برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1407 100 1

ملکی

/maleki/

مترادف ملکی: پای پوش، کفش، گیوه، پاپوش

معنی ملکی در لغت نامه دهخدا

ملکی. [ م َ ل َ ] (ص نسبی ) مأخوذ از تازی ، منسوب به ملک ، یعنی فرشته. (ناظم الاطباء). فرشته ای. چون فرشتگان. درخور فرشتگان. مَلَکیة :
همتهای فلکی بینمش
سیرتهای ملکی بینمش.
منوچهری.
ذات او راست صفات ملکی و بشری
که به سیرت ملک است او و به صورت بشر است.
امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص 104).
او بشر بود ولی روح ملک داشت کنون
ملکی روح به تصویر بشر بازدهید.
خاقانی.
کودکان را هیبت استاد نخستین از سر برفت معلم دومین را اخلاق ملکی دیدند و یک یک دیو شدند. (گلستان ). همه ٔ جنود ملکی و شیطانی و حقایق جسمانی و روحانی را در تحت احاطت ذات خود در عالم صغیر مشاهده کند. (مصباح الهدایه چ همایی ص 90). اکثر متصوفه برآنند که انواع خواطر چهار بیش نیست : حقانی وملکی و نفسی و شیطانی. (مصباح الهدایه چ همایی ص 104). اما فرق میان خاطر حقانی و ملکی آن است که خاطر حق را هیچ خاطر دیگر معارض نشود. (مصباح الهدایه ایضاً ص 105). || دیندار. (ناظم الاطباء).

ملکی. [ م َ ل َ ] (حامص ) ملک بودن. فرشته بودن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). فرشتگی :
شاه ملکان پیشرو بارخدایان
ز ایزد ملکی یافته و بارخدایی.
منوچهری.
در تو هم دیوی است و هم ملکی
هم زمینی به قد و هم فلکی
ترک دیوی کنی ملک باشی
ز شرف برتر از فلک باشی.
سنائی.
تا چند معزای معزی که خدایش
زینجا به فلک برد و بقای ملکی داد
چون تیر فلک بود قرینش به ره آورد
پیکان ملک برد و به تیر فلکی داد.
سنائی.
ز پرده ٔ بشری می زند نوا لیکن
رسد به گوش من آواز سبحه ٔ ملکی.
جامی.
و رجوع به مَلَکیّت شود.

ملکی. [ م َ ل َ کی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به مَلِک ، و مَلَکیة تأنیث آن. (از اقرب الموارد). هرگاه اسم منسوب الیه ثلاثی و مکسورالعین باشد عین الفعل چنین اسمی در نسبت مفتوح گردد، مانند مَلَکی منسوب به مَلِک. (از مقدمه ٔ المنجد). رجوع به مدخل بعد شود.

ملکی. [ م َ ل َ ] (ص نسبی ) مأخوذ از تازی ، منسوب به مَلِک ، یعنی پادشاهی. (ناظم الاطباء). شاه ...

معنی ملکی به فارسی

ملکی
درفارسی نوعی ازگیوه رامیگویندکه رویه آن بلندترازگیوه های معمولی است وپشت پاشنه آنرانیزچرم می دوزند
ملک بودن پادشاهی سلطنت .
ماخوذ از تازی منسوب به ملک یعنی پادشاهی .
[ گویش مازنی ] /maleki/ گیاهی شبیه اسفناج است که در پلو ریزند – نوعی گیاه صحرایی
فرشته خو . نیک نهاد و آنکه نهاد وی مانند فرشته باشد .
( صفت اسم ) از ملک
تاریخ ملکشاهی .
مسجدی در مصر
دهی است از دهستان بابالی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد .
نوعی گنجشک که از همه انواع خردتر است پرنده ایست که از آن خردتر هیچ پرنده نباشد صفراغون
دهی است جزئ دهستان خرقان غربی بخش آوج شهرستان قزوین واقع در ۴۴ هزار گزی شمال باختری آوج و ۴۴ هزار گزی راه عمومی ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر
نفس مطمئنه . روحی که متصف به صفات حمیده بود . نفوس فرشتگان و اهل عصمت را که از هوا های نفسانی و وساوس شیطانی درامان اند نفس ملکی گویید و نفوس اولیائ الله را که در مرتب. علم به کمال ممکن خود رسیده اند نفوس ملکیه گویند و نفوس مطمئنه هم نامند .

معنی ملکی در فرهنگ فارسی عمید

ملکی
۱. [عامیانه] نوعی گیوه که رویۀ آن بلندتر از گیوه های معمولی است و پشت پاشنۀ آن را نیز چرم می دوزند.
۲. (حاصل مصدر) [قدیمی] مربوط به سلطنت، پادشاهی.
۳. (صفت نسبی، منسوب به ملکشاه سلجوقی) [قدیمی] مربوط به ملکشاه: تقویم ملکی.

ملکی در دانشنامه اسلامی

هر چند استاد علم اخلاق مرحوم همدانی به ظاهر در سال 1311 به کنار تربت شهدا مدفون شد، اما شیخ بهاری و میرزا ملکی و... از هر لحاظ وارث استاد گردیدند، و بهار عمر او را برای همیشه زنده نگه داشتند. زبان و قلم از شرح فضائل و مکارم این استاد بزرگ اخلاق قاصر است و او بالاتر از آنکه فقیری بخواهد با قلم نارسا شرحی از او نگارد!، ولی چون او خالصانه کشکول گدائی خویش را به پیشگاه صاحب و صاحب نیز به پیشگاه خالق می برد. فقیر هم با قلبی مملو به عشق اینها و با دستی خالی، خاضعانه گوید: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ـ آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند!!
مسلما هدف از زندگی رسیدن به کمال است، و راه کمال را کسانی پیمودند که متخلق به اخلاق الله شدند و این میرزای مزبور این چنین بود، زیرا او بهترین شاگرد مکتب، و با اولیای خویش بهترین پیوند را برقرار نمود.
حاج میرزا جواد آقا فقیهی است بارع، عالمی عامل، عارفی خاشع، زاهدی استوار، متهجدی بی قرار، در همه احوال به یاد خدا، پیکری سراسر علم، ورع و تقوا و عاشقی مدام در راز و نیاز، سکوت او تفکر و تفکر او بهتر از عبادت. اعمال او برون ز مستحب واجب نبود، چه آنکه او کاملا خدا گونه بود. حرف او، درس او، ذکر او و مخصوصا فکر او همه برای خدا و در راه خدا بود و با دیدن او هر انسان به یاد خدا و اولیای واقعی خدا می افتاد.
مرحوم ملکی سالها در عتبات عالیات از محضر درس آقا رضا همدانی، علامه نوری، آخوند خراسانی و مرحوم ملا حسینقلی همدانی برخوردار بود و در عمل و علم و فضائل اخلاقی بسان اساتید خویش گشت، و به مراتب کمال و کرامات انسانی نائل آمد. سپس به زادگاه خویش (تبریز) مراجعت نمود، و چند سالی به ترویج و تدریس مشغول بود، اما دیری نپائید که شمع محفل آیات قم در مرکز روحانیت مستقر شد و مدتها در مدرسه فیضیه آیات و اعلام دیروز و امروز ما را متخلق به اخلاق نمود و درجاتی پیمود که مورد توجه ارباب خویش و صاحب اصلی واقع گردید و مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط . که به حمد الله دست عطوفت و مهربانیش مستدام است.
بیننده ی عزیز: صاحب ترجمه کتب اخلاقی به نام سیر و سلوک، مراقبات و اسرار الصلوة دارد که خواندن آنها ضرورت دارد. او در سال 1343 در پایان دهه اول ذیحجه بعد از خواندن دعای روز عرفه به دیار عشاق پی ...

ملکی در دانشنامه ویکی پدیا

ملکی
ملکی دارای کاربردهای زیر می باشد:
حسین ملکی، مدیر فیلم برداری، عکاس و بازیگر اهل ایران
خلیل ملکی سیاست مدار
کیهان ملکی هنرپیشه
میرزا جواد ملکی تبریزی، عالم معاصر فقه و اصول و اخلاق و حکمت و عرفان اسلامی
ملکی (زابل)، روستایی از توابع بخش میان کنگی شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان مارگان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸۰ نفر (۴۸خانوار) بوده است.
ملکی روستایی در دهستان پترگان بخش مرکزی شهرستان زیرکوه استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۴۱۲ نفر (در ۱۱۱ خانوار) بوده است.
ملکی (قشم)، روستایی از توابع بخش شهاب شهرستان قشم در استان هرمزگان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان صلخ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹۳ نفر (۴۵خانوار) بوده است.
مُلکی اصطلاحی است که برای توصیف مجموعه ای از شاخه های مسیحیت ارتودکس شرقی به کار می رود که در منطقهٔ بیزانس رایج بودند و پیروانش ریشه در خاورمیانه داشتند.
واژهٔ ملکی ریشه در زبان های سامی دارد، و در زبان سریانی (ܡܠܟܝܐ‎)، عبری (מלך)، عربی (ملكي)، نیز یافت می شود؛ ریشهٔ این واژه معنای «سلطنتی» یا «امپراتوری» دارد.
ملکی یک روستا در ایران است که در استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. ملکی ۲۸۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ملکی

ملکی در جدول کلمات

ملکی که از تعلق مالک بیرون آمده
مصادره شده
ساخته پرویز صبری در سال 79 با شرکت امین حیایی | زیبا بروفه | مانی کسرائیان | کیهان ملکی و نیلوفر خوش خلق
مانی و ندا
ساخته پرویز صبری | با بازی امین حیایی | کیهان ملکی | زیبا بروفه و نیلوفر خوش خلق
مانی و ندا

معنی ملکی به انگلیسی

state (صفت)
کشوری ، ملکی
proprietary (صفت)
اختصاصی ، ملکی ، وابسته به مالک ، متعلق به ملاک

معنی کلمه ملکی به عربی

ملکی
زراعي

ملکی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
پاپوش عشایر لر بختیاری
گیوه ملکی نام دارد

ملکی::ملکشاه اول پسر شیخ محمد خان اول پسر بیژن خان پسر سپهسالار بختیار
جد ایل لر بختیاروند

طایفه ملکشاه وند لملمی ایل منجزی
(مال ملی::مال ملک )
طایفه مالکی*ملکی*بهداروند
ارش
پادشاه...فرشته
یکی از طایفه های بزرگ خرم اباد (کورد اصیل)
(معروف به کورد علی)
بهاری
طایفه کردلی ایل لر بختیاری
کر::پسر
دلی*دالو*::مادر

استان لرستان پشیکوه
استان لرستان پشتکوه
استان باختران لر کرمانج
استان عیلام*خوزستان *

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رزرو نوبت دکتر مریم ملکی   • آدرس مطب دکتر مریم ملکی   • دکتر محمد ملکی   • دکتر ملکی متخصص پوست مشهد   • دکتر ملکی جراح بینی   • بهترین دکتر متخصص پوست در اصفهان   • دکتر مریم ملکی متخصص زنان و زایمان   • بهترین متخصص پوست و مو در تهران   • معنی ملکی   • مفهوم ملکی   • تعریف ملکی   • معرفی ملکی   • ملکی چیست   • ملکی یعنی چی   • ملکی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ملکی
کلمه : ملکی
اشتباه تایپی : lg;d
آوا : maleki
نقش : اسم فامیل
عکس ملکی : در گوگل

آیا معنی ملکی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )