برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1402 100 1

منطق

/manteq/

مترادف منطق: سخن، کلام، بینه، عقل، روش شناسی، متدولوژی، دلیل، علت

برابر پارسی: گویا، خردورزی، فرنود

معنی منطق در لغت نامه دهخدا

منطق. [ م َ طِ ] (ع مص ) نطق. برزبان راندن حرفی یا سخنی که از آن معنی مفهوم گردد.(از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سخن گفتن. (غیاث ) (آنندراج ). سخن گفتن : اشبه الناس برسول اﷲ خلقاً و خلقاً و منطقاً. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
طوطی از منطق اگر دم می زند
شد حصار آهنین مأوای او.
جمال الدین عبدالرزاق (دیوان چ وحید دستگردی ص 315).
داس خوشه همه مسمار شود بر دهنش
گر زند پیش تو تیر فلک از منطق لاف.
کمال الدین اسماعیل (دیوان چ حسین بحرالعلومی ص 372).
|| (اِ) سخن. (منتهی الارب ). سخن و گفتار. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کلام و در غیر انسان نیز استعمال شود. گویند: «سمعت منطق الطیر». (از اقرب الموارد) :
آنجا که سخندان بگشاید در منطق
از مرد سخن هرگز گویند نعالش.
ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص 206).
زهره ٔ این منطقه میزانی است
لاجرمش منطق روحانی است.
نظامی.
زآنکه اول سمع باید نطق را
سوی منطق از ره سمع اندرآ.
مولوی.
منطقی کز وحی نَبْوَد از هواست
همچو خاکی بر هوا و در هباست
گر نماید خواجه را این دم غلط
ز اول «والنجم » برخوان چند خط.
مولوی (مثنوی چ رمضانی ص 421).
ترسا بچه ٔ رعنا از منطق روح افزا
صد معجزه ٔ عیسی بنموده به برهانی.
فخرالدین عراقی.
عالمی که به منطق شیرین و قوت فصاحت و مایه ٔ بلاغت هر جا رود به خدمت او اقدام نمایند. (گلستان سعدی ).
درمی چکد ز منطق سعدی به جای شعر
گر سیم داشتی بنوشتی به زر سخن.
سعدی.
منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند
چاره ٔ او خامشی است یا سخن آموختن.
سعدی.
- شیرین منطق ؛ شیرین سخن. خوش بیان :
لب خندان شیرین منطقش را
نشاید گفت جز ضحاک جادو.
سعدی.
|| زبان. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
هان «صبا» چند سرایی سخن از نادانی
در مدیحی که در آن منطق دانا شد لال.
فتحعلی خان صبا.
- منطق الطیر ؛ زبان مرغان. سخن گفتن مرغان. (یادداشت مرحوم دهخدا). مأخوذ ا ...

معنی منطق به فارسی

منطق
( اسم ) به نطق آورنده گویا گرداننده
کوه بلند بدان جهت که ابر در نیمه اش بماند و بر اعلای آن نرسد .
مثنوی یی است عرفانی اثر طبع شیخ فرید الدین عطار نیشابوری که شاهکار او بشمار میرود. تعداد ابیات آن بالغ بر ۴۶٠٠ بیت است . موضوع آن گفتگوی پرندگانست برای انتخاب پادشاهی برای خود و راهنمایی کردن هدهد آنها را به سوی سیمرغ . پرندگان هر یک به عذری متوسل میشوند. هدهد با تمثل بداستان شیخ صنعان پرندگان را در طلب سیمرغ بحرکت در می آورد و پس از طی هفت وادی دشوار که در طی آن بسیاری از مرغان از پای در می آیند از میان آن همه فقط سی مرغ بی بال و پر و رنجور باقی می مانند که به پیشگاه سیمرغ راه می یابند و در آنجا جز خود که سی مرغ هستند کسی را نمی یابند . این منظومه عالی حاکی از قدرت تخیل و ابتکار عطار است و در سراسر کتاب تمثیلات رمزها و کنایات بکار رفته چنانکه مراد از پرندگان سالکان راه حق و از سیمرغ وجود باریتعالی و از هدهد مرشد است . تعذرات پرندگان حاکی از علایق انسان بجهان است . هفت وادی اشاره بهفت مرحله ( طلب عشق معرفت استغنائ توحید حیرت فقر و فنا ) است و از اینکه سی مرغ به سیمرغ رسیدند عطار با تجنیس خواسته است وحدت را در کثرت و کثرت را در وحدت نشان دهد . این منظومه مکرر بطبع رسیده است .
( اسم ) زبان مرغان . توضیح در آیه ۱۶ سوره نحل آمده : وورث سلیمان داود وقال یا ایها الناس علمنا منطق االطیر و اوتینا من کل شئ ان هذا الهو الفضل المبین . و سلیمان وارث داود شد و گفت ای مردمان ما را زبان مرغان آموختند و ما را از هر چیزی دادند و این همان فضل و بخشش آشکار است : زخاقانی این منطق الطیر بشنو که چون او معانی سرایی نیابی . ( خاقانی )
[trance logic] [روان شناسی] گرایش افراد تحت خوابواره به فرورفتن هم زمان در چند فکر غیرمنطقی و متناقض
قوی منطق گویا در سخن برنده
خوش بیانی
...

معنی منطق در فرهنگ معین

منطق
(مَ طِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - استدلال عاقلانه . ۲ - علمی که با به کار بستن اصول و قواعد آن می توان از فکر غلط یا استدلال نادرست پرهیز کرد. ۳ - دلیل ، علت . ۴ - فکر درست .
(مِ طَ) [ ع . ] (اِ.) کمربند. ج . مناطق .

معنی منطق در فرهنگ فارسی عمید

منطق
سخن گو، گویا.
۱. علمی که با به کار بستن اصول و قواعد آن انسان از خطای فکر یا استدلال غلط محفوظ می ماند.
۲. روش سخن و استدلال.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] سخن گفتن.
۴. [قدیمی] گفتار، سخن.
۱. زبان مرغان.
۲. [مجاز] قدرت ارتباط با موجودات: منطق الطیری به صوت آموختی / صد قیاس و صد هوس افروختی (مولوی: ۱۷۱).

منطق در دانشنامه اسلامی

منطق
منطق از دو نظر جزء علوم اسلامی محسوب می شود: اولاً به دلیل این که مانند ادبیات عرب نسبت به بسیاری از علوم اسلامی جنبه مقدمی دارد. ثانیاً: گرچه منطق ریشه در خارج از حوزه فرهنگ اسلام دارد و قبل از اسلام توسط ارسطا طالیس یونانی پایه گذاری و تدوین شده، اما بسیاری از قواعد آن توسط فلاسفه اسلامی طرح و تدوین گردیده و از این رهگذر تکمیل شده است.
منطق، قانون صحیح اندیشیدن و درست فکر کردن است یعنی قواعد و قوانین منطقی به منزله یک مقیاس و معیار سنجش است که هرگاه بخواهم درباره برخی از موضوعات علمی یا فلسفی تفکر و استدلال نمایم باید استدلال های خود را با مقیاس های منطقی ارزیابی کنیم تا به طور اشتباه نتیجه گیری ننمایم، به عنوان مثال منطق برای یک عالم و فیلسوف که از آن استفاده می کند مانند شاقول یا طراز است که بنا برای تنظیم امور ساختمان از آن استفاده می کند. به همین جهت در تعریف منطق گفته اند: منطق ابزاری است که مراعات کردن و به کارگیری اصول و ضوابط آن ذهن را از اشتباه در تفکر و اندیشه باز می دارد.
موضوع
قبل از هر چیز لازم است اشاره شود که موضوع هر علم عبارت است از آن چیزی که آن علم در اطراف احوال، خواص و آثار آن بحث می کند. و از آن جا که هر علمی باید یک محور مشخص را مورد بحث قرار داده و درباره مسایل مربوط به آن بحث کند، علم منطق نیز محور معینی برای بحث دارد که از آن در اصطلاح منطقی به «معرِّف وجهت» یاد می شود، یعنی موضوع و محور مباحث علم منطق یا تعریف هاست یا حجت ها و استدلال ها، و به طور کلی منطق دو چیز می خواهد به انسان بیاموزد: یکی راه صحیح و درست تعریف کردن و شناساندن.دوم: راه درست استدلال کردن برای اثبات یک مسأله.
فایده منطق
برای روشن شدن فایده منطق لازم است که اول فکر تعریف شود، زیرا تا فکر شناخته نشود، فائده منطق معلوم نخواهد شد. در تعریف فکر گفته اند: تفکر عبارت است از مربوط کردن چند معلوم به یک دیگر برای بدست آوردن یک معلوم جدید و تبدیل کردن یک مجهول به معلوم، پس تفکر در حقیقت سیر حرکت ذهن از یک مطلوب مجهول به سوی یک سلسله مقدمات معلوم، سپس حرکت از آن مقدمات معلوم به سوی آن مطلوب برای تبدیل آن به معلوم. ذهن وقتی فکر می کند و می خواهد از ترکیب معلومات خویش مجهول را برایش معلوم کند، باید به آن معلومات شکل و ن ...


منطق در دانشنامه ویکی پدیا

منطق
مَنطِق دانش شناسایی و ارائهٔ روش درست اندیشیدن (تعریف کردن و استدلال کردن) است. واژه منطق در زبان عربی به معنای سخن گفتن است، ولی دقیقاً معلوم نیست از چه زمانی معادل یونانی این واژه را برای مجموعه قوانین به کار برده اند. در گذشته منطق صرفاً شاخه ای از فلسفه شمرده می شد ولی از میانهٔ سدهٔ سیزدهم در ریاضیّات و در دهه های واپسین در علوم رایانه و از دهه ۱۳۶۰ در علوم شناختی نیز به آن می پردازند. منطق از نطق و به معنای گویش و گفتار است که شخص برای تفهیم مخاطب خود وی را با ادله گفتاری تحت تأثیر قرار می دهد و نیز خود شخص که حاضر به شنیدن گفته های مخاطب خود باشد او یک شخص (منطقی) می باشد.
گفتار اندر گویایی ارستو
روشنایی نامه ای بر اندر پیرامونِ گزارش (Περὶ Ἑρμηνείας) ارستو
پیش درآمدی بر فرزانگی ارستو.
از فواید آن تشخیص اندیشهٔ درست از اندیشهٔ نادرست است؛ و از لوازم آن انتقال اندیشه با کمک زبان است که از آن ها برای تعریف منطق هم بهره برده می شود.
تعبیر دیگری، منطق را خطاسنج اندیشه می نامد. منطق چارچوب های ویژه ای را کشف و معرّفی نموده است که اندیشه در آن قالب ها از خطا و بیراهه رفتن مصون می ماند.
البتّه تعریف دیگری هم از منطق می توان ارائه داد که بیش تر فیلسوفان اسلامی به کار می برند. آن ها در تعریف منطق می گویند که منطق ابزاری از سنخ قانون است که اندیشه را از افتادن در خطاها مصون نگه می دارد و آن را به سمت استدلال هایی کاملاً پایدار رهنمون می سازد؛ لذا اگر کسی به کلّی منطق را در استدلال هایش به کار برد، (البته در صورت صحت مواد) به هیچ وجه دچار خطا در تفکّر و مغالطه نخواهد شد.
عکس منطق
در منطق ریاضی، یک منطق ابرشهودگرایی، منطقی گزاره ایست که منطق شهودی را گسترش می دهد. منطق کلاسیک قویترین منطق ابرشهودگرایی سازگار است؛ لذا منطق های ابروشهودگرایی سازگار را منطق های میانه می گویند (این منطق ها، در میانه و بین منطق شهودی و منطق کلاسیک هستند).
یک منطق ابرشهودگرایی، یک مجموعهٔ L از فرمولهای گزاره ای در مجموعه ای ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

منطق در دانشنامه آزاد پارسی

دانشی مشتمل بر مجموعه اصول و قواعدی برای درست اندیشیدن و مصون ماندن از خطای تفکر. دانستن منطق سنجه و مقیاسی را در اختیار آدمی می گذارد که هنگام اندیشیدن به هرموضوعی قادر به استدلال و استنتاج صحیح باشد. علی بن محمد جرجانی استرآبادی (متکلم و منطق­ دان شیعی) در تعریف منطق می گوید: "آلة قانونیة تعصم مراعاتها الذهن عن الخطا فی الفکر" یعنی منطق ابزاری است از نوع قاعده و قانون که مراعات کردن و به کار بردن آن ذهن را از خطای در تفکر نگه می دارد. به طور کلی منطق دو چیز را به انسان می­ آموزد: 1. راه صحیح تعریف کردن و شناساندن؛ 2. راه درست استدلال کردن برای اثبات یک مسأله.
حوزه­ های کارکردی منطق:
1.تعریف:
تعریف در حوزه ­ی مفاهیم (تصورات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی مفاهیم است. شکل­ های تعریف یک مفهوم به چهار صورت است: الف. جنس قریب + فصل قریب (حد تام)، مانند حیوان ناطق برای انسان؛ ب. جنس بعید + فصل قریب (حد ناقص)، مانند جسم ناطق برای انسان؛ ج. جنس قریب + عرضی خاص (رسم تام)، مانند حیوان کاتب برای انسان؛ د. جنس بعید + عرضی خاص (رسم ناقص)، مانند جسم کاتب برای انسان.
2. استدلال (یا: حجت/ احتجاج):
استدلال در حوزه ­ی قضایا (تصدیقات) و به معنای روش درستِ درک و شناسایی قضایا است. در استدلال، موضوعاتی مانند اقسام قضیه (حملی، شرطی)، مواد قضیه و صناعات_خمس (برهان، خطابه، جدل، شعر و سفسطه) مطرحند.
تاریخچه:
منطق در دوره­ هایی بخشی از فلسفه فرض می ­شده است و قواعد و قوانینش نخستین بار در یونان باستان و توسط ارسطو استخراج و تدوین شدند. عنوان منطق را اولین بار، در دوره­ ی فلسفه­ ی میان­ افلاطونی، شارحان یونانیآثار ارسطوبه این فن اطلاق کردند و بعد از اسکندر افرودیسی، استفاده از این اسم، عمومیت یافت. با شروع عصر "نهضت ترجمه"، متفکران مسلمان، برای منطق ارزش و اعتبار بالایی قائل بودند و گاهی آن را منطق و گاهی میزان می­ نامیدند. چنان­ که در نظرفارابی، این علم در راس تمام علوم جای دارد؛ زیرا احکام و قوانین منطقی در تمام علوم و رشته ­ها جاری و برقرار است. در نظرغزالی، منطق برای هرعلمی معیار است. و نزد برخی دیگر از فلاسفه، منطق، هنر اندیشیدن است.در جهان اسلام حکمای بزرگی مانند فارابی و بوعلی سینا نقش بسیاری در تکمیل این علم داشته اند.بزرگترین کتاب منطق که ...

ارتباط محتوایی با منطق

منطق در جدول کلمات

منطق های در شرق تهران
لویزان
بدون ارتباط | بی منطق و نامناسب
نامربوط
خالق منطق الطیر
عطار
یکی از روشهای اثبات در علم ریاضی و منطق می باشد• این روش اثبات غیرمستقیم نیز نامیده می شود
برهان خلف

معنی منطق به انگلیسی

logic (اسم)
استدلال ، برهان ، منطق ، علم منطق
dialectics (اسم)
منطق

معنی کلمه منطق به عربی

منطق
منطق
منطقي
احمق
هراء

منطق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محیا
برخلاف باور اشتباه مردم این واژه از اساس پارسى و پهلوى ست و معرب واژه مَنْتیک Mantik در پهلوى ست به معناى منسوب به اندیشه ، مربوط به اندیشیده ها ، دانش اندیشیده ها - تازیان (اربان) این واژه را از پهلوى برداشته معرب نموده و گفته اند : المنطق ، منطقىّ ...
این واژه از ریشه نَطَقَ به معنى سخن گفتن نیست و نسبت به آن نامربوط و بى مناسبت است. در پهلوى مَنیدن Manidan (مَنیتن) : اندیشیدن ، فکر-تعقل-تأمل-توجه-درک-ملاحظه کردن ، در اوستا مَن Man ریشه ى این کُنش است و مَنْتْ Mant صفت مفعول آن یعنى اندیشیده شده ، تعقل-تأمل
شده ، مَنْتیک Mantik : مَنْتْ + ایک ik (صفت ساز) : منسوب به اندیشیده شده ، مربوط به اندیشگان - پس شایسته ایران و ایرانیان است که بنویسند و بخوانند : مَنتیک Mantik . همتایان آن در پارسى اینهاست: بیژِه Bizheh و بیرسا Birsa (کردى: منطق) پیوین Pivin (کردی: په
یوین: منطق) تارکیکا Tarkika (سنسکریت: منطق) پدمان گُوِشنى Padmangoveshni (پهلوى: دانش منتیک(منطقx) چیم گُواکى Chimgovaki (پهلوى: دانش منتیک (منطقx) ، چیمیکى Chimiki (پهلوى: منتیک (منطقx) ، عقلانیت) ، سَخْوَن Saxvan (پهلوى: منتیک(منطقx) ، عقیده ، رأى ، سخن
، کلام و ...) ، گُواکى Govaki (پهلوى: منتیک(منطقx) ، استدلال ، وضوح ، فصاحت و ...)
پارسا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
بیژِه، بیرسا (کردی)
پیوین pivin (کردی: په یوین)
تارکیکا (سنسکریت)
ابراهیمی پور
منطق به معنی � علم منطق� همان �دانش درست اندیشی� است.
واژگان زیر با زبان روز مردم آشنایی بیشتر دارد:
درست اندیشی
برهان
پروهان
واژگان زیر نیز پیشنهاد می شوند:
پرهان ( Porhan)
پروان (Porvan)
پوریا13
از فواید منطق تشخیص اندیشهٔ درست از اندیشهٔ نادرست است؛ و از لوازم آن انتقال اندیشه با کمک زبان است که از آن‌ها برای تعریف منطق هم بهره برده می‌شود.
شهریار آریابد
در پهلوی " کرویز " ، نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
جمشید احمدی
فرنودش

از واژه ی فرنودیک بن واژه می توان ساخت: "فرنودن" به چم دلیل آوردن. آنگاه با ایاسش به چم واژه ی "منطق" جایگزین آن واژه ی زیبای "فرنودش" که خود اسم بن واژه است؛ خواهد بود. بدینسان از این بن واژه، واژه های دیگری نیز پدید خواهند آمد. /سپاس
مهدی
علمی که درپی جلوگیری از خطایه اندیشه باشد را منطق میگویند
احسان فلک ناز
A B=C
AوB اطلاعات بمعنای اجزای اتفاقات یا افکار و یا هر چیز دیگر
C نتیجه توالی و یا ترکیب اطلاعات ، اتفاقات ، افکار و ...
نحوه چگونگی ارتباط بین اجزا و اطلاعات ، توالی و نحوه اثرگذاری بر یکدیگر و بدست آوردن نتیجه یا رسیدن به نتیجه میشود ��منطق ��
استدلال کردن
و اینکه استدلال درست یا نادرست صرفا بر مبنایی خاص قابل تایید یا رد است ، به این منظور که منطق هر شخصی بر اساس ذهنیات و تجربه های قبلی وی انجام میگیرد و درست و نادرست در ذهن خود اوست
چه بسیار موضوعاتی که برای شخصی کاملا منطقی و برای شخصی دیگر کاملا بی منطق باشد
***پس معنای صرف منطق همان چگونگی ایجاد رابطه بین اطلاعات ، وقایع ، افکار و در کل اجزای یک معادله است ، چه عینی و چه انتزاعی .
اُمید
در پارسی میانه یا پهلوی ساسانی واژه ی همچم با (منطق) واژه ی (چیم گوگایی) بود که به زبان امروز می شود (چَم گویایی، برساخته از( چیم) بچم( معنی) و (گوگایی) بچم (گویایی). یعنی گفتاری که معنادار باشد. همچنین خود واژه ی (چیم) به تنهایی نیز این معنی را داشته، برای نمونه (چیمیگ) یعنی (منطقی، معنی‌دار، دارای دلیل منطقی). واژه (سَخوَن) که (سُخَن) می باشد نیز به چم (منطق) آمده. در یاد داشته باشیم که به انگلیسی واژه ی (منطق) که (لُجیک/logic) می باشد از واژه ی یونانی دیرین (لُگُس/logos) میاید به همان چم (کلام، سخن، وازه).
محمد صادق
درست با آرامش و بدون دعوا و عادی با آن کسی که مشکل داریم با هاش با آرامش و بدون دعوا باهاش صحبت کنیم و مشکل را حل کنیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آموزش منطق   • منطق ارسطویی   • کتاب منطق   • اصول منطق   • انواع منطق   • منطق اسلامی   • منطق و فلسفه   • نرم افزار منطق   • معنی منطق   • مفهوم منطق   • تعریف منطق   • معرفی منطق   • منطق چیست   • منطق یعنی چی   • منطق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منطق
کلمه : منطق
اشتباه تایپی : lkxr
آوا : manteq
نقش : اسم
عکس منطق : در گوگل

آیا معنی منطق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )