برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1610 100 1
شبکه مترجمین ایران

مناقشه

/monAqeSe/

مترادف مناقشه: بحث، جدال، جدل، ستیز، ستیزه، ستیزه جویی، سختگیری، کشمکش، مجادله، منازعه، نقار

برابر پارسی: نبرد، گفتگو، کارزار، ستیز، درگیری، جنگ، پیکار

معنی مناقشه در لغت نامه دهخدا

مناقشت. [ م ُ ق َ / ق ِ ش َ ] (از ع ، اِمص ) مناقشه. مناقشة. سختگیری در محاسبه. استقصای در حساب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سختگیری کردن و باریک گرفتن بر کسی و کسی را (مخصوصاً در حساب ) در تنگنا انداختن. (حاشیه ٔ کلیله و دمنه چ مینوی ص 59) : به عجب بمانده ام از حرص و مناقشت بایکدیگر و چندین وزر و وبال و حساب و تبعت... (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 366). روزگار حجاب مناقشت پیش مرادهای او بدارد. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 59). ابواب مناقشت لازم می شمرند و در میدان هوا عنان خود گرد می گیرند. (کلیله ایضاً ص 300). طریق شطط و مناقشت و تدنق پیش گرفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 199). در محاسبت او مناقشت پیش آورد. (المعجم چ دانشگاه ص 452).
- مناقشت رفتن ؛ سختگیری کردن : فرمود تا شمار احمد ینالتکین را بکردند و شطط جست و مناقشت ها رفت تا مالی از وی بستدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 268). مناقشت ها می رفت و عمر به پایان آمده بود. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 594). اگر در آن درجه ٔ منظور مناقشتی رود بدیع نیاید. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 322).
|| مجادله. مشاجره.ستیزه. ستیزگی. مخاصمت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : خردمند اگرچه به زور و قوت خویش ثقت تمام دارد تعرض عداوت و مناقشت جایز نشمرد. (کلیله ایضاً ص 210). هم دوستان سپر معادات و مناقشت در روی کشند. (کلیله ایضاً ص 314). این موافقت که میان ما تازه گشت سوابق مناقشت را... برداشت. (کلیله ایضاً ص 271).در مناقشات ایشان بر خود گشاده باشم. (مرزبان نامه چ قزوینی ص 140). چون ملاحده مناقشت و مخاصمت سلطان...می دیدند... (جهانگشای جوینی ). رجوع به مناقشه و مناقشة شود.
- مناقشت کردن ؛ ستیزه کردن. مجادله کردن : دشمنان از جهت یکدلی و مناصحت مناقشت کنند. (کلیله ودمنه چ مینوی ص 314).

مناقشة. [ م ُ ق َ ش َ ] (ع مص ) با کسی به استقصا شمار کردن. (تاج المصادر بیهقی ). باریکی کردن در حساب. (منتهی الارب ) (آنندراج ). باریکی نمودن و سختگیری کردن در حساب و در حدیث است : من نوقش فی الحساب عذب. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || با کسی دور و دراز گرفتن در چیزی. || نزاع کردن با کسی. (غیاث ) (آنندراج ). مجادله کردن و ستیهیدن. (از اقرب الموارد). رجوع به مناقشت و مناقشه شود. || با هم برکندن و برآوردن چیزی را به سوی خود. (غیاث ) (آن ...

معنی مناقشه به فارسی

مناقشه
باهم ستیزه وگفتگوکردن ، ستیزگی
۱ - ( مصدر ) مجادله کردن ستیزه کردن . ۲ - سختگیری کردن بر کسی ( مخصوصا در محاسبه ) . ۳ - ( اسم ) مجادله ستیزه . ۴ - سختگیری جمع : مناقشات .
با کسی به استقصا شمار کردن . باریکی نمودن و سختگیری کردن در حساب و در حدیث است .

معنی مناقشه در فرهنگ معین

مناقشه
(مُ قَ شَ یا ق ش ) [ ع . مناقشة ] (مص ل .) ستیزگی ، خصومت .

معنی مناقشه در فرهنگ فارسی عمید

مناقشه
۱. با هم ستیزه و گفتگو کردن.
۲. ستیزگی.

معنی مناقشه به انگلیسی

conflict (اسم)
نبرد ، برخورد ، ستیزه ، ضدیت ، نا سازگاری ، تضاد ، کشمکش ، مناقشه ، مغایرت ، کشاکش
velitation (اسم)
مناقشه

معنی کلمه مناقشه به عربی

محسوم
اِحْتِدامُ الْمُناقَشَة

مناقشه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدعلی
تضاد, کشمکش, برخورد, نبرد, مغایرت، بحث و جدل، جر و بحث, زد و خورد جزیی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف مناقشه   • معنى مناقشه   • معنی در مثل مناقشه نیست   • مناغشه   • مفهوم مناقشه   • مناقشه قره باغ   • معنی کلمه مناقشه چیست   • معنی مناقصه   • معنی مناقشه   • معرفی مناقشه   • مناقشه یعنی چی   • مناقشه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مناقشه

کلمه : مناقشه
اشتباه تایپی : lkhrai
آوا : monAqeSe
نقش : اسم
عکس مناقشه : در گوگل

آیا معنی مناقشه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )