برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1466 100 1

مهرپرور

/mehrparvar/

مترادف مهرپرور: بامحبت، حفی، مهرانگیز، مشفق، مهرورز، مهربان

متضاد مهرپرور: جورپیشه

معنی مهرپرور در لغت نامه دهخدا

مهرپرور. [م ِ پ َرْ وَ ] (نف مرکب ) پرورنده ٔ دوستی. که در محبت و وداد کوشد. که دوستی ورزد. || (ن مف مرکب ) پرورده به مهر و محبت. به دوستی و عطوفت برآمده. || پرورده به آفتاب و مهر. خورشیدپرورده. || مجازاً، زیبا و لطیف اندام :
خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک
گر ماه مهرپرور من در قبا رود.
حافظ.

مهرپرور را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• علت مرگ فرهنگ مهرپرور   • اورنگ مهرپرور   • همسر فرهنگ مهرپرور   • فرزندان فرهنگ مهرپرور   • عکس فرهنگ مهرپرور   • تصاویر فرهنگ مهرپرور   • خانواده فرهنگ مهرپرور   • عکس های فرهنگ مهرپرور   • معنی مهرپرور   • مفهوم مهرپرور   • تعریف مهرپرور   • معرفی مهرپرور   • مهرپرور چیست   • مهرپرور یعنی چی   • مهرپرور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهرپرور
کلمه : مهرپرور
اشتباه تایپی : liv~v,v
آوا : mehrparvar
نقش : صفت
عکس مهرپرور : در گوگل

آیا معنی مهرپرور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران