برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1567 100 1
شبکه مترجمین ایران

منضده

معنی منضده در لغت نامه دهخدا

منضدة. [ م ِ ض َدَ ] (ع اِ) چیزی دارای چهار پایه که متاع خانه را بر آن چینند. (از اقرب الموارد) (از المنجد). میز.

معنی منضده به فارسی

منضده
چیزی دارای چهار پایه که متاع خانه را بر آن چینند .

منضده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اصغر رفسنجانی فیروزی
منضده : میز ، چهار پایه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی منضده   • مفهوم منضده   • تعریف منضده   • معرفی منضده   • منضده چیست   • منضده یعنی چی   • منضده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منضده

کلمه : منضده
اشتباه تایپی : lkqni
عکس منضده : در گوگل

آیا معنی منضده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )