مواجه شدن


مترادف مواجه شدن: روبرو شدن، مقابل گردیدن، رویارو شدن، مواجهه کردن

معنی انگلیسی:
accost, front

فرهنگ فارسی

( مصدر ) روبرو شدن مقابل گردیدن .

مترادف ها

accost (فعل)
نزدیک شدن، مخاطب ساختن، مواجه شدن، مشتری جلب کردن، نزدیک کشیدن، در امتداد چیزی حرکت کردن

face (فعل)
مواجه شدن، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن، مواجه شدن با، رویاروی شدن، روبرو ایستادن، پوشاندن سطح

meet (فعل)
مواجه شدن، پیوستن، برخورد کردن، تقاطع کردن، تلاقی کردن، یافتن، مواجه شدن با، ملاقات کردن، مصادف شدن با

confront (فعل)
مواجه شدن، مقابله کردن، روبرو شدن با، مواجهه کردن

فارسی به عربی

اجتمع , وجه
( مواجه شدن(با ) ) تحرش به

پیشنهاد کاربران

چهره شدن. [ چ ِ رَ / رِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل شدن. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ) . روبرو شدن. مواجه شدن. روبارو شدن. رودررو قرار گرفتن. ( دهخدا )
چهره گردیدن. [ چ ِ رَ / رِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) مقابل شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . روبرو شدن. مواجه شدن. مقابل شدن. رودررو قرار گرفتن. راست آمدن با کسی. روبارو شدن. ( دهخدا ) ( فرهنگ فارسی )
" برابر. هم برابری. هم برابر. برابری ":مواجه.
" دیدن. دیدار. ببینند. ":مواجه.
رویارو شدن برخورد کردن
طرف شدن