برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1567 100 1
شبکه مترجمین ایران

منوچهری

/manuCehri/

معنی منوچهری در لغت نامه دهخدا

منوچهری. [ م َ چ ِ ] (اِخ ) ابوالنجم احمدبن قوص بن احمد منوچهر دامغانی ، از جمله شعرای طراز اول ایران در نیمه ٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. اسم و نسب او چنانکه در بیت ذیل آورده همان است که گفته ایم.
بر هر کسی لطف کند و بیشتر لطف
بر احمدبن قوص احمد کند همی.
دولتشاه مولد او را بلخ دانسته لیکن او خود به مولد خویش اشاره ٔ صریح دارد آنجا که گفته است :
سوی تاج عمرانیان هم برینسان
بیامدمنوچهری دامغانی.
ولادت او ظاهراً قرن چهارم یا سالهای نخستین قرن پنجم هجری قمری اتفاق افتاده است زیرا او در اشعاری که به عهد سلطنت تخلص منوچهری به سبب انتساب شاعر است به فلک المعالی منوچهربن شمس المعالی قابوس بن وشمگیربن زیار دیلمی که از سال 403 تا سال 423 در گرگان و طبرستان سلطنت میکرده و منوچهری ظاهراً در آغاز کار در دربار او به سر می برده است.لیکن در حق این پادشاه قصیده ای در دیوان او نیست. دولتشاه در تذکرةالشعرا و هدایت در مجمعالفصحا به نقل از میرمحمدتقی کاشانی در خلاصةالافکار نوشته اند که منوچهری شاگرد ابوالفرج سگزی ، شاعر معروف اواخر قرن چهارم هجری قمری مداح ابوعلی سیمجور بوده است. ابوالفرج را استاد عنصری هم دانسته اند. قبول قول تذکره نویسان در شاگردی عنصری در خدمت ابوالفرج چندان مشکل به نظر نمی آید لیکن در تعلیم منوچهری نزد ابوالفرج سگزی تردید بسیار است. عوفی این بیت از منوچهری را:
قیصر شرابدار تو چیپال پاسبان
بیغو، رکابدار تو فغفور پرده دار.
در مدح یمین الدوله محمود دانسته است و هدایت هم نوشته است که «به خدمت محمدبن محمود مشغول بوده ، گویند در مجلس او منصب ترخانی داشته یعنی در هر وقت بی رخصت سرزده توانستی رفتن او را منعی نبود». لیکن چون خواهیم دیدکه ورود منوچهری در دربار غزنویان بعد از حدود سال 421 بوده است طبعاً بطلان سخنان مذکور آشکار میشود. از اوایل حال منوچهری اطلاعی در دست نیست جز آنکه عوفی نوشته در ایام کودکی چنان ذکی بود که هر نوع که از او در شعر امتحان کردندی بدیهه بگفتی و خاطر او به مؤاتات آن مسامحه کردی. همین حدت ذهن و ذکاء بسیار او را در عنفوان شباب به آموختن ادب عربی و حفظ اشعارشعرای بزرگ تازی گوی و احاطه بر احوال و آثار شاعران پارسی و تازی و اطلاع از علوم ادبی و دینی و طب کمک کرد ...

معنی منوچهری به فارسی

منوچهری
ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمه اول قرن پنجم هجری ( ف. ۴۳۲ ه. ق . ) . تخلص وی بسبب انتساب او به منوچهر بن قابوس بن و شمگیر زیاریست و ظاهرا در آغاز کار بدربار او منسوب بوده است . منوچهری بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دینی و ادبی واقف بود . سلطان مسعود غزنوی که در ۴۲۶ ه.ق . از نیشابور بگرگان و مازندران لشکر کشید منوچهری را در مازندران از ری بخدمت خود خواند و او پیاده از ری بخدمت شاه در مازندران رسید و در دربار غزنوی چندان منزلت یافت که محسود اقران قرار گرفت . به اضهار علم و فضل در شعر اصرار داشت و از این رو نام بسیاری از شاعران پارسی و تازی را در اشعار خود آورده و لغات و اصطلاحات مهجور عربی را استعمال کرده است . اما هیچیک از اینها از جذابیت شعر او نکاسته است . تشبیهات وی بدیع و زیباست . وی ظاهرا مبتکر [ مسمط ] است . دیوان او مکرر بطبع رسیده است و قریب سه هزار بیت دارد .

منوچهری در دانشنامه ویکی پدیا

منوچهری
منوچهری ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
منوچهری ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
منوچهری دامغانی، شاعر ایرانی
عباس ابوسعیدی منوچهری، نماینده جیرفت در دوره اول مجلس شورای اسلامی
عباس منوچهری، پژوهشگر ایرانی حوزه علوم سیاسی و دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس
وحید منوچهری، دوبلور ایرانی
فتح الله منوچهری با نام مستعار فرود فولادوند، بازیگر و کارگردان سینما
امین منوچهری، بازیکن فوتبال اهل ایران
نادر منوچهری، عضو تیم ملی تیر و کمان جمهوری اسلامی ایران
منوچهر وظیفه خواه، معروف به منوچهری، از شکنجه گران برجسته ساواک
ثریا منوچهری، نام زنی در روستای کوهپایه که فیلم سنگسار ثریا بر پایه زندگی او ساخته شد
منوچهری (بوکان)، روستایی از توابع بخش سیمینه شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان آختاچی محالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۸ نفر (۲۱خانوار) بوده است.
منوچهری (داراب)، روستایی از توابع بخش رستاق شهرستان داراب در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان رستاق قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۲ نفر (۱۰خانوار) بوده است.
اَبوالنَّجم احمَدبن قوص بن احمد منوچهری دامغانی (در گذشته به سال ۴۳۲ هجری) معروف به منوچهری شاعر ایرانی سده پنجم هجری اهل دامغان بود. او را شاعر طبیعت خوانده اند. تخلص خود را از نام نخستین ممدوح خود فلک المعالی منوچهر بن قاموس وشمگیر پنجمین حکمران زیاری ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

منوچهری در جدول کلمات

منوچهری مبدع این قالب شعری است
مسمط

منوچهری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدی
طایفه منوچهری در شمال غرب کرمانشاه
منوچهری
منوچهری برگرفته شده از مینوچهره یامینوچهری به معنی خوش صورت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• منوچهری ساواک   • دیوان منوچهری   • خیابان منوچهری   • زندگینامه منوچهری دامغانی   • اشعار منوچهری   • منوچهری شکنجه گر   • آثار منوچهری دامغانی   • دیوان منوچهری دامغانی pdf   • معنی منوچهری   • مفهوم منوچهری   • تعریف منوچهری   • معرفی منوچهری   • منوچهری چیست   • منوچهری یعنی چی   • منوچهری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منوچهری

کلمه : منوچهری
اشتباه تایپی : lk,]ivd
آوا : manuCehri
نقش : اسم فامیل
عکس منوچهری : در گوگل

آیا معنی منوچهری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )