برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1670 100 1
شبکه مترجمین ایران

منحرف کردن


مترادف منحرف کردن: به بیراهه کشاندن، گم راه کردن، از راه به در بردن

برابر پارسی: گمراه کردن، گرداندن، بیراه کردن

معنی منحرف کردن به انگلیسی

shunt (فعل)
از میان بردن ، منحرف کردن ، کنار گذاشتن ، تغییر جهت دادن ، ترن را بخط دیگری انداختن
alienate (فعل)
بیگانه کردن ، انتقال دادن ، منحرف کردن
avert (فعل)
بیگانه کردن ، منحرف کردن ، گردانیدن ، گذراندن ، دفع کردن ، بیزار کردن ، بر گرداندن
divert (فعل)
منحرف کردن ، معطوف داشتن
deflect (فعل)
منحرف کردن ، کج کردن ، شکستن ، منکسر کردن
swerve (فعل)
منحرف کردن ، عدول کردن ، کج شدن ، طفره زدن ، منحرف شدن
bend (فعل)
منحرف کردن ، کوشش کردن ، برگشتن ، خم شدن ، تعظیم کردن ، خم کردن ، خمیدن ، کج کردن ، دولا کردن ، بذل مساعی کردن
call off (فعل)
منحرف کردن ، صرف نظر کردن
warp (فعل)
منحرف کردن ، تاب برداشتن ، تاب دار کردن
wring (فعل)
منحرف کردن ، پیچاندن ، فشردن ، چلاندن ، به زور گرفتن ، انتزاع کردن
pervert (فعل)
منحرف کردن ، گمراه شدن ، از راه راست بدر کردن

معنی کلمه منحرف کردن به عربی

منحرف کردن
اعصر , اعوجاج , انحرف , انحناء , تفاد , حول , غريب
حرف الرأي العام
انعطاف

منحرف کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حنا
detour به معنای از راه فرعی رفتن یا منحرف شدن است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی منحرف کردن   • مفهوم منحرف کردن   • تعریف منحرف کردن   • معرفی منحرف کردن   • منحرف کردن چیست   • منحرف کردن یعنی چی   • منحرف کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی منحرف کردن

کلمه : منحرف کردن
اشتباه تایپی : lkpvt ;vnk
عکس منحرف کردن : در گوگل

آیا معنی منحرف کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )