برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1637 100 1
شبکه مترجمین ایران

منطبع

معنی منطبع در لغت نامه دهخدا

منطبع. [ م ُ طَ ب ِ ] (ع ص ) منقوش شونده. (غیاث ) (آنندراج ). نقش کرده شده. (ناظم الاطباء). || سرشته. سرشته شده. مجبول : تجویف اول از دماغ که قابل است به ذات خویش مر جمله ٔ صورتها را که حواس ظاهر قبول کرده باشند و در ایشان منطبع شده. (چهار مقاله ص 13). خسرو از غایت رعیت پروری... که طبع او بر آن منطبع بود نخواست که جزئیات احوال رعایا... بر او پوشیده بماند. (مرزبان نامه چ قزوینی ص 166). || رام شده و دست پرورده و مطیع و فرمانبردار. || فلزی که نرم و قابل کوفته شدن باشد. || چاپ شده. (ناظم الاطباء).

معنی منطبع به فارسی

منطبع
نقش کرده شده، چاپ شده
( اسم ) ۱ - نقش شونده نقش شده : [ خسرو از غایت رعیت پروری و داد گستری که طبع او بر آن منطبع بود نخواست که جزئیات احوال رعایا ... برو پوشیده بماند ... ] ( مرزبان نامه .۱۳۱۷ .ص ۲ ) ۵ - ۱۷۴ - چاپ شده طبع شده

معنی منطبع در فرهنگ معین

منطبع
(مُ طَ بِ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - نقش شونده ، نقش شده . ۲ - چاپ شده ، طبع شده .

معنی منطبع در فرهنگ فارسی عمید

منطبع
۱. نقش شده.
۲. چاپ شده.

منطبع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد حاتمی نژاد
حک شده،نقش بسته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی منطبع   • مفهوم منطبع   • تعریف منطبع   • معرفی منطبع   • منطبع چیست   • منطبع یعنی چی   • منطبع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منطبع

کلمه : منطبع
اشتباه تایپی : lkxfu
عکس منطبع : در گوگل

آیا معنی منطبع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )