منکر شدن
مترادف منکر شدن: انکار کردن، رد کردن، تکذیب کردن
متضاد منکر شدن: اقرار کردن، اعتراف کردن
برابر پارسی: زیر زدن
معنی انگلیسی:
فرهنگ فارسی
جدول کلمات
مترادف ها
انکار کردن، ترک کردن، برخود حرام کردن، کف نفس کردن، منکر شدن
انکار کردن، منکر شدن، رد کردن، حاشا کردن، تکذیب کردن
انکار کردن، منکر شدن، رد کردن
منکر شدن، رد کردن، نشناختن، از خود ندانستن، مالکیت چیزی را انکارکردن
پیشنهاد کاربران
منکر شدن ؛ انکار کردن. ناشناختن : منکر شد که قاید چیزی بدو نداده است. خانه و کاغذهای وی نگاه کردند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 328 ) .
اگر دهر منکر شود فضل او را
شود دشمن دهر لیل و نهارش.
ناصرخسرو.
... [مشاهده متن کامل]
آنکه تا هر کش منکر شدی از خلق جهان
جز که شمشیر نبودی به گه حرب گواش.
ناصرخسرو.
اگر منکر شوم دعویش رابر کفر و جهل من
گواهی یکسره بدهند جهال خراسانش.
ناصرخسرو.
خلق بر آن عالم منکر شدی
سست شدی بر دلشان بند دین.
ناصرخسرو.
چرا شد منکر صانع نگویی
کسی کو کالبد را عقل و جان دید.
مسعودسعد.
اگر دهر منکر شود فضل او را
شود دشمن دهر لیل و نهارش.
ناصرخسرو.
... [مشاهده متن کامل]
آنکه تا هر کش منکر شدی از خلق جهان
جز که شمشیر نبودی به گه حرب گواش.
ناصرخسرو.
اگر منکر شوم دعویش رابر کفر و جهل من
گواهی یکسره بدهند جهال خراسانش.
ناصرخسرو.
خلق بر آن عالم منکر شدی
سست شدی بر دلشان بند دین.
ناصرخسرو.
چرا شد منکر صانع نگویی
کسی کو کالبد را عقل و جان دید.
مسعودسعد.
زیر چیزی زدن
خود را به کوچه ٔ علی چپ زدن ؛ در تداول عامه برای جلب نفعی یا احتراز از زیانی تجاهل کردن. نمودن که از موضوع بکلی بی خبر است.
زیردرروی ، حاشا کردن ، انکار کردن
زیردرروی ، حاشا کردن ، انکار کردن
انکار
منکر یعنی به زبان اقرار کردن یا خیر اګر توضىح دهىد