برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

مهب

معنی مهب در لغت نامه دهخدا

مهب. [ م َ هََ ب ب ] (ع اِ) محل وزیدن باد. (ناظم الاطباء). جای هبوب یعنی وزیدن باد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). وزیدن گاه باد. جستن گاه باد. زخم گاه باد. (یادداشت مؤلف ).وزشگاه. ج ، مَهاب ّ. (از اقرب الموارد) :
زر چو کاه است و دست داد تو باد
پیشگاه خزانه ٔ تو مهب.
فرخی.
و فرونهادن بار امل در مهب شکوک. (کلیله و دمنه ). و مهب شمال بسته دارد. (تاریخ بیهق ص 27). زباله ٔ اشیاع او را چون هبا در مهب صبا آواره و متفرق گردانید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 321). باد نصرت از مهب لطف الهی وزیدن گرفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 286). از مهب لطف نسیم نصرت بوزید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 394).

مهب. [ م ُ هَِ ب ب ] (ع ص ) بیدارکننده. (آنندراج ). آنکه از خواب بیدار می کند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی مهب به فارسی

مهب
جای وزیدن باد، جهت وزش باد، مهاب جمع
( اسم ) جای وزش باد وزشگاه : [ سراهایی دیدند هر یکی چون بهشت اعلی و هر یکی را باغی و بستانی در پیش بر مهب شمال نهاده . ] جمع : مهاب .
بیدار کننده ٠ آنکه از خواب بیدار می کند ٠

معنی مهب در فرهنگ معین

مهب
(مَ هَ بّ) [ ع . ] (اِ.) محل وزیدن باد. ج . مهاب .

معنی مهب در فرهنگ فارسی عمید

مهب
جای وزیدن باد، جهت وزش باد.

مهب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد تقوى رفستجاني
بفتح ميم و ها وتشديد با بمعناى جاى وزيدن باد،
جهت وزيدن باد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مهب   • مفهوم مهب   • تعریف مهب   • معرفی مهب   • مهب چیست   • مهب یعنی چی   • مهب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مهب

کلمه : مهب
اشتباه تایپی : lif
عکس مهب : در گوگل

آیا معنی مهب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )