برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

مهم

/mohemm/

مترادف مهم: بااهمیت، بسزا، خطیر، پراهمیت، اصلی، حیاتی، اساسی، جدی، عظیم، عمده، گرانبها ، برجسته، گرانمایه، معتبر، ممتاز

متضاد مهم: کم اهمیت، غیرمهم

برابر پارسی: با ارزش، برجسته، پرارج، شایان، کِرامند، گرانمایه، مِهند، مهین

معنی مهم در لغت نامه دهخدا

مهم. [ م ُ هَِم م ] (ع ص ) نعت فاعلی از اهمام. بی آرام کننده و اندوهگین گرداننده. (از منتهی الارب ). غم انگیز. در غم و اندوه اندازنده. نگران کننده و محزون سازنده. (از اقرب الموارد) || در میان اندازنده. (غیاث ). || (اِ) کار سخت. (منتهی الارب ). کار بزرگ و قابل توجه. کاری که بدان اهمیت دهند. امر عظیم و کار دشوار زیرا که کار دشوار طبیعت را در اندوه و فکر می اندازد. (غیاث ). امر خطیر. کار با اهمیت. امر قابل توجه. کاری بزرگ که در آن اهتمام باید کرد. ج ، مَهام ّ : اگر به درگاه عالی پس از این هزار مهم افتدو طمع آن باشد که من به تن خویش بیایم نباید خواند که البته نیایم. (تاریخ بیهقی ص 68). ما مهمی بزرگ درپیش داریم. (تاریخ بیهقی ص 128). مقرر گشتی که به مهمی مرا خوانده می آید. (تاریخ بیهقی ص 130). گفت مهمی بزرگ پیش گرفته ای. (قصص الانبیاء ص 172). چون مرد آنجا رفت کسری گفت به چه مهم آمده ای ؟ (قصص الانبیا ص 226).
در مهمی که افتد اندر ملک
زود صد بندگی کنی اظهار.
مسعودسعد.
به چه طریق قدم در این مهم خواهی نهاد. (کلیله و دمنه ). ترا به مهمی بزرگ اختیار کردیم. (کلیله و دمنه ). منتظر می باشم که اگر مهمی باشد من آن را... کفایت کنم. (کلیله و دمنه ). مسعود... جزماً فرمان داد که این مهم ترا باید کفایت کرد. (سلجوقنامه ٔ ظهیری ص 15).
عقل تو قسمت شده بر صد مهم
بر هزاران آرزو و طم و رم.
مولوی.
یکی از پادشاهان گفتش مینماید که مال بیکران داری و ما را مهمی هست اگر به برخی از آن دست گیری کنی. (گلستان ).
بگفتا نیارم شد اینجا مقیم
که درپیش دارم مهمی عظیم.
سعدی (بوستان ).
وزرای انوشیروان در مهمی از مصالح ملک اندیشه همی کردند. (گلستان ). در عرصه ٔ مملکت خویش جره باز شکارگاه آن خدمت وکره تاز (ظ: یکه تاز) مضمار آن مهم ملم را هیچ خواجه را کافی تر از این بزرگوار نشناخت. (المضاف الی بدایعالازمان ص 5). || کنایه از ضرور است. (غیاث اللغات ). کار لازم و ضروری. || کار که بدان گمارده شوند. شغل : پس از وفات سلطان محمود رضی اﷲعنه مهم صاحبدیوانی غزنه بدو [ ابوسعید سهل ]داده آمد باضیاع خاص. (تاریخ بیهقی ...

معنی مهم به فارسی

مهم
کاردشوار، امرعظیم، چیزی که به آن توجه کنندواهمیت بدهند، مهام جمع
(صفت ) کار بزرگ و قابل توجه امری که بداناهمیت دهند : [ مسعود.. جز ما فرمان داد که این مهم ترا باید کفایت کرد. جمع : مهام .
کارساز یا در اصطلاح لوطیان مفعول
عمل مهم ساز کارسازی پرداخت
اهمیت دادن با اهمیت دانستن

معنی مهم در فرهنگ معین

مهم
(مُ هِ مّ) [ ع . ] (اِ.) کار بزرگ و خطیر. ج . مهام .

معنی مهم در فرهنگ فارسی عمید

مهم
۱. بااهمیت.
۲. (اسم) کار قابل توجه.
۳. (اسم) [قدیمی] شغل، کار.

مهم در جدول کلمات

مهم بودن
اهمیت
مهم تر
اهم
مهم تر قوم
رییس
مهم ترین اثــر او تاریخ تمدن | مجموعه کتابی ۱۱ جلدی اســت
ویلدورانت
مهم ترین برنامه دولت نهم برای کاهش بیکاری
گسترش بنگاه
مهم ترین شعبه نژاد سفید
اریا
مهم ترین قانون کوتاه مدت برای اقتصاد هر کشور
مهم و دریافت
درایت
مهم | کلیدی
از متون مهم عرفانی قرن ششم قمری به زبان فارسی تالیف محمد بن منور
اسرارالتوحید

معنی مهم به انگلیسی

serious (صفت)
فکور ، جدی ، سخت ، مهم ، فربه ، سنگین ، خطر ناک ، وخیم ، خطیر
main (صفت)
اصلی ، کامل ، تمام ، مهم ، نیرومند ، عمده ، با اهمیت
principal (صفت)
اصلی ، مهم ، عمده
great (صفت)
فراوان ، ماهر ، بزرگ ، کبیر ، مهم ، ابستن ، عظیم ، معتبر ، عالی ، مطنطن ، بصیر ، زیاد ، خطیر ، عالی مقام ، متعال ، هنگفت ، تومند
important (صفت)
ژرف ، مهم ، عمده ، خطیر ، فوق العاده ، با اهمیت ، پر اهمیت
significant (صفت)
ژرف ، مهم ، عمده ، قابل توجه ، معنی دار ، حاکی از
earnest (صفت)
جدی ، با حرارت ، مشتاق ، مهم ، سنگین ، دلگرم ، صمیمانه
all-important (صفت)
مهم
fateful (صفت)
مهم ، شوم
substantial (صفت)
محکم ، با وقار ، مهم ، ذاتی ، اساسی ، جسمی ، قابل توجه
grave (صفت)
سخت ، بزرگ ، مهم ، بم ، سنگین ، خطر ناک ، غمگین ، موقر ، مکدر
weighty (صفت)
موثر ، مهم ، سنگین ، وزین ، پربار ، با نفوذ
consequential (صفت)
مهم ، نتیجهای ، دارای اهمیت
considerable (صفت)
مهم ، عمده ، قابل توجه ، شایان ، پر مایه
momentous (صفت)
مهم ، خطیر ، واجب ، با اهمیت
earthshaking (صفت)
مهم ، اساسی
epochal (صفت)
مهم ، تاریخی
newsworthy (صفت)
مهم ، قابل انتشار ، جالب و بموقع
overriding (صفت)
برتر ، مهم ، برجسته
significative (صفت)
مهم

معنی کلمه مهم به عربی

مهم
بالغ الاهمية , جدي , حاسم , رييس , عظيم , قبر , کبير , مادة , مهم , هام
مسالة
ذکر الاوز
ذرائع , ذريعة , مشروع
تاجر
صغير , عادي
نُقْطَة (مِحْوَرُ) اّرتکاز
فحوي

مهم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کوثر
این واژه تبارانه پارسى ست یعنى خودش پارسى نیست ولى سرچشمه اش پارسى ست واژه هومَت Humat در پهلوى به معناى اندیشه ى نیک را تازیان (اربان) برداشته و معرب نموده و گفته اند: هِمَّت !!! و سپس آن را بر وزن فِعْلَة تصور کرده و ریشه سه حرفى هـ.م.م را از آن بیرون
کشیده و ساخته اند: هَمّ ، مهم ، اهم ، اهمیة ، اهتمام و ...!!!! همتایان دیگر آن در پارسى اینهاست: اوزیر Uzir (پهلوى: مهم ، بااهمیت ، برجسته ، رفیع) ، پیشرج Pisharj (پهلوى: مهم ، باارزش ، عالیقدر) ، گیران Giran (پهلوى: مهم ، بزرگ ، سنگین) ، مادَگْوَر Madagvar
(پهلوى: اساسى، مهم ، مخصوص) ، ماتیان Matiyan (پهلوى: مهم ، اساسى ، اصلى) ، مَسِسْت Masest (پهلوى: مهم ، بزرگ ، بالا ، برجسته) ، ویژال Vizhal (سانسکریت: مهم، بااهمیت) ، ابروند Abarvand (پهلوى: مهم ، بالاتر از همه) ، اورژیت Urjit (سنسکریت: اورجیتا: مهم ، بااهمیت)
بَلَوَت Balavat یا بَهوری Bahuri یا مَهات Mahat یا مَهیشی Mahishi (سنسکریت: مهم ، بااهمیت ) بَلیاس Balias(سنسکریت: بَلیَس: مهم ، بااهمیت) ویپولا Vipula (سنسکریت: ویپولَ:مهم ، بااهمیت)
دانیال
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ویژال (سنسکریت: ویشالَ)
اورژیت (سنسکریت: اورجیتا)
بَلَوَت، بَهوری، مَهات، مَهیشی (سنسکریت)
بَلیاس (سنسکریت: بَلیَس)
ویپولا (سنسکریت: ویپولَ)
ماتیان، ماتیکان (پهلوی)
لطیفی
major
هومن دبیر
ابروند
نیازعلی شمس
ارزشمند
Alims Dolar
خطیر
فر کیانی
کلمه مهم (مه ام) از دو بخش ساخته شده که پسوند ام به معنای برای-وابسته به-مالِ-دارای به ریشه واژه میچسبد و ازآن نام میسازد و مه همان بزرگی و سترگی است مانند مهتر=بزرگتر. ازینرو معنای واژه مهم همانا چیزیست که دارای بزرگی/سترگی باشد. پسوند ام گاهی بدون هجای اضافی مانند ریم (ری ام) و گاهی با هجای اضافی مانند ورم varem (ور ام) به ریشه واژه میچسبد.
نمونگان دیگر:
ترم tarm (تر ام)=غیر
دهم dahm (ده ام)=پارسا
لسم lasm (لس ام)=فلج
همتاهای دیگر مهم در پارسی واژگان کِرامَند و ارزشمند هستند

حسین
این واژه ذاتا ایرانی است ولی بعضیا میگن عربی هستش
که برابر پارسی ان واژه اصیل ایرانی گرینگ است که کردها به جای مهم میگویند کردهای کورمانج باکور و کردهای سوران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اخبار روز داعش   • تیتر روزنامه های امروز   • خبرهای داغ   • اخبار فرهنگیان   • اخبار حوادث   • خبرهای داغ سیاسی   • اخبار سیاسی بدون سانسور   • اخبار داغ هنرمندان   • معنی مهم   • مفهوم مهم   • تعریف مهم   • معرفی مهم   • مهم چیست   • مهم یعنی چی   • مهم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهم

کلمه : مهم
اشتباه تایپی : lil
آوا : mohemm
نقش : صفت
عکس مهم : در گوگل

آیا معنی مهم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )