برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1408 100 1

مهتر

/mehtar/

مترادف مهتر: بزرگ، پیشوا، رئیس، سرور، کلانتر، محتشم، نقیب، تیمارگر اسب، نگهبان اسب

متضاد مهتر: کهتر

معنی مهتر در لغت نامه دهخدا

مهتر. [ م ِ ت َ ] (ص تفضیلی )بزرگتر. با مقام و منزلت و مرتبت برتر :
چو شاه تو بردر مرا کهترند
تو را کمترین چاکران مهترند.
فردوسی.
چنین چیزها از وی [خواجه ] آموختندی که مهذب تر و مهترتر روزگار بود. (تاریخ بیهقی ).
خنک آنکس را کو چاکر چاکرت بود
چاکر چاکرت از میر خراسان مهتر.
؟ (از لغت نامه ٔ اسدی ).
|| بزرگتر به سال. (ناظم الاطباء). سالخورده تر :
به کهتردهم یا به مهتر پسر
که باشد به شاهی سزاوارتر.
فردوسی.
برادر تو دانی که کهتر بود
فزون تر بر او مهر مهتر بود.
فردوسی.
برادر دو بودش دو فرخ همال
از او هر دو آزاده مهتر به سال.
فردوسی.
به مهتر پسر داد بلخ و هری
فرستاد بر هر سوئی لشکری.
فردوسی.
نهانی بدو گفت مهتر پسر
که از ما که بود ای پدر تاجور.
فردوسی.
که ارجاسب را بود مهتر پسر
به خورشید تابان برآورده سر.
فردوسی.
بگفتم که تو بازگو مر مرا
اگر مهتری یا که می کهتری.
نجیبی.
برادر مهتر ایشان [ فرزندان ] روی به تجارت آورده سفری دوردست اختیار کرد. (کلیله و دمنه ). || بزرگ. کلان. بزرگ به جثه :
ز دست دگر شیر مهتر ز گاو
که با چنگ ایشان نبد توش و تاو.
فردوسی.
یکی پیشرو بود مهتر ز پیل
به سر بر سرون داشت همرنگ نیل.
فردوسی.
در اول ماه جمادی الاَّخر به سال چهارصد و نودونه در آسمان علامتی پدید آمد هر شبی نماز شام پدید آمدی تا نیم شب یا زیادت چون ستونی یا مهتر از روی زمین تابه کبد آسمان. (تاریخ سیستان ). نه هرچه به قامت مهتر به قیمت بهتر. (گلستان سعدی ). || بزرگ به مقدار و وسعت یا گنجایش. فراخ تر. وسیعتر. کلان تر : شهری است با هوای تن درست... و از جیرفت مهتر است. (حدود العالم ).
خدای در سر او همتی نهاد بزرگ
از آسمان و زمین مهتر و فزون صد راه.
فرخی.
مهتر بودخزانه ٔ زر تو از خزر
بهتر بود قمطره ٔ عود تو از قمار. ...

معنی مهتر به فارسی

مهتر
بزرگتر، کلانتر، رئیس و سردار قوم، کسی که درطویله خدمت وتیماراسبهارامیکند
( صفت ) ۱ - بزرگتر کلانتر : [ بر کیارق ... چون ملکشاه وفات یافت مهتر فرزندان او بود . ] ۲ - بزرگتر قوم رئیس سرور : [ ناگاه مهتر پریان که زیر آن درخت نشستنگاه داشت ... بیامد . ] ۳ - پیغمبر رسول : مهتر موسی توضیح چون در مورد پیغمبران جز محمد (ص) استعمال شود اسم آنان پس از [ مهتر ] آید . ۴ - پیغمبر اسلام (ص) . توضیح درین صورت غالبا بطور اطلاق ( بدون قید ) استعمال شود . ۵ - عنوان عیاران : [ مهتر نسیم مهتر نعیم مهتر محمود ( که در اسکندر نامه و غیره آمده ). ۶ - رئیس خواجگان شاه در عصر صفویه ( فلسفی . شاه عباس ۷ ) ۴:۴ ۴٠۸:۲ - کسی که از اسب پرستاری و نگهبانی کند .
خرف شده از پیری و آنکه از روی دیوانگی و جنون سخن می گوید ٠ پیر خرف ٠ پیر بسیار گوی ٠
دهی است از بخش شبستر بخش شهرستان صوفیان ٠
عیاری معروف در قصه ها
نام عیار قهرمان کتاب اسکندر نامه که بکارهای شگفتی دست زده است .
[ گویش مازنی ] /mehter kaash tappe/ تپه ای قدیمی و دست ساز نزدیک قره تپه ی بهشهر
ده دهستان سدن رستاق بخش کردکوی شهرستان گرگان استان دوم . در ۱۲ کیلومتری شمال خاوری کردکوی واقع است . دارای آب و هوای معتدل و مرطوب میباشد و ۸۶٠ تن سکنه دارد .
دهی است از بخش کردکوی شهرستان گرگان
دهی است از شهرستان بیجار
دهی است جز بخش شهریار شهرستان تهران
دب اکبر نام ستارگانی چند است به آسمان . ...

معنی مهتر در فرهنگ معین

مهتر
(مِ تَ) (ص تف .) ۱ - بزرگ ، رییس ، سرور. ۲ - (اِ.) خدمتکار ستور. ج . مهتران .

معنی مهتر در فرهنگ فارسی عمید

مهتر
۱. کسی که در طویله اسب ها را تیمار می کند.
۲. (صفت) [قدیمی] بزرگ تر، کلان تر.
۳. (اسم، صفت) [قدیمی] رئیس و سردار.

مهتر در دانشنامه ویکی پدیا

مهتر
مهتر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مهتر (خرم آباد)
مهتر (زنجان)
مهتر روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان تنگ هفت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳ نفر (۸ خانوار) بوده است.

مختصات: ۳۶°۳۸′۲۳″شمالی ۴۸°۱۹′۳۶″شرقی / ۳۶٫۶۳۹۷۳°شمالی ۴۸٫۳۲۶۷۸°شرقی / 36.63973; 48.32678
مهتر (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان زنجانرودبالا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴۶ نفر (۶۷خانوار) بوده است.
آندروماخوس مهتر یا آندروماخوس کرتی پزشک و داروگر یونانی قرن اول میلادی بود.
او مدتی به عنوان پزشک نرون (امپراتور از ۵۴ تا ۶۸ میلادی) خدمت کرد. اهمیت او بدان سبب است که تریاکیهٴ او کاملاً بر اثر میتریدات سبقت جست. او تریاکیهٴ خود را در منظومه ای حاوی ۱۷۴ بیت بیان کرد.
پشت آتشی مهتر (نام علمی: Chrysocolaptes guttacristatus) نام یک گونه از سرده پشت آتشی های خاوری تر است.
تپه تم مهتر مربوط به هزاره سوم و ۱ قبل از میلاد - سده های اولیه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان میناب، بخش توکهور، دهستان چراغ آباد، روستای چراغ آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۰۹۸ به عنوان یکی از آثار ملی ا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مهتر در جدول کلمات

مهتر قوم
سالار
مهتر و پیشوا
زعیم
بزرگ و مهتر قوم
سالار
سرپرست و مهتر قوم
رییس
سردسته | مهتر قوم
رییس

معنی مهتر به انگلیسی

groom (اسم)
مرد ، داماد ، مهتر
hostler (اسم)
مهتر ، مسافرخانه چی
stableman (اسم)
مهتر
stabler (اسم)
مهتر ، اصطبل دار
hobbler (اسم)
مهتر
horse-boy (اسم)
مهتر

معنی کلمه مهتر به عربی

مهتر
عريس

مهتر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حلما
این واژه در پهلوى به صورت مَسْتر Mastar آمده و همریشه کلمه Master در انگلیسى است، یعنى رئیس ، سرکرده، بزرگتر
استاد بهمنی
بهتر. نیگو تر.
مهتری گر به کام شیر بود
شو خطر ز کام شیر بجوی
یابزرگیو عز نعمت و جاه
یاچومردانت مرگ رویاروی
در این جا مهتری به معنای یک چیز بهتر است
احد مطلبی
پرستار رده بالا چه مال انسان باشد چه جان دار دیگر
مقدس
اقاسی
موری بازفت(بختیا ی)
در گویش زبان بختیاری واژه مهتر وکهتر میباشد، که یکی به معنای خدمتکار وطویله دار وتیمار گر اسب و دیگری به معنای بزرگ و سرور و والامقام مقام است.همانطوریکه درشاهنامه آمده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کهتر   • محتر   • مهتر لری   • نمونه چاپی در جدول   • مهتر قوم در جدول   • نمونه چاپی در حل جدول   • کفایت کننده   • سکرتر   • معنی مهتر   • مفهوم مهتر   • تعریف مهتر   • معرفی مهتر   • مهتر چیست   • مهتر یعنی چی   • مهتر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهتر
کلمه : مهتر
اشتباه تایپی : lijv
آوا : mehtar
نقش : اسم
عکس مهتر : در گوگل

آیا معنی مهتر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )