ایل بختیاری بازگشتند
باقیمانده جنگجویان رموری ایل منجزی




در این چهار روایت تیره موری از ایل بزرگ بختیاروند *بهداروند * جدا شده
نوروزی
موگهی مشتق شده از موگه=بهانه یا عذا
در نتیجه موگه ای =بهانه گیر یا غمگین
س.ب
موگویی از ریشه مو گدوم میاد به معنای من میگم.
این باب به دستور یکی از ایلخانان بختیاری با جدا کردن چند طایفه که شورش میکردند درست شده و خان گفته مو گهدوم. یعنی من گفتم که اینکار رو بکنند.
نوروزی
چند اولاد با فامیل نوروزی (اولاد قلی و ...)در چلیچه شهرستان فارسان اجدادشان در شجره نامه به طایفه دادور(سادات سراقا سید) موگویی میرسد.
خواجه
طایفه موگویی لر بختیاری است نه سید
سادات از نژاد قوم عرب هستند
نوروزی
فامیل نوروزی چلیچه از جمله اولاد قلی از طایفه منجزی بهداروند هستند و ربطی به موگویی ندارند.
احمدرضاهلیل موگویی
با سلام من از ریش سفیدان و بزرگان طایفه بصورت شفاهی سوالاتی درمورد طایفه طرح کردم که ب نکات جالبی رسیدم.گویا ما به موگویی کوچ کردیم و اصالتا چهارلنگ ممصالح باب هستیم و از طایفه ممزایی باب.که در طی جنگی کع درطایفه رخ داد مجبور به ترک و کوچ ب پشت کوه خمینی شهر شدیم و به طایفه بزرگ موگویی پناه اوردیم.
باقر کیماسی موگویی
موگویی شانزده تیر دارد 1باجول2مهدور3شیاس4سور5مری6کیماس7شیرازی8بورگون باب9هلیل10عیسا11چروم12دوستی13سرلک چیوا14شیخ سعید 15صالح کوتاه 16باب شمس الدین این اطلاعات توسط عبدالعلی خسروی یاقائدبختیاری درکتاب تاریخ و فرهنگ بختیاری ها آمده است نشرحجت اصفهان چاپ 1357
اسحاق
طایفه منجزی بهداروند۸تیره دارد

هلیل وندگندلی۱۲تیره دارد

هلیلوندیاخلیل یاهلیل های گندلی جمعیتی چندبرابرطایفه منجزی بهدارونددارند،بنابراین
هلیل های گندلی وهلیل های منجزی قابل
مقایسه باهم نیستند.
بخش بزرگ ایل گندلی راهلیلوندهاتشکیل
می دهند،همچنین هلیلوندهابنیاگذاران ایل
بزرگ گندلی هستند

هلیل وندگندلی
۱تیره خواجه وند۲تیره نورعلی وند۳تیره جمالوند۴تیره شهریاروند۵تیره سلطان علی وند۶تیره بازی وند
۷تیره سبزعلی وند۸تیره گولوند۹تیره جلیل وند
۱۰تیره مدولی۱۱تیره سرقلی۱۲تیره سادات علی کول

طایفه منجزی بهداروند
۱تیره روا۲تیره لوخرده۳تیره بُولحسنی۴تیره هلیلی
۵تیره مال احمدی۶تیره لملمی۷تیره نیم بنیچه
۸تیره تاجنالایی

درقدیم طایفه منجزی دارای۶تیره بود
مثلاتیره روایک تش ازتیره هلیلی منجزی
بود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی موگویی   • مفهوم موگویی   • تعریف موگویی   • معرفی موگویی   • موگویی چیست   • موگویی یعنی چی   • موگویی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی موگویی
کلمه : موگویی
اشتباه تایپی : l,',dd
عکس موگویی : در گوگل

آیا معنی موگویی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران