برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

مونس

/munes/

مترادف مونس: آشنا، انیس، جلیس، دمخور، دمساز، مصاحب، مقترن، همدم، هم راز، همنشین، یار

برابر پارسی: همدم، همدل، همنشین

معنی اسم مونس

اسم: مونس
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: munes) (عربی) هم نشین و همراز، همدم - همنشین و همراز، همدم

معنی مونس در لغت نامه دهخدا

مؤنس. [ م ُ ءَن ْ ن ِ ] (ع ص )انس دهنده. || بیننده. (از منتهی الارب ).

مؤنس. [ م ُءْ ن ِ ] (ع ص ) انس دهنده. || (اِ) نام روز پنجشنبه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نامی است پنجشنبه را. (مهذب الاسماء).
- ابومؤنس ؛ شمع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

مونس. [ ن ِ ] (از ع ، ص ) انس دهنده. || انس گرفته. خوگاره. خوگر. (ناظم الاطباء). همراز. (مهذب الاسماء). انیس. مأنوس. همنفس. رفیق. اَنِس. (یادداشت مؤلف ). همدم. (غیاث ) (آنندراج ). آرام دهنده. (آنندراج ) (غیاث ) (دهار). شادکننده. (دهار) :
می بر کف من نه که طرب را سبب این است
آرام من و مونس من روز و شب این است.
منوچهری.
خواندن قرآن و زهد و علم و عمل
مونس جانند هر چهار مرا.
ناصرخسرو.
با دل رنجور در این تنگ جای
مونس من حب رسول است و آل.
ناصرخسرو.
مونس جان و دل من چیست تسبیح و قران
خاک پای خاطر من چیست اشعار و خطب.
ناصرخسرو.
هرچیز که در هر دو جهان بسته ٔ آنی
آن است تو را در دو جهان مونس و معبود.
ناصرخسرو.
مونس من همه ستاره بود
قاصد من همه صبا باشد.
مسعودسعد.
مونسم شمع و هر دو تن گریان
من ز هجر بت آن ز مهر لگن.
مسعودسعد.
آباد بر آن شاه که دارد چو تو مونس
آباد بر آن شهر که دارد چو تو داور.
امیرمعزی.
ای یاد تو مونس روانم
جز نام تو نیست بر زبانم.
نظامی.
عدل تو قندیل شب افروز تست
مونس فردای تو امروز تست.
نظامی.
ای غمت روز و شب به تنهایی
مونس عاشقان سودایی.
عطار.
وقت است خوش آن را که بود ذکر تو مونس
ور خود بود اندر شکم حوت چو یونس.
سعدی (گلستان ).
ای مرهم جان و مونس جانم
چندین به مفارقت مرنجانم.
سعدی.
از من جدا مشو که توام نور دیده ای
آرام جان و مونس قلب رمیده ای.
حافظ.
- انیس و مونس شدن ؛ همدم و همر ...

معنی مونس به فارسی

مونس
یکی از دریاهای هفتگانه قدما و بقول بعضی همان اقیانوس اطلس است .
انس گیرنده، انس گرفته، همدم
۱ - ( اسم ) انس گیرنده . ۲ - همدم یار : [ بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری . ] ( حافظ . ۳۱۳ )
انس دهنده .
از شعرای قرن دوازدهم و اسمش میرزا محمد .
فی دقایق الاشعار تالیف محمد بن بدر جاجرمی از فضلای قرن هفتم و اوایل قرن هشتم . این کتاب بسال ۷۴۱ ه. ق . تالیف شده است و مجموعه ایست از اشعار منتخب نزدیک به دویست تن از شاعران فارسی زبان و حاوی همه انواع شعر از قصیده غزل مقطعات رباعیات و غیره.
بی دوست و همدم . که هم صحبت ندارد .
دهی است از دهستان احمد آباد بخش فریمان شهرستان مشهد .

معنی مونس در فرهنگ معین

مونس
(نِ) [ ع . ] (اِفا.) انس گرفته ، همدم .

معنی مونس در فرهنگ فارسی عمید

مونس
انس گیرنده، انس گرفته، همدم.

مونس در دانشنامه اسلامی

حسین مؤنس در چهارم رمضان 1329ق (28 اگوست1911م) در شهر سوئز مصر متولد شد. او در خانواده ای اصیل رشد یافت و پدرش به تعلیم و تربیت او همت گماشت. حسین علاقه فراوانی به تحصیل علم داشت. نوزده ساله بود که وارد دانشکده هنر قاهره شد و در سال 1352ق1934/م از این دانشکده فارغ التحصیل گردید. در این مدت با گروهی از دوستانش انجمنی را با نام «الجنة الجامعیین لنشر العلم» با هدف نشر برخی از ذخائر بشری تشکیل داد. وی در این راستا، کتاب «تراث الاسلام» که درباره تعدادی از مستشرقان بود را منتشر کرد. وی در این اثر، ترجمه فصل پنجم مربوط به اسپانیا و پرتغال را به عهده داشت. همچنین اولین تألیف تاریخی خود را با نام «شرق اسلامی در عصر مدرن» منتشر نمود که در آن تاریخ جهان اسلام از قرن هفدهمم تا پیش از جنگ جهانی اول ارائه شده بود.
مؤنس در سال 1355ق1937/م از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «فتح مغرب توسط عرب» دفاع نمود. پس از آن برای تکمیل تحصیلات عالیه به فرانسه هجرت کرد و به دانشگاه پاریس ملحق گردید. او سپس در سال 1356ق1938/م. دیپلم مطالعات خاورمیانه و سال بعد، دیپلم مطالعات تاریخی را از مدرسه مطالعات عالی اخذ نمود.
جنگ جهانی دوم سبب شد که تکمیل تحصیلات مؤنس قدری به تأخیر بیفتد. او سپس از فرانسه به سوئیس نقل مکان کرد و در سال 1361ق1943/م موفق به اخذ مدرک دکترای خود از دانشگاه زوریخ گردید.
مؤنس با اتمام جنگ جهانی دوم در سال 1364ق/ 1945م، به مصر بازگشت و در بخش تاریخ دانشکده هنر به تدریس مشغول شد و با طی مدارج علمی در سال 1373ق1954/م، به عنوان استاد تاریخ اسلامی تعیین گردید.
او در طول حیاتش مسئولیت های متعددی را به عهده داشته است که از آن جمله است: استاد تاریخ اسلامی دانشکده هند قاهره، مدیریت در وزارت آموزش و پرورش، مدیر کانون مطالعات اسلامی در مادرید، استاد و سپس رئیس بخش تاریخ در دانشگاه کویت، رئیس هیئت تحریریه مجله الهلال.
این شخصیت بزرگ اگرچه وظایف مختلفی را به عهده داشت و مدت زیادی از زندگیش را در سفر به بلاد مختلف گذراند، اما هیچگاه از تألیف و تصنیف غافل نشد، به گونه ای که انسان از اینکه این تعداد آثار به قلم یک نفر نوشته شده باشد، متعجب می شود. ...

مونس در دانشنامه آزاد پارسی

مونْس (Mons)
کلیسای سنت وُدرو با برج نافوس
(به فلاندری: برگن) شهری صنعتی و مرکز استان اِنو، در بلژیک، به فاصلۀ ۵۲کیلومتری جنوب غربی بروکسل، با ۹۲هزار نفر جمعیت (۱۹۹۷). صنایع آن عبارت اند از استخراج زغال سنگ، نساجی، و تصفیۀ شکر. مقرّ نظامی ناتو در نزدیکی مونس، در شی یور ـ کاستو، است. در جنگ جهانی اول، این شهر صحنۀ نبرد مونس بین نیروهای بریتانیایی و آلمانی در اوت ۱۹۱۴ بود. این شهر بین دو حوضۀ مهم از معادن زغال سنگ قرار دارد. یک ساختمان شهرداری (۱۴۴۳ـ۱۴۶۷م)، کلیسایی با برج ناقوس (۱۴۵۰ـ۱۶۲۱)، و سه موزه دارد.

مونس در جدول کلمات

مونس
همدم
مونس | یار
همدم

مونس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

همدم
همدم
همرا
اسکل
حسین
همراز.همدل.انس گرفته
ارونا
همدم
مونس
همدیم ،یار ، همنشین، همراز ، همدل
راحیل
همدم
امیر
غمخوار
یار
ارشیا
همدم ؛ یار
حمیدرضا دادگر_فریمان
آشنا، انیس، جلیس، دمخور، دمساز، مصاحب، مقترن، همدم، هم راز، همنشین، یار، همدل
امیرطاها هنرمندان
همدم. یار
...
همدم و یار و همنشین
###
هم دل ، هم راز ، اشنا ، همنشین
sみムみЯ乙ムの
همدم
همدل
mobina♡
انیس،همدم
محراب
سرآغاز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معني مونس   • مخالف کلمه مونس   • سایت همسریابی مونس   • دانلود سریال مونس و مونس   • معنی اسم مونس   • معنی الیف   • سایت مونس   • معنی روانم   • معنی مونس   • مفهوم مونس   • تعریف مونس   • معرفی مونس   • مونس چیست   • مونس یعنی چی   • مونس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مونس

کلمه : مونس
اشتباه تایپی : l,ks
آوا : munes
نقش : اسم
عکس مونس : در گوگل

آیا معنی مونس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )