برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1682 100 1
شبکه مترجمین ایران

مواخذه

/mo'Axeze/

مترادف مواخذه: بازپرسی، بازجویی، بازخواست، پرسش، اعتراض، ایراد، تادیب، تنبیه، توبیخ، عقاب، عقوبت، بازخواست کردن، تنبیه کردن، سیاست کردن

برابر پارسی: بازخواست، سرزنش

معنی مواخذه در لغت نامه دهخدا

مؤاخذت. [ م ُ آ خ َ ذَ ] (از ع ، اِمص ) مؤاخذه. مؤاخذة. واجست.بازخواست و عقوبت به سبب گناه (این کلمه با کردن و شدن و نیز فرمودن صرف شود) (از یادداشت مؤلف ) : ترکان خاتون کربوغا را نهفته به اصفهان فرستادبه مؤاخذت برکیارق. (سلجوقنامه ٔ ظهیری ). ملک دانشمند را مؤاخذت و معاتبت فرمود. (گلستان ). در حال جوابی نبشت که اگر پیش از بلاغ کشف کنند از مؤاخذت ایمن باشد. (گلستان ). و رجوع به مؤاخذة و مواخذه شود.

مؤاخذة. [ م ُ آ خ َ ذَ ] (ع مص ) گرفتن و عقوبت کردن کسی را به گناه او. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). کسی را به گناه گرفتن. (ترجمان القرآن جرجانی ص 96) (تاج المصادر بیهقی ). کسی را به گناه عقوبت کردن. (از اقرب الموارد). کسی را به گناه او بگرفتن. (المصادر زوزنی ). گرفت کردن وعقوبت کردن کسی را بر گناه و عامه این را به «واو»گویند (یعنی مواخذه ). گرفت کردن. (غیاث ) (آنندراج ).

مؤاخذه. [ م ُ آ خ َ ذَ / خ ِ ذِ ] (از ع ، اِمص ) مواخذة. مؤاخذت. گرفتن و عقوبت کردن کسی را به گناه. گرفتن بر. گرفت و گیر. گرفتن و سیاست کردن. تنبیه کردن. کسی را به گناهش گرفتن. گرفتن. گرفتن به سیاست. تنبیه. (یادداشت مؤلف ). عقوبت وگرفتگی به سبب گناه و خطا و تقصیر. بازخواست. عقوبت و سرزنش و ملامت و عتاب و بازپرسی از گناه و خطا و تقصیر. (از ناظم الاطباء). واجست. واخواست. بازخواست. بازجست. بازپرسی. پرسش عتاب آمیز از کسی گناه او را. بازپرسی کردن. ملامت و عتاب کردن کسی را. (یادداشت مؤلف ) : اکثر اوقات در اثنای عزت و اعتبار به مؤاخذه و مصادره گرفتار بود. (عالم آرای عباسی ).
- مؤاخذه شدن ؛ بازخواست شدن. مورد واخواهی و عتاب قرار گرفتن. (یادداشت مؤلف ). تنبیه شدن. به سبب گناه و تقصیر گرفتار آمدن و مورد عقوبت قرار گرفتن. (از یادداشت مؤلف ). و رجوع به مؤاخذة و مؤاخذت شود.
- مواخذه کردن ؛بازخواست نمودن. (ناظم الاطباء). نکوهش کردن. تعزیر و ملامت کردن. توبیخ کردن. بازخواست کردن. واجست کردن. واخواست کردن. (از یادداشت مؤلف ). تعقب ؛ مؤاخذه نمودن. (منتهی الارب ). سیاست کردن. تنبیه کردن. گرفتن و عقوبت کردن کسی را به گناه او. (از یادداشت مؤلف ).

مواخذه. [ م ُ خ َ ذَ / خ ِ ذِ ] (از ع ، اِمص ) تداول عامه از مؤاخذه. مؤاخذة. رجوع به مؤاخذه شود ...

معنی مواخذه به فارسی

مواخذه
بازخواست کردن، خرده گیری
۱- ( مصدر ) باز خواست کردن . ۲- سیاست کردن تنبیه کردن . ۳- ( اسم ) باز خواست : اکثر اوقات در اثنای عزت و اعتبار بمواخذه و مصادره گرفتار بود . ۴- سیاست تنبیه .
تداولی عامه را از مواخذه .
( مصدر ) ۱- بازخواست شدن . ۲- تنبیه شدن .
( مصدر ) ۱- بازخواست کردن . ۲- سیاست کردن تنبیه کردن : اگر مجرمین را بتناسب جرمشان بدرستی مواخذه کنند از میزان جرایم بنحو قابل ملاحظه ای کاسته خواهد شد.

مواخذه در جدول کلمات

مواخذه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید
تنبیه کردن.جریمه کردن
سیدحسین اخوان بهابادی
سرزنش.
وَ لاَ تُؤَاخِذْنِي بِأَسْوَءِ عَمَلِي فَإِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَنْ مُجَازَاتِ الْمُذْنِبِينَ وَ حِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكَافَاهِ الْمُقَصِّرِينَ و به زشت ترين كردارم مرا سرزنش مكن، زيرا كرمت برتر از كيفر گنهكاران و بردباريت بزرگتر از مكافات تبهكاران است.
محمد امین
سرزنش
مه تا
باز خواست ، سرزنش ، باز جویی ، پرسش .
ایلیا آزاداور
کسی را به گناه او بگرفتن
دراکو مالفوی
جریمه. تنبیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مواخذه در حل جدول   • ماخذه   • مؤاخذه   • مواخذه یعنی چه   • معنی مواخذه   • مفهوم مواخذه   • تعریف مواخذه   • معرفی مواخذه   • مواخذه چیست   • مواخذه یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی مواخذه

کلمه : مواخذه
اشتباه تایپی : l,hobi
آوا : mo'Axeze
نقش : اسم
عکس مواخذه : در گوگل

آیا معنی مواخذه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )